خبر کامل
«بالهای آوازخوان»؛ هیمن خالدی از پیوند مهاجرت لکلکها و انسان در کردستان میگوید
الهام از آوازهای کودکی: پیوند انسان و لکلک در کردستان
هیمن خالدی، کارگردان مستند تحسینشده «بالهای آوازخوان»، که به روایت مهاجرت لکلکها در کنار زندگی یک خانواده واقعی در کردستان میپردازد، جزئیات شکلگیری ایده و فرایند ساخت این اثر را تشریح کرد. این مستندساز تأکید کرد که ریشه این پروژه عمیقاً به دوران کودکی و فرهنگ غنی کردی بازمیگردد؛ فرهنگی که در آن لکلکها نقشی محوری در ترانهها، داستانها و آیینها داشتهاند.
ریشه دغدغه: از آیینهای محلی تا پرسشهای عمیق
خالدی با اشاره به خاطرات خود از استقبال مردم از بازگشت سالانه لکلکها و بازیها و روایتهای مادربزرگها درباره غذا دادن و ارتباط با این پرندگان، گفت که این مشاهدات در ذهن او تهنشین شده و به دغدغهای جدی تبدیل شد: «انسانِ کرد چگونه با طبیعت و حیوانات ارتباط برقرار میکند؟»
این ارتباط فقط محدود به لکلکها نبود؛ من از نزدیک میدیدم که نسلهای قبل چگونه با حیوانات خانگی و دامهای خود رفتار میکردند و آنها را بخشی از زندگی و طبیعت خود میدانستند. همه این مشاهدات باعث شد این موضوع برای من به یک دغدغه جدی تبدیل شود.
نقطه عطف داستان: مهاجرت پرنده، مهاجرت انسان
انتخاب زاویه دید «رابطه انسان و طبیعت» در روایت مهاجرت، زمانی قطعی شد که تیم سازنده در حین تحقیق با خانوادهای در یک روستا آشنا شدند. این خانواده یک سال از یک لکلک آسیبدیده مراقبت کرده بودند. خالدی با مشاهده آسیب دیدن بسیاری از لکلکها در اثر برخورد با سیمهای فشار قوی و علاقه مردم به نگهداری از آنها، پیشنهاد داد که سال بعد نیز از یک لکلک دیگر مراقبت کنند و پیرزن خانواده با روی گشاده پذیرفت.
لحظه الهامبخش اصلی زمانی رخ داد که پیرزن ناخودآگاه مهاجرت لکلکها را با مهاجرت دخترش مقایسه کرد:
وقتی از او پرسیدم این لکلکها به کجا مهاجرت میکنند، گفت:« نمیدونم کجا ولی شاید آنها هم مثل دخترم به اروپا مهاجرت میکنند.» این مقایسه برای من بسیار تأثیرگذار و الهامبخش بود به طوری که تا صبح خوابم نبرد؛ پیوندی میان مهاجرت انسان و مهاجرت پرندگان که آغاز یک پروژه مستند جدی و متفاوت بود.
ساختار روایی موازی و مستندسازی زندگی
مستند «بالهای آوازخوان» مهاجرت را صرفاً از منظر اجتماعی یا سیاسی روایت نمیکند، بلکه بر پیوند انسان و طبیعت تمرکز دارد. در این فیلم، روایتها بهصورت موازی در زندگی چهار زوج متفاوت پیش میروند:
- زوج لکلک: نر و ماده، با پشتوانه علمی و باور محلی مبنی بر تکهمسر بودن.
- زوج مسن: خاله خدیجه و مجی.
- زوج میانسال: ژاله و همسرش.
- زوج جوان: همسایه که برای کمک به پروژه در کنار تیم حضور داشتند.
ایده حضور ماجرای بارداری و روایت کودکانه «لکلکها نوزاد میآورند» نیز به شکلی کاملاً اتفاقی وارد فیلم شد؛ همسر خالدی و همچنین زنِ زوج جوانی که برای کمک آمده بودند، در جریان ساخت مستند باردار بودند. این صمیمیت و زندگی در کنار هم باعث شد که روایت فیلم از دل قصههای کوچک و گفتوگوهای روزمره شکل بگیرد.
خالدی تاکید کرد که اگرچه یک طرح کلی و فیلمنامه مبتنی بر پیشبینیها وجود داشت، اما فیلمنامه
مهاجرت معکوس: بازگشت به سرزمین مادری
خالدی نگاه خود به مفهوم مهاجرت در فرهنگ کردی را اینگونه توضیح داد که در این فرهنگ، سفر و مهاجرت همواره با یک انتخاب آگاهانه و جذابیت همراه بوده است. او که خود بخش قابل توجهی از زندگیاش را در سفر و مهاجرت گذرانده و چند سال در تهران زندگی کرده بود، با بازگشت به کردستان، آرامشی بینظیر را تجربه کرد که در مقابل تنشها و آلودگیهای تهران قرار داشت.
در نهایت، او تصمیم گرفت به سرزمین مادریاش بازگردد و بخشی از پژوهش مستند را در مریوان انجام داد. این بازگشت و
لوکیشن ایدهآل: روستای درهتفی
برای انتخاب لوکیشن، خالدی تمام روستاهای کردستان از جمله اشنویه، پیرانشهر، سردشت، مریوان، بوکان و سقز را که لکلک در آنها حضور داشت، بررسی کرد. هدف او پیدا کردن خانوادهای بود که تجربه نگهداری از لکلک داشته و کاراکتری گیرا برای روایت داستان فراهم کند.
روستای «درهتفی» در کنار یک دریاچه و در طبیعتی کوهستانی و جنگلی، به دلیل تعامل و مشارکت فعال اهالی در مراقبت از لکلکها و ساخت خانه برای آنها، بهعنوان لوکیشن اصلی انتخاب شد. در نهایت، خانواده خدیجه و مجی که آخرین شانس تیم در آن روستا بودند، به کاراکترهای اصلی و بخش مهمی از روایت فیلم تبدیل شدند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۳:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۴