خبر کامل
ولادیمیر پوتین و میراث پتر کبیر: سه معضل تاریخی که روسیه را به سمت رهبری متمرکز سوق داد

ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، همواره با رویکردی دوگانه به میراث اتحاد جماهیر شوروی نگریسته است؛ او فروپاشی آن را «بزرگترین تراژدی قرن بیستم» میداند و به عظمتش میبالد، اما در عین حال، نظام سیاسی آن را توتالیتر میخواند و تمایلی به بازگشت کامل به آن دوران ندارد. پوتین در تلاش است تا با پیوند دادن عناصر مشترک میان «شوروی» و «روسیه»، شکوه گذشته کشورش را احیا کند و هدف اصلی او از ابتدای ورود به کرملین، تجدید و تقویت دولت با احیای ارزشهای اساسی و کنار گذاشتن دنبالهروی صرف از الگوی غربی بوده است.
میراث تاریخی و الگوی پتر کبیر
برخلاف بسیاری از مقامات روس که پس از فروپاشی شوروی، تصاویر قهرمانان کمونیست را با عکسهای بوریس یلتسین جایگزین کردند، ولادیمیر پوتین در دفتر کارش تصویر «پتر کبیر» را آویزان کرده بود؛ تزاری که روسیه را به یک قدرت اروپایی تبدیل کرد. پوتین میکوشد تا خود را در قامت ناجی و قهرمان روسیه جا اندازد و در اندیشه سیاسی بهنوعی وامدار پتر کبیر است. کارشناسان معتقدند که پوتین علاقه زیادی به «دیدهشدن» دارد و میخواهد با تکیه بر ارزشهای مقدس جامعه، نظیر قدرت و شجاعت، اهمیت خود را اثبات کند.
سه معضل اساسی روسیه از نگاه تاریخ
به اعتقاد سرگرد «فرانسسکا گراهام» از دانشکده مطالعات نظامی پیشرفته ارتش آمریکا، روسیه از دوران پتر کبیر (۱۶۷۲ – ۱۷۲۵) و کاترین کبیر (۱۷۲۹ – ۱۷۹۶) با سه معضل اساسی روبهرو بوده که این مشکلات تا دوران پوتین نیز به ارث رسیدهاند:
چالش اول: جغرافیای محصور در خشکی
روسیه کشوری است که از سه جهت (مغولها، عثمانیها و سوئدیها) در معرض تهدید بوده و ناتوانی در دسترسی آزادانه به دریا، آزادی تحرک و مانور این کشور را محدود کرده است. این معضل امنیتی از دوران ایوان مخوف نیز شناخته شده بود.
چالش دوم: شرایط سخت آبوهوایی
آبوهوای سخت روسیه محدودیتهای جدی بر تصمیمگیریها، از جمله محل زیست و کشتوزرع، تحمیل میکند. به همین دلیل، اکثریت جمعیت و زمینهای قابلکشت (حدود ۵.۷ درصد از کل زمینها) در بخشهای غربی و جنوب غربی کشور قرار دارند. این تمرکز جمعیتی و کشاورزی، نگاه امنیتی روسیه را بهشدت بر مرزهای غربی متمرکز ساخته است.
چالش سوم: وسعت سرزمینی و مدیریت
روسیه با ۱۷ میلیون کیلومترمربع، بزرگترین کشور جهان است و دارای ۱۱ منطقه زمانی است. سفر با قطار از یک بخش به بخش دیگر حدود ۷ روز و با هواپیما حدود ۵.۸ ساعت طول میکشد. برای مدیریت این وسعت، تزارهای روس همواره به دنبال افزایش قدرت دولت و متمرکزسازی امور بودهاند که کاهش قدرت کلیسای ارتدوکس توسط ایوان مخوف نمونهای از آن است.
