خبر کامل
ابراهیم امینی: شتابزدگی و نبود برنامهریزی، کیفیت سینمای ایران را کاهش داده است
انتقاد ابراهیم امینی از شتابزدگی در سینمای ایران همزمان با نمایش «سقف» در فجر
ابراهیم امینی، کارگردان فیلم «سقف»، که اثرش در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، با صراحت از وضعیت کنونی سینمای ایران انتقاد کرد. او معتقد است که «شتابزدگی و نبود برنامهریزی بلندمدت، کیفیت سینمای ایران را تحت تأثیر قرار داده است.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که امینی خود از جمله فیلمسازانی است که نامش با دقت در روایت و حساسیت نسبت به موقعیتهای انسانی گره خورده و آثارش همواره مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفته است.
امینی فعالیت حرفهای خود را در سینما با فیلمنامهنویسی آغاز کرد و با نگارش فیلمنامه «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، به عنوان یکی از نویسندگان نسل تازه سینمای ایران مورد توجه قرار گرفت. این فیلم با روایت متفاوت، ساختار مستندگونه و نگاه انسانیاش به یک چهره تاریخی، جایگاه ویژهای در سینمای دهه نود پیدا کرد و حضور امینی در شکلگیری چنین اثری، نشان از علاقه او به روایتهای مبتنی بر واقعیت، شخصیتپردازی دقیق و پرهیز از قهرمانسازیهای سادهانگارانه داشت.
مسیر فکری ابراهیم امینی در سینما
مسیر کاری امینی، چه در مقام فیلمنامهنویس و چه در جایگاه کارگردان، همواره با تمرکز بر جزئیات روانی شخصیتها و موقعیتهای اخلاقی پیچیده همراه بوده است. او در آثارش کمتر به دنبال نمایشهای پرزرقوبرق یا گرههای روایی اغراقآمیز میرود و ترجیح میدهد از دل موقعیتهای بهظاهر ساده، تنشهایی عمیق و تأملبرانگیز بیرون بکشد. این نگاه، بهویژه در تجربههای کارگردانیاش، به شکل پررنگتری بروز پیدا میکند؛ جایی که روایت، بیش از آنکه متکی بر حادثه باشد، بر کنش و واکنش آدمها در شرایط بحرانی استوار است.
«سقف»: داستانی از مواجهه در بحران
فیلم «سقف» که تازهترین ساخته ابراهیم امینی محسوب میشود، ادامه منطقی همین مسیر فکری است. این فیلم داستان گروهی از آدمهاست که در یک فضای محدود و تحت فشار یک وضعیت بحرانی، ناچار میشوند با یکدیگر و با خودشان روبهرو شوند. محدودیت مکانی فیلم، به بستری برای تشدید تنشهای درونی و بیرونی تبدیل میشود و هر تصمیم، هر سکوت و هر واکنش، معنایی فراتر از ظاهر خود پیدا میکند.
در «سقف»، امینی بیش از آنکه به دنبال پاسخهای قطعی باشد، پرسش طرح میکند؛ پرسشهایی درباره مسئولیت فردی، مرز میان مصلحت و حقیقت و انتخابهایی که در شرایط اضطرار شکل میگیرند. فیلم با تکیه بر تعلیق روانی و روابط میان شخصیتها پیش میرود و تلاش میکند نشان دهد چگونه یک موقعیت فشرده میتواند لایههای پنهان آدمها را آشکار کند. حضور «سقف» در جشنواره فجر، فرصتی است برای گفتوگو درباره سینمایی آرام، دقیق و مبتنی بر مشاهده که ابراهیم امینی سالهاست در مسیر آن حرکت میکند.
ژانر و تأثیرات هنری در «سقف»
«سقف» در کدام ژانر قرار میگیرد؟
به نظر من اگر بخواهیم یک عنوان کلی برای فیلم انتخاب کنیم، «کمدیـدرام» نزدیکترین تعریف است. ما در واقع با یک درام خانوادگی کاملاً جدی طرف هستیم که در برخی لحظات، موقعیتهای کمیک در آن شکل میگیرد. لحن و اتمسفر کلی فیلم هم تا حدی شوخ و شنگ است. از آنجایی که خشونت در فیلم وجود ندارد، اگر فضای خشنتری داشت شاید به کمدی سیاه نزدیک میشد، اما در وضعیت فعلی، «کمدیـدرام» تعریف دقیقتری است.
