آیکون خبر

خبر کامل

۹ فیلم پیشنهادی برای تماشا در شب یلدا؛ پیوند سنت قصه‌گویی با هنر سینما

شب یلدا، طولانی‌ترین شب سال، نه تنها یک مناسبت تقویمی، بلکه آیینی فرهنگی است که در آن خانواده‌ها گرد هم می‌آیند تا به روایت، خاطره و باهم‌بودن پناه ببرند. در این شب تأمل‌برانگیز، سینما به عنوان هنر قصه‌گویی مدرن، می‌تواند هم‌نشین ایده‌آلی باشد؛ فرصتی برای تماشای فیلم‌هایی که گفت‌وگو می‌سازند و احساس مشترک خلق می‌کنند.

پیوند یلدا و روایت‌گری سینمایی

یلدا شبی است که تاریکی‌اش برای روشن‌تر دیده شدن نور، صدای خنده، شعر حافظ و قصه‌هایی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند. در این شب، خانواده و روایت در مرکز جهان می‌ایستند. سینما، به‌عنوان هنر قصه‌گویی مدرن، نسبت عمیقی با چنین شبی دارد. همان‌طور که در یلدا گرد هم می‌آییم تا روایت بشنویم، فیلم‌ها نیز ما را به دور آتش خیال جمع می‌کنند؛ روایت‌هایی از عشق، تنهایی، امید، فقدان و تولد دوباره.

مقاله پیش‌رو تلاشی است برای پیوند زدن سنت یلدایی ایرانیان با تجربه‌ی سینما. در ادامه، فیلم‌هایی معرفی می‌شوند که تماشای آن‌ها در شب یلدا معنا و طعمی متفاوت پیدا می‌کند؛ آثاری که با فضای خانوادگی، شبانه، شاعرانه یا حتی تلخ‌وشیرین خود، می‌توانند هم‌نشین خوبی برای بلندترین شب سال باشند؛ فیلم‌هایی برای دیدن کنار خانواده، دوستان یا حتی در تنهاییِ آگاهانه‌ی یلدایی.

معرفی فیلم‌های پیشنهادی برای بلندترین شب سال

October Sky (1999): پایان شب سیه سپید است

تصویری از فیلم October Sky

فیلم October Sky اثری الهام‌بخش و صمیمی به کارگردانی جو جانستون است که بر اساس داستان واقعی هومر هیکم، نوجوانی در شهری معدن‌خیز در دهه ۵۰ آمریکا ساخته شده است. در محیطی که آینده اغلب پسرها به اعماق معدن ختم می‌شود، هومر با دیدن پرتاب اولین ماهواره فضایی (اسپوتنیک)، رویایی تازه پیدا می‌کند: ساختن موشک و رسیدن به آسمان.

فیلم با نگاهی انسانی، تضاد میان رؤیای فردی و فشار سنت، خانواده و محیط را به‌تصویر می‌کشد. قدرت اصلی آن در رابطه پدر و پسر و مسیر بلوغ شخصیت اصلی نهفته است، جایی که شکست‌ها، تردیدها و مقاومت اطرافیان به بخشی از فرایند رشد تبدیل می‌شوند. این اثر با روایت ساده، موسیقی گرم و بازی‌های باورپذیر، حس «امکان تغییر» را زنده نگه می‌دارد.

Perfect Days (2023): شاهکاری برای ما انسان‌های تنها

تصویری از فیلم Perfect Days

تنهایی در فیلم Perfect Days طردشدگی یا افسردگی نیست؛ بلکه انتخابی آگاهانه و روشی برای زیستن است که با سکوت، توجه و زندگی پیوند خورده است. زندگی قهرمان فیلم در یک دور تکرار زنده و آگاهانه جریان دارد: پذیرش زندگی و مکثی کوتاه در میانِ هیاهو.

این اثر تمیز و ساکت، رویش گل‌ها و صدای بارش باران را در آرامشی خاص به تصویر می‌کشد. Perfect Days در کلامی ساده یک شاهکار درخشان و انسانی است که به زبانِ ناگفته با ما سخن می‌گوید؛ زبانی که در آن خم شدن آرامِ قهرمان برای دستمال‌کشیدن یک آینه، یا مکثش پای یک درخت، بیشتر از هزار دیالوگ معنی دارد.

این فیلم تأملی درباره‌ زیستنِ درست است؛ درباره اینکه چطور می‌شود در دنیایی که سرعت و صدا را تحسین می‌کند، به سکوت و سادگی وفادار ماند. این فیلم یادمان می‌آورد که آرامش هنوز ممکن است و زندگی هنوز جایی میان نور، باران، کارِ ساده و نگاهِ عاشقانه به جهان جریان دارد.

Les Belles de Nuit (1952): پناه بر رویا

تصویری از فیلم Les Belles de Nuit

فیلم «زیبایی‌های شب» ساخته رنه کلر، فراتر از یک کمدی فانتزی، تأملی ظریف و چندلایه بر ماهیت آرزو، واقعیت و خیال‌پردازی انسان است. فیلم روایت کلود (ژرار فیلیپ)، پیانیست شکست‌خورده‌ای است که از ناکامی‌های زندگی معاصر به خواب پناه می‌برد. در این پناهگاه امن، او خود را در دل قرون گذشته و ماجراهای عاشقانه‌ای پرزرق و برق می‌یابد.

