خبر کامل
سعید پیردوست: از رفاقت ۶۵ ساله با کیمیایی تا گله از بیمهری رفیق دیرین
گفتوگوی ناگفته با سعید پیردوست: از رفاقت با کیمیایی تا گله از بیمهری رفیق دیرین
«این بخشی از گفتههای زندهیاد سعید پیردوست با «تاریخ شفاهی ایرنا» است که خرداد ماه ۱۴۰۲ انجام شد.» این مقدمه، دریچهای به دنیای پرفراز و نشیب هنرمندی میگشاید که زندگیاش با سینما و رفاقت عجین بود. مرحوم پیردوست در این گفتوگو، با دلی پر از خاطرات و گلایهها، از عشق بیحدش به سینما، همکاریهایش با مسعود کیمیایی و مهران مدیری، و لحظات فراموشنشدنی زندگیاش سخن گفت.
رفاقت دیرین با مسعود کیمیایی: ۱۴ فیلم و ۶۵ سال دوستی
سعید پیردوست خود را بیشتر رفیق مسعود کیمیایی میدانست تا بازیگر سینما. او در حدود ۱۴ فیلم با کیمیایی همکاری کرده بود که آخرین آنها «خائنکشی» بود. این رفاقت از دوران دبیرستان آغاز شده بود و به گفته پیردوست، «بچههای قدیمی زیر بازارچه عادت به رفاقت داشتند و تا آخرش میرفتند.» او از پدر و مادر کیمیایی نیز به نیکی یاد کرد و آنها را مانند پدر و مادر خود میدانست.
«من اصولا خود را بازیگر سینما نمیدانستم. میگفتم من و آقای (مسعود) کیمیایی یک رفاقتی داریم و من فقط در فیلمهای ایشان بازی میکنم.»
پیردوست تعریف میکند که چگونه کیمیایی او را در خیابان دید و برای بازی در فیلم «رضا موتوری» دعوت کرد. او که در آن زمان به دلیل شرایط خانوادگی در یک بانک مشغول به کار بود، با عشق به سینما این پیشنهاد را پذیرفت. در فیلم «خاک» نیز با یک دیالوگ کوتاه نقشآفرینی کرد و بدون هیچ چشمداشتی به دستمزد، تنها به عشق بازیگری در صحنهها حضور داشت.
«گوزنها»: اوج هنرنمایی و بهترین لحظه زندگی
همکاری با کیمیایی، سعید پیردوست را به یکی از ممتازترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران، «گوزنها»، کشاند. کیمیایی نقش خاصی را برای او در نظر گرفته بود که نیاز به تمرکز بالا داشت. پیردوست با راهنمایی پرویز فنیزاده، نقش کبوتربازی را ایفا کرد که کبوترهایش را مانند فرزندانش میدید.
او لحظات بازی در این فیلم را بهترین لحظه تمام عمر خود دانست:
«در حقیقت وقتی کلید کار چرخید من دیگر سعید پیردوست نبودم، بلکه یک کبوترباز بودم که قصد بریدن سر بچههایش را دارند. آنقدر در این نقش فرورفتم که تمام آدمهایی که آن دور و بر بودند به من گفتند نقشت را خیلی خوب بازی کردی و تو دیگر بازیگر شدهای. بعد از ۵۰ سال از ایفای این نقش، شاید بتوانم بگویم آن لحظه برای من زیباترین، باشکوهترین و بهترین لحظه زندگیام بود.»
پیردوست موفقیت «گوزنها» را تصادفی نمیدانست و معتقد بود که داستان خاص آن با مردم ارتباط برقرار کرده بود. او همچنین به فشارهای ساواک بر کیمیایی برای تغییر پایان فیلم اشاره کرد؛ جایی که ساواک میخواست شخصیت اصلی فیلم یک قهرمان نباشد و در نهایت، نسخه دوم فیلم با تغییراتی در پایان ساخته شد.
همکاری با مهران مدیری و شهرت پس از انقلاب
پس از انقلاب، سعید پیردوست بیشتر با حضور در سریالهای طنز مهران مدیری شناخته شد. از «شبهای برره» گرفته تا «پاورچین» و «مرد هزار چهره». آشنایی او با مدیری به فیلم «توکیو بدون توقف» بازمیگردد که به طور اتفاقی با یکی از عوامل فیلم برخورد کرد و به مدیری معرفی شد.
نقش او در «پاورچین» به دلیل تجربه ۲۵ ساله مدیریت امور عمومی در کمپانی «ماک» بسیار موفق بود. او به خوبی با کارکنان و اصطلاحاً «پاچهخواران» آشنا بود و این نقش با استقبال مردم مواجه شد. پیردوست میگوید پس از پخش این سریال، مردم در شهرک اکباتان او را به گونهای دیگر میشناختند و از بازیاش لذت میبردند.
«الکمان را آویختهایم»: گلایهای از رفیق دیرین
در پایان گفتوگو، پیردوست با اشاره به سن و سال ۸۳ سالگی خود گفت که دیگر به دنبال کار نیست و «الکمان را آویختهایم.» اما او گلایهای عمیق از مسعود کیمیایی داشت؛ رفیق ۶۵ سالهاش که به تماسها و پیغامهایش پاسخ نمیداد. او با وجود عدم توقع مالی یا درخواست نقش، از این بیمهری غمگین بود و از کیمیایی میخواست که به یاد رفاقت دیرینهشان باشد، همان رفاقتی که در فیلم «گوزنها» به زیبایی به تصویر کشیده شده بود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
