آیکون خبر

خبر کامل

نقد فیلم «جی کلی» نوآ بومباک: ستاره‌ای که فرو نمی‌ریزد و فیلمسازی که محافظه‌کار شد

نقد و بررسی فیلم «جی کلی»؛ نوآ بومباک در مرز محافظه‌کاری

فیلم «جی کلی» ساخته‌ی نوآ بومباک، فیلمساز شناخته‌شده‌ی بحران‌های زبانی و روابط انسانی، در کارنامه‌ی او نه یک اوج است و نه یک سقوط؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی لحظه‌ای است که یک کارگردان بزرگ، جسارت گذشته را کنار گذاشته و به بازبینی دستاوردهای خود بسنده کرده است.

تصویری از فیلم جی کلی (Jay Kelly) با بازی جرج کلونی

امضای سینمایی بومباک: بحران در زبان و خودآگاهی

نوآ بومباک از همان نخستین فیلم‌هایش، همواره بحران را نه در حادثه، بلکه در سازوکارهای پنهان روابط انسانی، زبان و حافظه جست‌وجو کرده است. سینمای او بر دوش شخصیت‌هایی بنا شده که بیش از آنکه دست به عمل بزنند، حرف می‌زنند؛ بیش از آنکه احساس کنند، تحلیل می‌کنند؛ و به‌جای زندگی‌کردن، مشغول بازنویسی روایت زندگی خویش‌اند.

آثاری چون «ماهی مرکب و نهنگ» که خانواده را به میدان جنگی خاموش تبدیل کرد، «فرانسیس‌ها» که سرگشتگی یک نسل را با سبکی اندوهناک ثبت کرد، و «داستان ازدواج» که فروپاشی یک پیوند عاشقانه را به کالبدشکافی بی‌امان نهاد خانواده‌ی مدرن بدل ساخت، نشان دادند که بومباک شهامت ایستادن در نقطه ناراحت‌کننده را دارد. جهان‌بینی او بر نوعی بدبینی روشنفکرانه استوار است: این باور که انسان معاصر بیش از آنکه قربانی ساختارها باشد، اسیر روایت‌هایی است که برای توجیه خود می‌سازد.

شخصیت‌های بومباک اغلب باهوش، خودآگاه، و از همین رو عمیقاً فلج‌اند. آن‌ها زبان دارند، اما زبان برایشان ابزار نجات نیست؛ ابزاری است برای پنهان‌کردن ناتوانی در مواجهه‌ی مستقیم با شکست، حسادت، یا فرسودگی.

در بهترین آثار او، این خودآگاهی به محاکمه کشیده می‌شود. «داستان ازدواج» زمانی به شاهکار نزدیک شد که فیلمساز اجازه داد هر دو سوی رابطه هم‌زمان هم حق داشته باشند و هم مقصر؛ و «گرینبرگ» زمانی اهمیت یافت که بومباک از دوست‌داشتنی‌کردن شخصیت اصلی‌اش سر باز زد و او را تا مرز نفرت‌انگیزبودن پیش برد.

«جی کلی»؛ عقب‌نشینی از انتظارات رادیکال

با توجه به کارنامه‌ی بومباک، «جی کلی» با موضوع ستاره‌ای سینمایی در اوج شهرت اما تهی از معنا، انتظارات سنگینی را با خود حمل می‌کرد. انتظار می‌رفت که این فیلم، خودِ سازوکار شهرت، اسطوره‌ی موفقیت و دروغ‌های آرام‌بخش هالیوودی را هدف بگیرد؛ فیلمی که ستاره‌اش را از تخت پایین بکشد، نه اینکه کنارش بنشیند. اما «جی کلی» دقیقاً در همین نقطه عقب می‌نشیند.

فیلم از نظر ایده، بالقوه یکی از شخصی‌ترین و تندترین آثار بومباک است، اما در اجرا، به شکلی محافظه‌کارانه رام می‌شود. جی، ستاره‌ای که نقشش را جرج کلونی جان می‌بخشد، بیش از حد همدلانه ترسیم شده است. بحران او واقعی است، اما هرگز به مرحله‌ی رسوایی نمی‌رسد. فیلم به‌جای آنکه جی را در موقعیت‌هایی قرار دهد که نقابش فرو بریزد، او را در فضایی امن از شوخ‌طبعی ملایم و گفت‌وگوهای کنترل‌شده نگه می‌دارد.

رابطه با مدیر برنامه، ضربه‌گیر روانی

رابطه‌ی جی با ران، مدیر و همراه همیشگی‌اش، با بازی آدام سندلر، قرار است موتور کمدی و آینه‌ی بحران باشد. اما این رابطه بیش از آنکه تقابلی باشد، تسلی‌بخش است. ران نه نیروی مزاحم است و نه چالش‌گر؛ او صرفاً یک ضربه‌گیر روانی برای جی است. در «جی کلی»، شخصیت‌های پیرامونی به‌طرز نگران‌کننده‌ای منفعل‌اند؛ آن‌ها حضور دارند تا جی بتواند حرف بزند، نه اینکه وادار به سکوت شود.

