خبر کامل
قهرمانان خاموش جاده و شهر: روایت زندگی سه راننده در روز حمل و نقل
در ساعات سرد صبحگاهی، پیش از آنکه شهر از خواب زمستانیاش بیدار شود، هزاران راننده پشت فرمان مینشینند تا چرخ زندگی جامعه را به حرکت درآورند. اینان قهرمانان خاموشی هستند که در سکوت، بار مسئولیت حمل و نقل میلیونها انسان و کالا را بر دوش میکشند. به مناسبت ۲۶ آذر، روز ملی حمل و نقل و رانندگان، به سراغ سه نفر از این فعالان سختکوش رفتیم تا از زبان آنها، عشق، سختیها و دلبستگیشان به این شغل حیاتی را بشنویم.
قهرمانان خاموش شهر و جاده: زندگی در مسیر
راننده اتوبوس: «ما سفیر شهریم»
محمدرضا کریمی، مردی ۴۸ ساله با ۲۲ سال سابقه رانندگی اتوبوس در خط ۱۳۲، هر روز ساعت چهار و نیم صبح، زمانی که اکثر مردم در رویاهای خود غرق هستند، کار خود را آغاز میکند. او از فشار کاری و نیاز به حفظ روحیه میگوید:
«میدانید چه چیزی سخت است؟ این است که هر روز صبح باید با لبخندی که گاهی از ته دل نیست، سوار اتوبوس شوم. چون میدانم اگر من بداخلاق باشم، روز دهها مسافر خراب خواهد شد.»
کریمی به سختیهای جسمی این شغل طولانیمدت اشاره میکند. او روزانه ۱۲ تا ۱۳ ساعت پشت فرمان مینشیند و این فشار، عوارض جدی بر سلامتی او گذاشته است:
- درد شدید کمر که مانع خواب شبانه میشود.
- بیحسی دستان ناشی از فشار مداوم بر دنده و فرمان.
- آسیب دیدگی زانوها به دلیل استفاده مکرر از پدالها.
او در میان سختیهایی چون تصادفات، درگیریهای مسافران و ترافیکهای طاقتفرسا، تنها با یک چیز سرپا میماند: قدردانی مردم. او میگوید دعای خیر یک مادر پیر یا تشکر یک کودک خردسال، تمام خستگیها را از یادش میبرد. کریمی با صدایی لرزان از فداکاریهای خانوادگی میگوید:
«فرزندانم بزرگ شدند و من اکثر جشنهای تولدشان را از دست دادم. شبهای عید که همه دور هم جمع میشوند، من سر خط بودم. اما این شغل متعلق به من است، این هویت من است. ما فقط راننده نیستیم، ما سفیر شهر هستیم.»
راننده تاکسی: «هر روز صد داستان میشنوم»
حسین رضایی، ۳۵ ساله، ۱۰ سال است که در خیابانهای بجنورد تاکسیرانی میکند. او خودروی زردرنگ خود را نه یک وسیله کار، بلکه یک "مدرسه زندگی" میداند:
«تاکسیرانی فقط یک شغل نیست، یک مدرسهی زندگی است. هر روز صد نفر سوار خودروی من میشوند، هر کدام یک دنیا غم و شادی دارند. من شاهد خندهها و گریههایشان هستم.»
رضایی از چالشهای زندگی شبکارها میگوید: شبکاری به معنای از دست دادن زندگی عادی، خوابیدن همسر و فرزندان بدون حضور پدر، و دوری از مراسمهای خانوادگی و اجتماعی است. او شب سال نو و سایر جشنها را در خیابان میگذراند.
با این وجود، او عاشق این شغل است، به ویژه لحظاتی که توانسته است کمکی به دیگران برساند؛ مانند رساندن یک زن مسن بیپول به بیمارستان بدون دریافت کرایه یا پیدا کردن یک کودک گمشده. اما مشکلات اقتصادی، سایه سنگین خود را بر این حرفه انداخته است:
- افزایش مستمر قیمت سوخت و قطعات یدکی.
- ثابت ماندن نرخ کرایهها در مقابل تورم هزینهها.
او با درد میگوید: «گاهی اوقات تا شب کار میکنم اما درآمدی که حاصل میشود، بیشترش صرف سوخت و هزینههای خودرو میشود.»
راننده کامیون: «جاده خانهی دوم من است»
علی اکبر محمدی، ۵۲ ساله، ۳۰ سال از عمر خود را به رانندگی کامیون اختصاص داده است. او مردی است که آرامش خانه را با دوری جادهها معاوضه کرده است. او وضعیت خود را اینگونه توصیف میکند:
«جاده عشق من است و زندان من. من بیشتر وقتم را در کابین کامیونم بودهام تا در خانه. دخترم بزرگ شد و من ندیدم چگونه از یک کودک خردسال تبدیل شد به یک دختر جوان.»
او نمادی از میلیونها راننده بخش حمل و نقل جادهای است که با فداکاری، شریانهای حیاتی اقتصاد کشور را زنده نگه میدارند، حتی به قیمت از دست دادن بخشهای مهمی از زندگی خانوادگی خود.
۲۶ آذر؛ روز قدردانی از زحمات شبانهروزی
نامگذاری ۲۶ آذرماه در تقویم رسمی کشور به عنوان روز حمل و نقل و رانندگان، فرصتی مغتنم برای قدردانی از زحمات میلیونها راننده و کارگر این بخش است که شبانهروز در خدمت جامعه و اقتصاد کشور هستند و زندگی خود را وقف تسهیل امور روزمره مردم کردهاند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۶:۱۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۶