آیکون خبر

خبر کامل

چالش «قدرت‌های میانی» در عصر ترامپ؛ بازگشت جهان به نظم پیش از جنگ جهانی دوم

در اوایل ژانویه ۲۰۰۲، در حالی که نیویورک هنوز زخم‌های عمیق حمله ۱۱ سپتامبر را بر تن داشت، من به عنوان سخنران اصلی کنفرانسی در دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا حضور یافتم. در آن دوران، اندوه و حس شکنندگی در چهره مردم شهر موج می‌زد و من سخنان خود را با یادآوری نقش ایالات متحده در ساختن جهانی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، آغاز کردم؛ جهانی که صلح، امنیت و شکوفایی اروپای غربی، تا حد زیادی مدیون قدرت نظامی و طرح تحول‌آفرین مارشال آمریکا بود.

نظم بین‌المللی و تجربه متفاوت کشورها

در سال ۱۹۸۹، به عنوان خبرنگاری جوان در میدان واتسلاو پراگ، شاهد الهام‌بخش‌ترین لحظات این تحولات بودم؛ زمانی که مردم چک و اسلواکی خواهان پایان اشغال شوروی و پیوستن به «غرب» بودند. اما در همان دوران، یک دانشجوی پاکستانی در کلمبیا، آمریکا را به امپراتوری روم تشبیه می‌کرد و معتقد بود که مزایای نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد، هرگز به طور عادلانه توزیع نشده است. او می‌گفت: «اگر درون دیوارهای دژ امپراتوری زندگی کنید، قدرت آمریکا را خیرخواهانه تجربه می‌کنید، اما اگر در حاشیه‌های بربر امپراتوری باشید، قدرت آمریکا را کاملاً متفاوت تجربه خواهید کرد؛ می‌تواند با شما هر کاری بکند، بدون هیچ پیامدی.»

این دیدگاه، که در سخنرانی مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در مجمع جهانی اقتصاد داووس نیز بازتاب یافت، نشان می‌دهد که قدرتمندان گاه خود را مستثنی از قوانین بین‌المللی می‌دانند و این قوانین بسته به هویت متهم یا قربانی، با شدت و ضعف متفاوتی اعمال می‌شوند.

آلن لیتل: «من ۱۵ سال پس از جنگ جهانی دوم متولد شدم، در جهانی که آمریکا آن را ساخت. صلح، امنیت و شکوفایی اروپای غربی که من در آن چشم به جهان گشودم، تا حد زیادی دستاورد آمریکا بود»

دکترین مونرو و مداخلات آمریکا

تاریخ نشان می‌دهد که مداخلات یک‌جانبه آمریکا، به ویژه در آمریکای لاتین، پدیده جدیدی نیست و ریشه در دکترین مونرو دارد که در سال ۱۸۲۳ توسط جیمز مونرو، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، اعلام شد. این دکترین، حق سلطه آمریکا بر نیم‌کره غربی را تثبیت می‌کرد. نمونه‌های بارز این مداخلات شامل:

  • کودتای ۱۹۵۳ در ایران: سازمان سیا با همکاری سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا، دولت محمد مصدق را سرنگون کرد.
  • کودتای ۱۹۵۴ در گواتمالا: دولت منتخب خاکوبو آربنز با حمایت فعال سیا سرنگون شد.
  • حمله به گرنادا در ۱۹۸۳: آمریکا پس از یک کودتای مارکسیستی به این جزیره حمله کرد.
  • حمله به پاناما در ۱۹۸۹: مانوئل نوریگا، رهبر نظامی پاناما، توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شد.

این مداخلات نشان می‌دهد که حتی در چارچوب نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا همواره خود را مقید به همه قواعد نمی‌دانسته است.

سازمان سیا در کودتای ۱۹۵۳ که منجر به برکناری محمد مصدق نخست‌وزیر ایران شد، نقشی کلیدی ایفا کرد

بازگشت به دوران پیش از جنگ جهانی دوم: چالش «قدرت‌های میانی»

دونالد ترامپ با سیاست «اول آمریکا» و تلاش برای رها کردن ایالات متحده از قیدوبند نهادهای فراملی، عملاً به جهانی باز می‌گردد که در آن قدرت‌های بزرگ حوزه‌های نفوذ خود را ترسیم می‌کنند. این راهبرد، قدرت را در اولویت قرار می‌دهد و برای «قدرت‌های میانی» خطری جدی محسوب می‌شود، همان‌طور که نخست‌وزیر کانادا هشدار داد: «اگر پشت میز نباشید، روی لیست منو خواهید بود.»

اظهارات تحقیرآمیز ترامپ نسبت به متحدان اروپایی، مانند درخواست مالکیت گرینلند از دانمارک و انتقاد از سهم ناتو در جنگ افغانستان، خشم سیاستمداران اروپایی را برانگیخت. کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، سخنان ترامپ را «توهین‌آمیز و شرم‌آور» خواند.

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، سخنان ترامپ درباره نیروهای ناتو در افغانستان را «توهین‌آمیز و شرم‌آور» خواند

انسجام متحدان و تغییر رویکرد

با این حال، رویکرد ترامپ در برخی موارد به موفقیت‌هایی نیز دست یافته است. رؤسای جمهور پیشین آمریکا نیز معتقد بودند که متحدان اروپایی سهم منصفانه خود را در ناتو نمی‌پردازند، اما تنها ترامپ توانست آنها را وادار به افزایش هزینه‌های دفاعی خود از حدود ۲ درصد به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی کند. اما موضوع گرینلند ورق را برگرداند و متحدان برای ایستادگی در برابر او هم‌پیمان شدند. سخنرانی مارک کارنی در داووس، که از حضار تشویق ایستاده دریافت کرد، لحظه «گسست» از نظم قدیمی و شکل‌گیری نوعی انسجام میان «قدرت‌های میانی» را نشان داد.

روسای جمهور قبلی آمریکا نیز معتقد بودند متحدان اروپایی باید هزینه بیشتری برای امنیت خود صرف کنند، اما فقط دونالد ترامپ بود که موفق شد آن‌ها را وادار به اقدام کند

درس‌های تاریخ و چالش پیش‌رو

شصتمین سالگرد عملیات نرماندی در ژوئن ۲۰۰۴، یادآور صلحی بود که کهنه‌سربازان جنگ جهانی دوم برای بنا کردنش به خانه‌های خود بازگشتند. دنیایی که آنها به ارث گذاشتند، به مراتب بهتر از دنیایی بود که از والدینشان تحویل گرفته بودند؛ جهانی که رقابت قدرت‌های بزرگ بر آن حاکم بود و «قوی هرچه می‌تواند می‌کند و ضعیف هرچه باید، تحمل می‌کند.»

نسل‌های پس از جنگ، شاید دچار این خطا شدند که تصور می‌کردند جهان هرگز نمی‌تواند به آن وضعیت بازگردد. اما فرسایش اعتماد به نهادهای دموکراتیک، رکود اقتصادی و نابرابری شدید، به ویژه با تقویت شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی، نشان می‌دهد که دموکراسی، حاکمیت قانون و حکومت پاسخگو پدیده‌هایی طبیعی نیستند و برای حفظ و دفاع از آنها باید جنگید. این همان چالشی است که اکنون پیش روی «قدرت‌های میانی» قرار دارد.

آلن لیتل می‌نویسد دنیایی که کهنه‌سربازان برای ما به ارث گذاشتند، به مراتب بهتر از دنیایی بود که از والدینشان تحویل گرفته بودند
شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