رهبری متمرکز و بازوی نظامی
پوتین نیز مانند الگوی خود، پتر کبیر، معتقد به یک نظام رهبری متمرکز برای بازسازی امور، مهار ناآرامیهای داخلی و مقابله با تحقیر بینالمللی ناشی از فروپاشی شوروی است. ترس از بینظمی داخلی، مداخله خارجی و ضعف دولت، ترسهایی تاریخی هستند که در اندیشه رهبران روس ریشه دوانده است. از همین رو، پوتین دموکراسی را با «هرجومرج» یکسان میداند و تقویت بازوی نظامی دولت همواره در اولویت او بوده است.
پتر کبیر ابزار نظامی را بهعنوان «بال» دولت مقتدر مینگریست و این ابزار برای کسب سرزمین، برقراری آرامش داخلی و دیپلماسی عنصری حیاتی به شمار میرفت. فعالیت نظامی ابزاری برای پتر بهمنظور دستیابی به اهداف سیاسی امپریالیستی، گسترش امپراتوری و اعمالنفوذ سیاسی بینالمللی بود.
مولفههای اساسی اندیشه پتر که در ذهن پوتین رسوب کرده، عبارتند از:
- ضرورت دولت قدرتمند و رهبر واحد: برای اداره کشور.
- تمرکز دولت: برای قابلیت اداره سرزمینی به وسعت روسیه.
- ارتش بهعنوان بال اصلی دولت: برای حفظ امنیت داخلی (جلوگیری از آشوب)، ممانعت از مداخله خارجی و حفظ ثبات دولت در برابر ملت.
تفاوت استراتژی پتر و تاکتیک پوتین
با وجود الگوبرداری پوتین از پتر کبیر، نویسنده معتقد است که پوتین در ادامه راه او ناکام مانده است. پتر کبیر با یک «استراتژی» روشن، اصلاحات گستردهای را در نوسازی ارتش، نظام آموزشی و تمرکز اقتصادی در راستای ادغام روسیه با غرب و نظام جهانی وقت به کار بست. در مقابل، اصلاحات پوتین بیش از آنکه در راستای همگرایی باشد، «تاکتیکی» برای رجعت روسیه به شکوه سابق با رویکردهای امپریالیستیمآبانه بود که اقبال چندانی نیافت.
پتر کبیر، که میتوان او را اولین احیاگر ملیگرایی در روسیه دانست، عمیقاً به دانش باور داشت و با سفرهایی به غرب، دانش و فناوری را وارد کشورش کرد تا روسیه را وارد قطار اقتصاد جهانی سازد. در حالی که ۲۰ سفر خارجی پوتین در سال ۲۰۰۰، بهجای ارمغان آوردن دانش و فناوری، بیشتر برای ارتقای وجهه شخصی او صورت گرفت.
شایستهسالاری در برابر نزدیکی و وفاداری
یکی از تفاوتهای عمده میان این دو رهبر، رویکرد به شایستهسالاری است. پتر کبیر اصرار زیادی به شایستهسالاری داشت و تفاوت چندانی میان فرزند نجبا و عوام قائل نبود. اما پوتین نظام سیاسی کشورش را به روی گروهی از «نزدیکان» و الیگارشها گشوده است. در نظام کنونی روسیه، معیار نه شایستهسالاری، بلکه نزدیکی و وفاداری هرچه بیشتر به پوتین است.
جنگها و رویارویی با غرب
پتر کبیر جنگهای مهمی چون تصرف آزوف و جنگ بزرگ شمالی را برای اثبات عظمت روسیه بهعنوان یک قدرت جهانی انجام داد. اگرچه در دوران پوتین نیز جنگهایی نظیر کریمه، گرجستان و تهاجم تمامعیار به اوکراین (آغاز شده در فوریه ۲۰۲۲) رخ داده است، اما این حوادث، روند توسعه روسیه را متوقف ساخته و کشور را وارد دورهای از رویارویی با غرب کرده است. پوتین با تحقیر اروپا میکوشد نشان دهد که مسکو دیگر «روسیه ضعیف دهه ۹۰» نیست و هنوز یک «قدرت جهانی» است.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۲۰:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۹