نبوغ کلر در اینجاست که صداهای آزاردهنده محیطی با طنزی ظریف و معنادار به دل فانتزی‌های قهرمان نفوذ می‌کنند و گسست ناپایدار رویا از واقعیت را آشکار می‌سازند. میزانسن فیلم نیز با تقابل قاب‌های باشکوه صحنه‌های رویایی در برابر فضای ساده آپارتمان قهرمان، کششِ ویرانگر به سوی فرار را عینیت می‌بخشد.

پرسش مرکزی فیلم این است: آیا گذشته واقعاً زیباتر بود، یا این زیبایی ساخته‌ی ذهن ناراضی ماست؟ سفر قهرمان از انزوای رویاباخته‌اش به سمت پذیرش امکان شور و عشق در اکنون، در واقع سفری از نابالغی به بلوغ عاطفی است. این گذار، فیلم را به اثری انسان‌گرایانه و امیدبخش بدل می‌کند: شادی نه در گذشته‌ای موهوم، که در نگاه ما به اطراف و پذیرش زندگی با تمام کمبودهایش نهفته است.

Secondhand Lions (2003)

تصویری از فیلم Secondhand Lions

فیلم Secondhand Lions ترکیبی هوشمندانه از ماجراجویی، فانتزی ملایم و درام خانوادگی است که گزینه‌ای مطمئن و گرم برای شب یلدا به شمار می‌رود. داستان درباره پسری نوجوان است که تابستانش را نزد دو عموی سالخورده، عجیب‌وغریب و منزوی می‌گذراند. عموهایی که با بازی درخشان مایکل کین و رابرت دووال جان گرفته‌اند و با قصه‌هایی از گذشته، مرز میان واقعیت و افسانه را محو می‌کنند.

این فیلم به زیبایی از قدرت قصه‌گویی می‌گوید؛ اینکه چگونه روایت‌ها می‌توانند زندگی بسازند، امید بدهند و نسل‌ها را به هم پیوند بزنند. لحن آرام، پیام‌های انسانی، روابط خانوادگی گرم و حس نوستالژیکی که منتقل می‌کند، آن را گزینه‌ای ایده‌آل برای تماشای جمعی در شبی که درباره دور هم بودن و شنیدن قصه‌هاست، می‌سازد.

Chef (2014)

تصویری از فیلم Chef

فیلم Chef یکی از آثار نادیده‌گرفته‌شده هالیوود در دهه اخیر است که داستانی سرشار از عشق و آرامش را روایت می‌کند. جان فاورو، کارگردان این اثر، با بودجه ۱۴ میلیون دلاری یکی از دوست‌داشتنی‌ترین آثار خود را ساخت. داستان از جایی آغاز می‌شود که شخصیت کارل کسپر پس از اخراج از رستوران، تصمیم می‌گیرد تا همراه با بهترین دوست و فرزندش، یک کامیون را به رستورانی سیار تبدیل کند تا شاید بتواند دوباره خانواده‌اش را سر و سامان ببخشد.

فاورو تمام سکانس‌های مرتبط با آماده کردن غذا را با نهایت دقت و عشق کارگردانی کرده است. همین توجه و ظرافت نشان می‌دهد که یک سرآشپز بزرگ پیش از همه نکات، باید غذایی خوشمزه برای خودش و اطرافیانش آماده کند. Chef فیلمی است که قطعا درکنار یک خوراکی که به آن علاقه‌مند هستید، تجربه‌ای لذت‌بخش در شب یلدا خواهد بود.

The Old Oak (2023): شاهنامه آخرش خوش است

تصویری از فیلم The Old Oak

«بلوط پیر» جدیدترین اثر رئالیستی کن لوچ، کارگردان صاحب سبک، است که محصول مشترک سه کشور انگلستان، فرانسه و بلژیک است. این فیلم داستان انسان‌هایی است که مجبور به مهاجرت شده‌اند و حالا به دور از یار و دیار خود با بداخلاقی میزبانان جدید نیز دست و پنجه نرم می‌کنند.

قهرمان داستان برای زندگی و خانواده‌اش می‌جنگد و کارگردان به دور از سیاه‌نمایی، کاراکترهای داستانش را به کمک او فرا می‌خواند. رمز موفقیت «بلوط پیر» پیروزی انسانیت بر انسان است؛ جایی که دیگر نه ملیت اهمیت دارد و نه نژاد و مذهب. این فیلم تضادهای انسانی، خوبی و بدی، عشق و نفرت را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و یکی از بهترین‌های تاریخ سینما را خلق می‌کند.

به قول ارنست همینگوی: «دنیا محل زیبایی است و ارزش آن را دارد که به خاطرش جنگید».

