خبر کامل
نخستوزیر کانادا: پایان دوران «غرب» و آغاز عصر «قدرتهای میانه»
در تحولی بیسابقه در عرصه دیپلماسی بینالملل، نخستوزیر کانادا، کارنی، به صراحت از پایان دوران «غرب» به مفهوم سنتی آن سخن گفته و خواستار شکلگیری ائتلافی جدید از «قدرتهای میانه» شده است. این اظهارات، ستون فقرات ائتلاف نانوشتهای را که به مدت ۷۵ سال، پس از جنگ جهانی دوم، تحت رهبری آمریکا شکل گرفته بود، به چالش میکشد و نشانهای از عمق بحران در روابط بینالملل است.
پایان رهبری آمریکا و تغییر قواعد بازی
«غرب» از جنگ جهانی دوم به بعد، همواره یک همبستگی قدرتمند با محوریت آمریکا بوده است؛ جایی که کشورهای متحد در ازای همراهی استراتژیک، تضمین امنیتی دریافت میکردند. اما به گفته کارنی، این معامله عملاً به پایان رسیده است. دلیل این امر نه تغییر ارزشها، بلکه عدم تمایل آمریکا به ایفای نقش رهبری و از آن بدتر، عدم پایبندی واشنگتن به قواعد اساسی این ائتلاف است.
ظهور «قدرتهای میانه» و فاصله از مفهوم «غرب»
کارنی با طرح مفهوم «قدرتهای میانه»، آگاهانه از تعریف کلاسیک «غرب» فاصله میگیرد. در این چارچوب، کشورهایی نظیر برزیل، هند و آفریقای جنوبی که در تعریف سنتی غرب جای نمیگیرند، وارد صحنه میشوند. او تأکید میکند که مذاکره دوجانبه هر قدرت میانی با یک هژمون، مذاکره از موضع ضعف است. این سخنان، که از زبان نخستوزیر کانادا، یکی از مطمئنترین شرکای واشنگتن، بیان شده، عمق بحران کنونی را به وضوح نشان میدهد.
بحران بیاعتمادی و اتهام «همدستی با زورگویی»
مسائلی چون اختلافات بر سر گرینلند، سیاستهای تعرفهای آمریکا و حتی بحث از هم پاشیدن ناتو، همگی مصادیق این بحران هستند. به اعتقاد کارنی، آمریکا دیگر حتی تظاهر به پایبندی به منافع جمعی غرب را ضروری نمیبیند. در چنین شرایطی، اصرار اروپا بر حفظ اتحاد با آمریکا، بیش از آنکه یک استراتژی باشد، به «همدستی با زورگویی و قلدری آمریکا» تبدیل شده است؛ وضعیتی که واتسلاو هاول در دوران استبداد کمونیستی چکسلواکی شرح داده بود.
راهحل کارنی: ائتلافهای موردی و سیال
راهحل پیشنهادی کارنی، در تضاد مستقیم با منطق تاریخی غرب است که بر اساس انسجام درونبلوکی تعریف میشد. او از «ائتلافهای موردی، شبکهای و سیال» سخن میگوید؛ نه بلوک ثابت، نه وفاداری دائمی و نه رهبری واحد. این نوع اتحاد میان قدرتهای میانه، با هدف محدود کردن فشار قدرتهای بزرگ شکل میگیرد.
آنچه کارنی ترسیم میکند، نه بازسازی غرب، بلکه پایان نقش غرب به عنوان محور نظم جهانی است. این نسخه، یک جنبش عدم تعهد قرن بیستویکمی است، اما بدون شعارهای ضد امپریالیستی دوران جنگ سرد. پیام نهایی او این است که اگر قدرتهای میانه کنار هم نایستند، ناچار خواهند شد یکییکی به قدرتهای بزرگ امتیاز دهند.
پایان یک باور قدیمی
این دیدگاه دیگر صرفاً نقد ترامپ نیست، بلکه اعلام پایان یک باور قدیمی است؛ باوری که غرب را به عنوان یک کل منسجم، قادر به مدیریت جهان میدانست. کارنی معتقد است که این جهان به پایان رسیده و هرکس هنوز به آن چسبیده، در گذشته زندگی میکند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۱:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۳