آیکون خبر

خبر کامل

سقوط تیراژ کتاب به ۲۰۰ نسخه و غلبه بلاگرها بر نقد ادبی ایران

افول روزنامه‌نگاری ادبی و کاهش تیراژ کتاب در ایران

روزگاری نه چندان دور، صفحات ادبی روزنامه‌ها و مجلات، مرجعی قابل اعتماد برای معرفی کتاب‌های خوب بازار بودند و خواننده را از سردرگمی برای خرید نجات می‌دادند. اما امروز به جز فهرست‌های برآمده از جوایز ادبی، لیست معتبری از برترین کتاب‌ها در دسترس نیست. روزنامه‌نگاران و فعالان حوزه نشر، دلیل این وضعیت را ضعف خبرنگاران، بی‌توجهی مدیران رسانه‌ها، دوری ناشران از مطبوعات و غلبه رویکردهای تجاری و شبکه‌های اجتماعی بر کیفیت ادبی می‌دانند.

روزگاری که ادبیات مرجعیت داشت

حمید اسلامی راد، نویسنده و روزنامه‌نگار، با مرور گذشته می‌گوید در دهه ۷۰، روزنامه‌ها و مجلات در پایان سال با برگزاری نظرسنجی از نویسندگان، منتقدان و افراد مرجع، ۱۰ کتاب برتر سال را مشخص می‌کردند. این فهرست گاهی بر اساس تیراژ و تعداد چاپ مجدد کتاب‌ها نیز تهیه می‌شد.

در آن زمان، خبرنگاران ادبیات دست‌کم از ۷۰ درصد رویدادهای حوزه کتاب باخبر بودند. ناشران به صورت هفتگی کتاب‌های تازه چاپ شده را برای تحریریه روزنامه‌ها ارسال می‌کردند و خبرنگاران با بررسی و معرفی آن‌ها، اطلاعات کاملی از موضوع، نویسنده و ناشر ارائه می‌دادند. ارتباط میان خبرنگاران و سازمان‌های پخش کتاب نیز دوسویه بود و کتابخانه‌های روزنامه‌ها مملو از کتاب‌های مختلف بود.

  • ارتباط دوسویه: ناشران و سازمان‌های پخش، فعالانه با خبرنگاران در ارتباط بودند.
  • مرجعیت کتاب‌شناسان: افرادی که در کتاب‌فروشی‌ها فعالیت می‌کردند، اطلاعات نشر را در اختیار خبرنگاران می‌گذاشتند.
  • تیراژ بالا: تیراژ هر کتاب حداقل ۲ هزار نسخه بود و برخی کتاب‌ها تا ۱۰ هزار نسخه نیز به چاپ مجدد می‌رسیدند.

ناشران تجاری و تیراژهای محدود

اسلامی راد با اشاره به وضعیت کنونی، از کاهش چشمگیر تیراژ کتاب‌ها ابراز نگرانی می‌کند. او می‌گوید تیراژ هر کتاب اکنون به ۲۰۰ نسخه رسیده است؛ به حدی کم که عملاً کتابی برای عموم مردم باقی نمی‌ماند و فقط برای شبکه دوستان نویسنده قابل عرضه است. این کاهش تیراژ و همچنین افزایش تعداد نویسندگان، لزوماً به معنای ارتقای کیفیت نیست.

فرایند مالی نشر به جای ارزیابی محتوایی

او توضیح می‌دهد که بخشی از روند نشر امروز، نه بر اساس کیفیت اثر، بلکه با هدف درآمدزایی شکل گرفته است؛ به این صورت که برخی ناشران، چاپ کتاب را در قبال دریافت هزینه از نویسنده مطرح می‌کنند.

در این موارد، وعده‌هایی درباره معرفی و توزیع کتاب داده می‌شود که اغلب محقق نمی‌شود و در نهایت، کتاب یا راهی انبار ناشر می‌شود یا عملا به خود نویسنده واگذار می‌شود تا شخصا مسئول پخش و معرفی آن باشد. این وضعیت نشان می‌دهد که انتشار کتاب، در بخشی از بازار نشر، بیش از آنکه بر پایه ارزیابی حرفه‌ای و محتوایی باشد، به یک فرایند مالی تبدیل شده است.

این رویکرد تجاری باعث شده است که بسیاری از آثار تولیدشده، از نظر کیفیت در سطح مطلوب نباشند و خوانندگان حرفه‌ای با احتیاط به آن‌ها نگاه کنند.

چالش‌های کیفیت در ترجمه و تألیف

یکی دیگر از مشکلات بازار نشر، رویکرد ناشران به آثار ترجمه‌شده است. تمرکز بسیاری از ناشران بر انتشار آثار ترجمه است و توجه کمتری به انتشار کتاب تألیفی و کار نویسنده داخلی دارند. حتی برخی ناشران داستان ایرانی چاپ نمی‌کنند، با این ادعا که فروش ندارد.

ارجحیت نویسنده درجه سه خارجی

اسلامی راد تأکید می‌کند که ناشران ترجمه آثار نویسندگان «درجه سه» خارجی را به آثار نویسندگان داخلی ترجیح می‌دهند. این مسئله باعث می‌شود که نویسندگان خوش‌فروش خارجی، حتی در سطح متوسط، بیشتر دیده شوند، در حالی که نویسندگان داخلی فرصت معرفی کافی پیدا نمی‌کنند.

نقش بلاگرها در غیاب منتقدان حرفه‌ای

امروزه، ناشران ارتباط خود را با رسانه‌ها قطع کرده و به شبکه‌های اجتماعی بسنده کرده‌اند. این امر منجر به ظهور «بلاگرهای کتاب» شده که جای خبرنگاران ادبی را پر کرده‌اند. بسیاری از این بلاگرها نگاهی فانتزی به ادبیات دارند و کتاب‌خوان حرفه‌ای با نگاه دقیق و درست نیستند و معمولاً کتاب‌های متوسطی را معرفی می‌کنند.

در حوزه نشر داخلی، برخی ناشران شرط انتشار کتاب را داشتن دنبال‌کننده‌های قابل توجه در اینستاگرام قرار داده‌اند و هزینه چاپ نیز برعهده نویسنده است. در این شرایط، ناشر نقش اصلی خود در معرفی و بازاریابی را کنار گذاشته و این مسئولیت‌ها را به نویسنده واگذار می‌کند.

ضعف در کیفیت ترجمه

با وجود سنت قدرتمند ترجمه در ایران، بخش عمده کتاب‌های ترجمه‌شده از لحاظ کیفیت مناسب نیستند. اسلامی راد به ضعف بسیاری از مترجمان در تسلط بر زبان فارسی، به عنوان زبان مادری، اشاره می‌کند. او می‌گوید: «امروز داستان‌های ترجمه‌شده‌ای می‌بینیم که خواننده انگار دارد یک متن رسمی دانشگاهی می‌خواند و خبری از روایت و نثر داستانی و لحن در ترجمه نیست.»

نقد ادبی؛ نیازمند حرفه‌ای‌سازی

این روزنامه‌نگار با اشاره به کمبود منتقدان تخصصی ادبیات داستانی، بیان می‌کند که افزایش منتقدان حرفه‌ای نیازمند این است که نقد ادبی به عنوان یک شغل شناخته شود و منتقد بتواند زندگی خود را از درآمد این کار بگذراند. در کشورهای دیگر، نقد ادبی یک شغل است و ناشران برای نقد کوتاه و معرفی کتاب به منتقدان هزینه پرداخت می‌کنند، اما در ایران چنین رفتاری با منتقد ادبی وجود نداشته است.

سبک کتاب‌خوانی و وضعیت اقتصادی

اسلامی راد در پایان به تفاوت آمار فروش کتاب با آمار خوانش آن اشاره کرده و می‌گوید سبک کتاب‌خوانی در ایران بیشتر بر اساس امانت‌خوانی یا ارزان‌خوانی است. با توجه به وضعیت اقتصادی، خرید کتاب دیگر برای طبقه متوسط فرهنگی امکان‌پذیر نیست و کتاب به کالای لوکس تبدیل شده است. در نتیجه، مردم به امانت گرفتن کتاب، دانلود نسخه‌های دیجیتال یا خرید کتاب‌های دست‌دوم روی آورده‌اند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