خبر کامل
تورم پنهان ناشی از ناترازی گاز؛ هزینه نکردن امروز، تاوان تورمی فردا

گاز طبیعی در ایران صرفاً یک منبع انرژی نیست، بلکه پیشران اصلی تولید و تعیینکنندهای پنهان برای نرخ تورم محسوب میشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرگونه اختلال در تولید یا توزیع گاز، پیش از آنکه در آمارهای رسمی منعکس شود، در هزینههای تولید صنایع و قیمت نهایی کالاها خود را نشان میدهد و ریشه اصلی تورمهای زنجیرهای در ناترازی انرژی و بیثباتی تولید گاز نهفته است.
در ساختار اقتصادی کشور، گاز ارزان و در دسترس، مزیت رقابتی بسیاری از صنایع است. اما این مزیت تنها زمانی کارکرد دارد که پایدار باشد. وقتی سیاستگذار در مواجهه با اوج مصرف خانگی، سادهترین مسیر یعنی محدود کردن گاز صنایع را انتخاب میکند، در واقع این مزیت را به تهدید تبدیل میکند. صنعتی که نتواند روی دسترسی مداوم به انرژی حساب کند، ناچار است هزینه ریسک را در قیمت تمامشده لحاظ کند یا تولید را کاهش دهد. هر دو انتخاب، پیامد تورمی دارد و به تضعیف بخش مولد اقتصاد منجر میشود.
قطع گاز صنایع و زایش تورم فشار هزینه
قطع یا محدودیت گاز صنایع معمولاً با توجیه اولویت مصرف خانگی و موقتی بودن اقدام انجام میشود. اما واقعیت تولید صنعتی با منطق موقت سازگار نیست. بسیاری از واحدهای تولیدی، بهویژه در صنایع انرژیبر، با فرآیندهای پیوسته کار میکنند و توقف ناگهانی، خسارتهایی فراتر از چند روز تعطیلی به آنها تحمیل میکند.
این خسارات شامل موارد زیر است که در آمار رسمی دیده نمیشوند اما در قیمت نهایی کالاها منعکس میگردند:
- هزینه راهاندازی مجدد
- افت کیفیت محصول
- از دست رفتن سهم بازار
تورم ناشی از قطع گاز، از جنس تورم فشار هزینه است. این نوع تورم، برخلاف تورم تقاضامحور، با کاهش تقاضا مهار نمیشود و حتی در شرایط رکود نیز میتواند ادامه یابد. وقتی دسترسی به انرژی مختل میشود، تولیدکننده ناچار است قیمت را افزایش دهد یا تولید را متوقف کند که در هر دو حالت، مصرفکننده نهایی بازنده خواهد بود.
نکته مهم این است که این تورم اغلب بهصورت تدریجی و زنجیرهای بروز میکند. ابتدا یک محصول صنعتی گران میشود، سپس صنایع پاییندستی تحت فشار قرار میگیرند و در نهایت کالاهای مصرفی افزایش قیمت را تجربه میکنند. این روند، تورمی خاموش اما فراگیر ایجاد میکند.
شوک انرژی و زنجیره تولید از سیمان تا غذا
وابستگی شدید صنایع کلیدی کشور به گاز، باعث میشود که هرگونه شوک انرژی، بهسرعت در کل زنجیره تولید و قیمتها منتشر شود:
صنعت سیمان و افزایش هزینه مسکن
صنعت سیمان یکی از شفافترین نمونههای تأثیر شوک انرژی بر قیمتهاست. کورههای سیمان به گاز وابستهاند و قطع گاز، تولید را بهسرعت کاهش میدهد. کاهش تولید سیمان، بازار را با کمبود مواجه کرده و قیمتها را بالا میبرد. این افزایش قیمت، مستقیماً هزینه ساخت مسکن و پروژههای زیرساختی را افزایش داده و به تورم در بخش مسکن دامن میزند.