The Guilty (2018)

تصویری از فیلم The Guilty

فیلم The Guilty یک درام روان‌شناختی به کارگردانی آنتوان فوکوآ است که براساس اثری دانمارکی با همین عنوان ساخته شده است. روایت تقریباً تمام فیلم در یک لوکیشن محدود جریان دارد. جیک جیلنهال در نقش مأمور پلیسی در اتاق تماس‌های اضطراری ۹۱۱ مسئول پاسخگویی به تماس‌های تلفنی است.

این مأمور ناگهان درگیر ماجرایی پیچیده از دل تماس‌ها می‌شود و تلاش می‌کند با کنترل وضعیت، به شکلی به بحران پایان دهد. فیلم از نظر بصری، بازیگری و طراحی صوتی یکی از نمونه‌های شاخص ژانر درام محسوب می‌شود. بازی درخشان جیلنهال یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت فیلم به شمار می‌آید. The Guilty انتخابی مناسب برای شب‌های سرد زمستان است؛ اثری که با قرار دادن تماشاگر در بطن قصه، روایتی جذاب و پرکشش را پیش روی او قرار می‌دهد.

سه گانه Paddington (2014, 2017, 2024)

تصویری از سه گانه پدینگتون

در شب یلدا که گرد هم می‌آییم تا با نور مهربانی و شادی بلندترین شب سال را گرامی بداریم، هیچ همراهی دلپذیرتر از سه گانه سینمایی پدینگتون نمی‌تواند باشد. این مجموعه که با فیلم‌های "پدینگتون" (۲۰۱۴) و "پدینگتون ۲" (۲۰۱۷) و سپس "پدینگتون در پرو" (۲۰۲۴) تکمیل شد، درک زیبا و ساده‌ای از مهربانی را به عنوان ستون اصلی داستان سرایی عرضه می‌کند.

تماشای این سه گانه تجربه‌ای مشترک برای همه اعضای خانواده فراهم می‌آورد. این داستان‌ها با کمدی فیزیکی کلاسیک، رنگ‌های گرم و شاد و پیامی جهان شمول درباره خانواده و تعلق، درست مانند سفره یلدا، طیف وسیعی از سنین و سلیقه‌ها را دور هم جمع می‌کند و حسی از گرما و امیدواری ماندگار را به جای می‌گذارد.

Sabrina (1954)

تصویری از فیلم سابرینا با بازی آدری هپبورن

فیلم «سابرینا» به کارگردانی بیلی وایلدر و با بازی خیره‌کننده‌ی آدری هپبورن، یکی از بهترین عاشقانه‌های تاریخ سینماست. داستان حول محور سابرینا دنیلسون، دختر راننده‌ی خانواده‌ای ثروتمند، می‌چرخد که دلباخته‌ی پسر کوچک خانواده، دیوید لارسون، است. سابرینا پس از سفر به پاریس، به یک زن آراسته و مسحورکننده تبدیل می‌شود.

این فیلم به شدت بوی انسانیت می‌دهد و در ساده‌ترین شکل ممکن، اثری اصیل و آرامش‌بخش به‌ شمار می‌رود. تلاقی جذاب هپبورن با همبازی‌هایش (همفری بوگارت و ویلیام هولدن) کاملاً در خدمت این افسانه می‌آید. این اثر دیالوگ‌های ماندگار و صحنه‌های حال خوب کن دارد. از جمله:

  • «سرآشپز: حواست به کار نیست، تو عاشقی، یه عاشق غمگین… سابرینا: از کجا معلومه؟… سرآشپز: یه خانم عاشقِ شاد غذا رو می‌سوزونه، ولی یه عاشقِ غمگین یادش میره اجاق رو روشن کنه»
  • «هیچ مردی به اختیار خودش تنهایی رو انتخاب نمی‌کنه»

بیلی وایلدر در «سابرینا» به شکل خیلی ساده، بی‌آلایش و در عین حال جذاب از عشق و اختلاف طبقاتی حرف می‌زند. این فیلم چنان زیباست که انگار یک اثر سیاه و سفید را رنگی‌تر از هر فیلم امروزی دیگری کرده است.

Harvey (1952)

تصویری از فیلم هاروی با بازی جیمز استوارت

فیلم هاروی از آن دست فیلم‌هایی است که در زمره بهترین آثار قابل تأمل تاریخ جای می‌گیرد و گذر زمان برایش قابل تعریف نیست؛ بلکه هنوز هم آن جادوی سینمایی و کلاسیک خود را داراست. داستان فیلم درباره مردی خوش‌مشرب و دوست‌داشتنی به نام داوود ال‌وود پی است که با موجودی ماورایی ارتباط دارد.

در قالب ارتباط او با این موجود نکاتی عمیق و روانشناختی از رفتار و حس‌و‌حال انسان نهفته است که مخاطب فیلم را به فکر درباره این مضامین دعوت می‌کند. هاروی با بازی درخشان جیمز استوارت، فضای آرام، دیالوگ‌های هوشمندانه و شخصیت‌پردازی ظریف؛ اثری گرم، شوخ‌طبع و در عین حال عمیق است که هنوز هم پس از ده‌ها سال، تماشاگر را به لبخند و تأمل وا‌می‌دارد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