امینی همچنین به علاقه خود به نمایشنامهنویسانی نظیر اسلاومیر مروژک و اوژن یونسکو اشاره کرد و گفت که در تئاتر معمولاً به این نوع آثار عنوان «گروتسک» داده میشود؛ اصطلاحی که در سینما کمتر از آن استفاده میشود، اما نقشمایههای مشترکی میان این فضاها وجود دارد که آثار مختلف را به هم نزدیک میکند.
کارگردانان الهامبخش
در خصوص زبان بصری و جهان فیلم «سقف»، ابراهیم امینی از الکساندر پین به عنوان یکی از پررنگترین تأثیرگذاران نام برد. او شیوه قصهگویی پین را که بر پایه روابط، شخصیتها و لحظات بنا شده و از شاهپیرنگها و التهابهای شدید دراماتیک پرهیز میکند، جذاب میداند. شوخطبعی، دست انداختن موقعیتها و کاراکترها و همراه کردن مخاطب با قصههایی که ممکن است ظاهراً ساده یا کند به نظر برسند، از ویژگیهای مهم آثار پین است که امینی در «سقف» بیش از گذشته به آن فکر میکرده است.
علاوه بر پین، مفهوم محوری «جنون»، «دیوانگی» یا «رهایی» نیز برای امینی اهمیت دارد؛ نوعی خروج از وضعیت نرمال که در شخصیتها دیده میشود. در این بخش، تأثیر کاستاریکا، بهویژه فیلم «زیرزمین»، برای او پررنگ است؛ هم در شکل شخصیتپردازی و هم در فضای کلی اثر.
چالش انتخاب بازیگران
انتخاب بازیگران برای فیلم «سقف» چالشبرانگیز بود، اما امینی از نتیجه کار با بازیگرانی که پیش از این نیز دوستشان داشته و مخاطب آثارشان بوده، کاملاً راضی است. او انتخاب بازیگرانی مثل سام درخشانی و بیژن بنفشهخواه را کاملاً آگاهانه میداند؛ زیرا به بازیگرانی نیاز داشت که هم سابقه بازی در آثار جدی را داشته باشند و هم تجربه کمدی.
برای این فیلم مهم بود که بازیگران بتوانند لحن اثر را مدیریت کنند؛ یعنی جایی که فضا جدی است، مخاطب جدیت را بپذیرد و هر وقت فیلم وارد موقعیت کمیک میشود، شوخیها باورپذیر باشند. اگر بازیگری صرفاً از فضای تراژدی میآمد، جا انداختن لحظات کمدی برای مخاطب سخت میشد. به همین دلیل به این ترکیب رسیدیم و از نتیجه همکاری هم کاملاً راضیام.
آسیبشناسی سینمای ایران و اولویت «سقف»
بزرگترین آسیب سینمای امروز ایران
امینی بزرگترین آسیب سینمای امروز ایران را شتابزدگی و فقدان برنامهریزی بلندمدت میداند. او به تقویم پنجـششماهه منتهی به جشنواره فجر اشاره میکند که باعث میشود پروژهها تنها پس از تزریق بودجههای دولتی و معمولاً از شهریور ماه، با عجله شروع به کار کنند. این شتاب، از آغاز نگارش فیلمنامه تا نمایش فیلم، کل فرآیند تولید را گاهی به فقط پنج یا شش ماه محدود میکند و به طور مستقیم روی افت کیفیت آثار تأثیر میگذارد.
اگر بتوانیم به سمت چشماندازهای یکساله و دوساله حرکت کنیم و زمان و سرمایه بیشتری صرف تولید کنیم، قطعاً کیفیت فیلمها به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند.
اولویت اصلی در ساخت «سقف»
اولویت اصلی ابراهیم امینی در ساخت «سقف» این بوده که یک فیلم بدنه بسازد؛ فیلمی برای مخاطب عام که بتواند در اکران با تماشاگر ارتباط برقرار کند و در چرخه نمایش موفق باشد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.