فرصت‌های از دست رفته در تقابل‌های کلیدی

دو رابطه‌ی مهم دیگر در فیلم وجود دارند که از نظر بالقوه می‌توانستند ستون‌های اصلی درام باشند، اما فیلم هرگز آن‌ها را تا حد نهایی‌شان پیش نمی‌برد:

  • رابطه با تیموتی: دوست قدیمی جی که سرنوشت حرفه‌ای جی عملاً بر ویرانه‌ی شکست او بنا شده است.
  • رابطه با پیتر اشنایدر: کارگردانی که جی را کشف کرده و نماینده‌ی یک نسل و یک نگاه به سینماست.

تیموتی: بدهی اخلاقی پرداخت نشده

رابطه با تیموتی (با بازی بیلی کروداپ) یکی از معدود نقاطی است که فیلم به مسئله‌ی اخلاق موفقیت نزدیک می‌شود: آیا هر ستاره‌ای الزاماً از سایه‌ی حذف‌شدگان ساخته می‌شود؟ تیموتی یادآور بدهی اخلاقیِ پرداخت‌نشده است و حضور او امکان فروپاشی روایت خودساخته‌ی جی از شایستگی را فراهم می‌کند. اما بومباک این رابطه را در حد اشاره و با تعلیقی نخ‌نما نگه می‌دارد و از تبدیل آن به تقابل واقعی عقب می‌نشیند.

پیتر اشنایدر: نوستالژی محترمانه

پیوند با پیتر اشنایدر (با بازی جیم برودبنت) می‌توانست بستری برای نقد بی‌رحمانه‌ی مناسبات قدرت و سوءاستفاده‌ی عاطفی در صنعت سینما باشد. این کارگردان، چهره‌ی پدرانه‌ای است که جی هرگز به‌طور کامل از سایه‌اش خارج نشده است. فیلم می‌توانست از این رابطه برای پرسش از این مسئله استفاده کند که آیا کشف‌شدن، خود نوعی اسارت است؟ اما باز هم، بومباک از رادیکال‌کردن این خط روایی پرهیز می‌کند و رابطه در سطح احترام متقابل باقی می‌ماند.

حضور درخشان این دو شخصیت، بیش از هر چیز بر فرصت‌های ازدست‌رفته‌ی فیلم نور می‌اندازد. آن‌ها می‌توانستند فیلم را از مونولوگ به دیالوگی چالش‌برانگیز بدل کنند، اما در نهایت، «جی کلی» از رویارویی می‌گریزد و ترجیح می‌دهد بحران را در سطح ذهنی نگه دارد.

خاطره‌بازی به مثابه پناهگاه، نه میدان خشونت

یکی از ستون‌های روایی فیلم، خاطره‌بازی است. «جی کلی» مدام میان اکنون و گذشته در رفت‌وآمد است، اما این ساختار، برخلاف آثار موفق‌تر بومباک، کارکردی رادیکال ندارد. در آثار قبلی، خاطره میدان تحریف و خشونت بود؛ اما در اینجا، خاطره بیشتر شبیه پتوست: گرم، امن و آرام‌بخش. این انتخاب، هرچند با مضمون خستگی وجودی هم‌خوان است، اما فیلم را از خطر دور می‌کند.

از منظر روایت، بومباک آگاهانه از ساختار کلاسیک اوج و فرود فاصله می‌گیرد، اما این فاصله‌گیری به کشف منتهی نمی‌شود. فیلم به‌طور مداوم یک ایده را تکرار می‌کند: «من دیگر نمی‌دانم که هستم». تکرار جای تعمیق را می‌گیرد و مکث‌ها، به‌جای انباشت معنا، به تعلیق انرژی می‌انجامند.

جمع‌بندی نهایی: فیلمی عقب‌نشسته

«جی کلی» می‌توانست فیلمی بسیار خطرناک‌تر، بی‌رحم‌تر و ماندگارتر باشد. بومباک می‌توانست اجازه دهد جی به شخصیتی واقعاً خودخواه، آزاردهنده و حتی نفرت‌انگیز بدل شود؛ همان‌گونه که با «گرینبرگ» کرد. اما فیلم ترجیح می‌دهد همدلی را حفظ کند و این همدلی، تیغ نقد را کُند می‌کند. اگر روابط فرعی به میدان تقابل بدل می‌شدند، بحران جی از سطح ذهنی به سطح زیسته منتقل می‌شد. اما بومباک این خطر را نمی‌پذیرد.

در نتیجه، «جی کلی» بیش از آنکه فیلمی شکست‌خورده باشد، فیلمی عقب‌نشسته است. اثری که تمام ابزارهای لازم برای تکان‌دادن تماشاگر را دارد، اما آن‌ها را تا انتها به کار نمی‌گیرد. این فیلم از نظر بازی‌ها، دیالوگ‌نویسی و کنترل لحن، حرفه‌ای و دقیق است، اما از نظر جسارت، یک گام عقب‌تر از بهترین آثار بومباک می‌ایستد.

برای مخاطبی که بومباک را با بی‌رحمی، شجاعت و توانایی‌اش در زخم‌زدن می‌شناسد، «جی کلی» ناامیدکننده است؛ نه به این دلیل که فیلم بدی است، بلکه چون می‌توانست بسیار بهتر، تندتر و ماندگارتر باشد و انتخاب نکرد که چنین باشد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