خبر کامل
ناترازی بانکها؛ موتور محرک تورم مزمن و کاهش قدرت خرید خانوارها

ناترازی بانکها؛ موتور محرک تورم مزمن در اقتصاد ایران
ناترازی شبکه بانکی کشور به کانون اصلی بحثهای اقتصادی تبدیل شده و دیگر صرفاً یک مشکل ترازنامهای نیست؛ بلکه به عنوان عامل مستقیم و اثرگذار بر رشد نقدینگی و افزایش سطح عمومی قیمتها مطرح میشود. این پدیده نقشی کلیدی در شکلگیری تورم مزمن دارد و آثار ملموس آن در معیشت و کاهش قدرت خرید خانوارها به وضوح دیده میشود.
تعریف و علل شکلگیری ناترازی نظام بانکی
ناترازی نظام بانکی به وضعیتی اشاره دارد که در آن ترکیب داراییها و بدهیهای بانکها با الزامات نظارتی همخوانی ندارد. در بسیاری از بانکها، سهم داراییهای نقد از کل بدهیها پایینتر از سطح استاندارد است. این امر باعث کاهش قدرت نقدشوندگی و توانایی بانکها در ایفای تعهدات کوتاهمدت میشود.
مهمترین عوامل ایجاد ناترازی عبارتند از:
- داراییهای منجمد: بخش قابلتوجهی از منابع در قالب مطالبات غیرجاری، املاک مازاد و داراییهای قفلشده در ترازنامهها باقی ماندهاند.
- نقض شاخصهای نظارتی: شاخصهایی مانند کفایت سرمایه و نسبت مطالبات غیرجاری از حدود مجاز فراتر رفته و به سطح هشدار رسیدهاند.
- وابستگی به بانک مرکزی: بانکهای ناتراز برای تأمین نقدینگی مورد نیاز خود ناچار به اضافهبرداشت از بانک مرکزی یا استفاده از خطوط اعتباری میشوند.
ناترازی و خلق پول بدون پشتوانه
پیامد مستقیم ناترازی بانکها، حرکت آنها به سمت خلق پول بدون پشتوانه تولید است. در نظام بانکی، هر تسهیلاتی که پرداخت میشود، پول جدیدی ایجاد میکند. زمانی که این منابع به جای هدایت به سمت تولید، وارد فعالیتهای غیرمولد میشوند، حجم پول بدون پشتوانه مولد افزایش مییابد.
رشد نقدینگی در سالهای اخیر با رشد تولید همخوانی ندارد و این شکاف، فشار تورمی را به صورت مستقیم افزایش داده است. آثار این روند در رشد قیمت مسکن، ارز، طلا و کالاهای اساسی بهوضوح دیده میشود.
نقش شبکه بانکی در تورم ۴۰ درصدی
ناترازی ترازنامه بانکها ریشه بخش قابلتوجهی از تورم جاری کشور است. بر اساس برآوردها، نزدیک به ۱۰ واحد درصد از تورم حدود ۴۰ درصدی موجود، بهطور مستقیم با ناترازی نظام بانکی ارتباط دارد که نشاندهنده نقش معنادار این شبکه در شکلدهی به قیمتهاست.
بدهیهای فزاینده بانکها به بانک مرکزی
یکی از شاخصهای ملموس ناترازی، میزان بدهی بانکها به بانک مرکزی است. این بدهیها مستقیماً باعث افزایش پایه پولی، که موتور اصلی رشد نقدینگی است، میشوند.
| شاخص | پایان سال ۱۴۰۳ (تومان) | تغییر نسبت به سال قبل |
|---|---|---|
| بدهی بانکها به بانک مرکزی | ۱۱۷۰ هزار میلیارد | بیش از ۵۰ درصد افزایش |
دوراهی دشوار بانک مرکزی و نیاز به اصلاحات
بانک مرکزی در مواجهه با این وضعیت، با یک دوراهی سخت روبهرو است:
- اعمال انضباط پولی: افزایش فشار بر بانکهای ناتراز و بالا بردن ریسک بروز بحران بانکی.
- تزریق نقدینگی: حفظ ثبات شبکه بانکی به قیمت تشدید تورم.
متأسفانه، بانک مرکزی در بسیاری از مقاطع، تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی، مسیر تزریق نقدینگی را بر اصلاحات سختگیرانه ساختاری ترجیح داده است. تلاشهایی مانند افزایش سپرده قانونی برای مهار خلق پول نیز به دلیل ضعف نظارت و عملکرد شبکه بانکی، اثرگذاری محدودی داشتهاند.
اصلاحات ساختاری؛ راهکار مهار تورم
اصلاح ساختار بانکی، تنها راهکار بلندمدت برای کاهش رشد نقدینگی و تثبیت قیمتهاست. این اصلاحات باید همگام با سیاستهای مالی دولت صورت گیرد تا ناترازی بانکها متوقف شود و تورم از سطح مزمن کنونی خارج گردد. تجربه موفق اسپانیا پس از بحران مالی ۲۰۱۲، که با اصلاح تدریجی و تضمین سپردهها اعتماد عمومی را بازسازی کرد، میتواند الگویی در این زمینه باشد.
اصلاحات ضروری شامل موارد زیر است:
- بازطراحی قواعد نظارتی
- شفافسازی کامل ترازنامهها
- نظارت قوی و مستمر بر عملکرد بانکها
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
