خبر کامل
تناقض در پیامهای تسلیت: بهرام بیضایی در غربت درگذشت، مسئولان پیام دادند

درگذشت بهرام بیضایی، استاد بیبدیل نمایشنامهنویسی و سینمای ایران، در ۸۷ سالگی، در حالی که ۱۵ سال پایانی عمر خود را در غربت و به دور از وطن سپری کرد، واکنشهای متفاوتی را برانگیخته است. این یادداشت نه درباره مرگ این هنرمند بزرگ، بلکه پیرامون پیامهای تسلیت پرطمطراق مسئولان ایرانی است که در پی درگذشت او صادر شدهاند.
۱۵ سال دوری از وطن و درگذشت در استنفورد
بهرام بیضایی، یکی از نوادر فرهنگ و هنر ایران که نقشی کلیدی در احیای هنر تئاتر داشت، نه در ایران، بلکه در دانشگاه استنفورد آمریکا درگذشت. او ۱۵ سال پیش به «فرنگ» مهاجرت کرده و در این دانشگاه مشغول به کار، تدریس و پژوهش بود. مسافتی حدود ۱۲۰۰۰ کیلومتر دورتر از تهران، جایی که او سالها برای اعتلای هنر این سرزمین تلاش کرده بود.
«معمار اندیشه در هنر»؛ پیامی از مسئولان
صدور پیامهای تسلیت از سوی جمعی از مقامات دولتی برای درگذشت استاد بیضایی و خطاب کردن او به عنوان «معمار اندیشه در هنر»، در ابتدا برای بسیاری باورنکردنی بود. این پیامها در حالی منتشر شدند که بیضایی سالها پیش، به دلیل آنچه که میتوان از آن به عنوان «فشارها و محدودیتها» یاد کرد، مجبور به ترک وطن شده بود.
مهاجرتهای سهگانه و عدم بازگشت
بیضایی در طول زندگی خود سه بار مهاجرت را تجربه کرد. دو بار در دهههای شصت و هفتاد که هر بار بیش از یک سال دوام نیاورد و بازگشت. اما مهاجرت سال ۸۹ او، مهاجرتی بیبازگشت بود. سوال اینجاست که چه شد که او این بار دوام آورد و تا پایان عمر در همانجا ماند؟ این پرسش، با توجه به سکوت و بیخبری احتمالی مسئولان از آنچه بر بیضایی گذشت، تلختر میشود.
«آن روزنامه کهکشانی حتی وقتی در نهایت همه فشارها جواب داد و بیضایی از ایران رفت، همچنان هر وقت دستش میرسید او را کارگردان فراری میخواند. خدا نکند اینجا بزرگداشتی برایش میگرفتند. توپخانه میدان توپخانه شروع میکرد به آتش ریختن. خدا نکند دلش میگرفت و حرفی میزد! واویلا بود.»
این روایت، تصویری از فضای حاکم بر دوران مهاجرت بیضایی ارائه میدهد؛ فضایی که در آن حتی برگزاری یک بزرگداشت ساده نیز با واکنشهای تند مواجه میشد و هر اظهارنظر او، با هجمههای شدید روبرو میگشت.
خوشبینی یا واقعیت تلخ؟
شاید بتوان با این خوشبینی دل را آرام کرد که مقامات از سرنوشت بیضایی بیخبر بودهاند و اگر میدانستند، برای بازگشت او از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند. شاید هم این فقط یک خوشبینی سادهلوحانه است و واقعیت تلختر از آن است که تصور میشود. شاید پیامهای تسلیت، از پیش آماده و تنها با تغییر عنوان، برای هر هنرمندی که درگذرد، صادر میشوند؛ «آقای بازیگر»، «آقای صدا»، «بانوی صحنه تئاتر» و الی آخر.
این بار، روایت تلختر از همیشه است. اما چه میتوان کرد؟ زندگی ما، کم از تراژدی ندارد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۱:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۰۸