صنعت فولاد و تضعیف صادرات
در صنعت فولاد، شوک انرژی اثر عمیقتری دارد؛ زیرا فولاد نهاده اصلی بسیاری از صنایع است. محدودیت گاز در واحدهای فولادی، نهتنها تولید را کاهش میدهد، بلکه تعهدات صادراتی را نیز با مشکل مواجه میکند. کاهش ارزآوری و افزایش قیمت داخلی، فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد میکند. بیثباتی انرژی، سرمایهگذاری در این صنعت را پرریسک کرده و افق تولید را کوتاهمدت کرده است.
پتروشیمیها و کمبود مواد اولیه
پتروشیمیها نیز از شوک انرژی مصون نیستند؛ گاز در این صنعت هم بهعنوان خوراک و هم سوخت نقش دارد. کاهش تولید پتروشیمی، به معنای کمبود مواد اولیه برای صنایع پاییندستی است. محصولاتی نظیر پلاستیک، الیاف مصنوعی و مواد شوینده به این زنجیره وابستهاند و افزایش قیمت در این بخشها، مستقیماً به سبد مصرفی خانوار منتقل میشود.
وابستگی پنهان صنایع غذایی
حتی صنایع غذایی، که گاهی کموابستگی تلقی میشوند، در عمل به انرژی وابستهاند. فرآوری، پخت، نگهداری در سردخانه، حملونقل و بستهبندی، همگی به گاز و انرژی نیاز دارند. شوک انرژی در این بخش، به افزایش قیمت مواد غذایی منجر میشود؛ افزایشی که اثر اجتماعی بالایی دارد و بیشترین فشار را بر دهکهای کمدرآمد وارد میکند.
فشارافزایی گاز؛ ابزار مغفول مهار تورم غیرمستقیم
در چنین شرایطی، فشارافزایی گاز صرفاً یک پروژه فنی نیست، بلکه ابزاری اقتصادی برای مهار تورم غیرمستقیم است. میادین گازی ایران، بهویژه پارس جنوبی، برای حفظ سطح تولید نیازمند سرمایهگذاری مستمر در فشارافزایی هستند. بدون این سرمایهگذاری، افت طبیعی تولید اجتنابناپذیر است و ناترازی گاز تشدید میشود.
کارشناسان انرژی تأکید میکنند که هر واحد سرمایهگذاری در فشارافزایی، از چندین برابر هزینه تورمی در آینده جلوگیری میکند. تولید پایدار گاز، به صنایع اطمینان میدهد که میتوانند با ظرفیت کامل و برنامهریزی بلندمدت فعالیت کنند.
این اطمینان، هزینه ریسک را کاهش میدهد و به تثبیت قیمتها کمک میکند. از این منظر، سیاست انرژی بخشی جداییناپذیر از سیاست ضدتورمی است. نادیده گرفتن این واقعیت، به معنای انتقال بحران به آینده است. در واقع، فشارافزایی گاز نوعی پیشگیری اقتصادی است که در ثبات بلندمدت قیمتها نقش کلیدی دارد.
هزینه نکردن امروز، تاوان تورمی فردا
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که هر بار سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی به تعویق افتاده، اقتصاد هزینه آن را با تورم پرداخته است. قطع گاز صنایع، سادهترین اما پرهزینهترین راهحل برای مدیریت ناترازی انرژی بوده است. این راهحل، نهتنها تولید را تضعیف کرده، بلکه اعتماد فعالان اقتصادی را نیز خدشهدار کرده است.
تورم حاصل از این وضعیت، تورمی فرسایشی است که بهتدریج قدرت خرید را کاهش میدهد و فشار اجتماعی را بیشتر میکند. انتخاب پیشروی اقتصاد ایران روشن است: یا با سرمایهگذاری هدفمند در تولید و فشارافزایی گاز، ثبات انرژی و بهتبع آن ثبات قیمتی ایجاد میشود، یا با تداوم سیاستهای کوتاهمدت، چرخه قطع گاز، کاهش تولید و افزایش قیمتها تکرار خواهد شد. ثبات تولید گاز، خط مقدم نبردی خاموش با تورم است.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.