خبر کامل
هیدروژن سبز: شکاف عمیق میان سرمایهگذاری و تقاضای واقعی

چشمانداز پرزرقوبرق هیدروژن سبز: فرصتی طلایی یا تلهای میلیاردی؟
هیدروژن سبز، سوختی که نویدبخش نجات صنایع سنگین، کاهش انتشار کربن و گشایش بازارهای صادراتی جدید است، در سالهای اخیر به یکی از جذابترین مفاهیم در گذر انرژی تبدیل شده است. با این حال، پشت این تصویر آیندهنگر، واقعیتی پیچیده نهفته است. بررسی دادههای سرمایهگذاری جهانی نشاندهنده شکافی عمیق میان رشد پروژهها و شکلگیری تقاضای واقعی است؛ شکافی که در صورت عدم رفع، میتواند هیدروژن سبز را از یک فرصت استثنایی به تلهای پرهزینه برای سرمایهگذاران بدل کند.
سرمایهگذاریهای عظیم در برابر خروجی ناچیز
تا پایان سال ۲۰۲۴، بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای پروژههای هیدروژن سبز در سراسر جهان اعلام شده است. تعداد پروژههای معرفیشده از مرز ۵۰۰ طرح فراتر رفته و ظرفیت اسمی برنامهریزیشده به بیش از ۲۰۰ گیگاوات الکترولایزر میرسد. اما نکته قابلتأمل اینجاست که تنها کمتر از ۱۰ درصد از این ظرفیت عملاً به مرحله اجرا یا بهرهبرداری رسیده است. این اختلاف فاحش نشان میدهد که بازار هیدروژن سبز بیشتر در فاز انتظارات و برنامههای بلندپروازانه باقی مانده و هنوز به بلوغ عملیاتی نرسیده است.
تولید واقعی هیدروژن سبز در جهان در حال حاضر کمتر از یک میلیون تن در سال است، در حالی که اهداف تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تن را نشان میدهند. این شکاف عظیم میان تولید فعلی و اهداف آتی، زنگ خطری جدی برای سرمایهگذارانی است که به دنبال بازده کوتاهمدت هستند. تجربیات بازارهای انرژی گواه آن است که هرگاه فاصله میان برنامهریزی و اجرا زیاد باشد، ریسک مالی به سرعت افزایش مییابد.
هزینه تولید: چالش حلنشده هیدروژن سبز
یکی از بزرگترین موانع اقتصادی پیش روی فناوری هیدروژن سبز، هزینه بالای تولید آن است. میانگین جهانی هزینه تولید هیدروژن سبز بین ۳.۵ تا ۶ دلار به ازای هر کیلوگرم برآورد میشود، در حالی که هیدروژن خاکستری (مبتنی بر گاز طبیعی) معمولاً با قیمتی کمتر از ۲ دلار تولید میشود. دستیابی به قیمت رقابتی برای هیدروژن سبز، حتی در خوشبینانهترین سناریوها، مستلزم تأمین برق تجدیدپذیر بسیار ارزان، افزایش بهرهوری الکترولایزرها و کاهش هزینههای سرمایه است؛ عواملی که هنوز به طور همزمان محقق نشدهاند.
حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از هزینه تولید هیدروژن سبز به قیمت برق وابسته است. این بدان معناست که پروژههایی که در کشورهایی با منابع برق خورشیدی یا بادی ارزان اجرا میشوند، شانس بیشتری برای رقابت دارند. با این حال، حتی در این کشورها نیز نوسانات تولید برق تجدیدپذیر، هزینههای ذخیرهسازی و اتصال به شبکه، قیمت نهایی را افزایش میدهد. سرمایهگذاری بدون تضمین برق پایدار و ارزان، مدل اقتصادی هیدروژن سبز را به شدت شکننده میکند.
فقدان قراردادهای خرید بلندمدت
یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی پروژههای هیدروژن سبز، وجود قراردادهای خرید بلندمدت است. در حال حاضر، بخش قابلتوجهی از این پروژهها فاقد چنین قراردادهایی هستند. این وضعیت به معنای عدم اطمینان تولیدکننده از قیمت و مشتری نهایی محصول خود است. برای سرمایهگذاران، این شرایط معادل بلوکهشدن سرمایه در پروژهای با جریان نقدی نامعلوم است؛ ریسکی که حتی در بازارهای پرنوسان نیز به سختی پذیرفته میشود.
تردید صنایع در پذیرش هیدروژن سبز
صنایع سنگین مانند فولاد، سیمان، پتروشیمی و پالایشگاهی به عنوان مصرفکنندگان بالقوه هیدروژن سبز معرفی میشوند، اما دادهها نشان میدهد بسیاری از این صنایع هنوز قراردادهای قطعی امضا نکردهاند. دلایل این تردید شامل هزینه بالای تغییر فناوری، عدم اطمینان از تأمین پایدار هیدروژن و قیمت نامشخص در بلندمدت است.
پروژههای بزرگی مانند NEOM عربستان با سرمایهگذاری حدود ۸.۴ میلیارد دلار، به عنوان ویترین هیدروژن سبز شناخته میشوند. با این حال، حتی این پروژهها نیز به یارانههای دولتی، تضمینهای حکومتی و قراردادهای صادراتی وابسته هستند. واقعیت این است که بزرگی پروژه، ریسک بازار را از بین نمیبرد؛ بلکه در صورت عدم وجود مشتری، آن را بزرگتر و پرهزینهتر میکند.
چالشهای صادرات هیدروژن سبز
بسیاری از کشورها هیدروژن سبز را به عنوان کالای صادراتی آینده در نظر میگیرند. اما صادرات مستقیم هیدروژن تقریباً غیرممکن است و نیاز به تبدیل آن به آمونیاک یا سایر سوختهای مشتق دارد. این فرآیند تبدیل میتواند تا ۳۰ درصد از انرژی اولیه را هدر دهد و هزینههای لجستیک را به شدت افزایش دهد. در چنین شرایطی، سودآوری صادراتی تنها زمانی ممکن است که بازار مقصد حاضر به پرداخت «پریمیوم سبز» باشد؛ موضوعی که هنوز تضمین نشده است.
نتیجهگیری: نگاه بلندمدت و ریسکهای کوتاهمدت
هیدروژن سبز پتانسیل تبدیل شدن به یکی از ستونهای اصلی آینده انرژی جهان را دارد، اما مسیر رسیدن به آن پرهزینه و پرریسک است. پروژهها از تقاضا پیشی گرفتهاند، قراردادهای خرید عقب ماندهاند و مدل اقتصادی هنوز به بلوغ نرسیده است. از دیدگاه سرمایهگذار، هیدروژن سبز ترکیبی از پتانسیل بلندمدت و ریسک کوتاهمدت است. بازدهی در این حوزه احتمالاً در افق ۱۰ تا ۱۵ ساله معنا پیدا میکند، نه در دورههای کوتاهمدت. بنابراین، ورود زودهنگام بدون تضمین خرید و بدون دسترسی به برق ارزان، بیشتر شبیه به یک شرطبندی است تا یک سرمایهگذاری محافظهکارانه.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
