خبر کامل
جشنواره فیلم فجر؛ نوسان هویتی و ضرورت استراتژی فرهنگی پایدار
نقد سعید الهی بر جشنواره فیلم فجر: ضرورت بازگشت به استراتژی فرهنگی پایدار
سعید الهی، تهیهکننده سینما، در یادداشتی تحلیلی به بررسی وضعیت کنونی جشنواره فیلم فجر پرداخت. وی معتقد است که با وجود چهار دهه استمرار، جشنواره فجر از فقدان یک استراتژی فرهنگی پایدار رنج میبرد؛ خلأیی که منجر به نوسان هویتی، بیثباتی کارکردی و کاهش اثربخشی اجتماعی آن در دورههای مختلف شده است. این استراتژی پایدار، بر خلاف سیاستگذاریهای مقطعی، بر فهم بلندمدتی از نسبت میان فرهنگ، جامعه و قدرت استوار است.
جشنواره فجر؛ از نهاد میانجی تا ویترین صرف
الهی تأکید میکند که جشنواره فیلم فجر باید به عنوان یک نهاد میانجی عمل کند؛ نهادی که رابطهای متوازن و قابل پیشبینی میان سینماگران، مخاطبان، سیاستگذاران فرهنگی و تحولات اجتماعی برقرار سازد. عدم وجود این نگاه راهبردی، جشنواره را گاه به ویترینی برای تولیدات سالانه و گاه به عرصهای پر تنش برای اختلافات گفتمانی تبدیل کرده است.
یکی از نشانههای بارز این فقدان استراتژی، تغییر مکرر معیارها و اولویتها در انتخاب و داوری آثار است. این نوسان، علاوه بر سردرگمی سینماگران، پیام روشنی نیز به مخاطب منتقل نمیکند. جشنوارهای که ادعای جریانسازی دارد، پیش از هر چیز نیازمند ثبات در اصول و شفافیت در معیارهاست.
سینما؛ هنر، صنعت و رسانه اجتماعی
از منظر نظری، استراتژی فرهنگی پایدار مستلزم پذیرش ماهیت چندلایه سینماست: هم هنر است، هم صنعت و هم رسانه اجتماعی. نادیده گرفتن هر یک از این ابعاد، به تضعیف کلیت سینما میانجامد. به گفته الهی، جشنواره فجر در سالهای اخیر، گاه با غلبه نگاه اداری، از پویایی هنری فاصله گرفته و گاه با بیتوجهی به منطق مخاطب، کارکرد رسانهای خود را تضعیف کرده است.
تجربه جشنوارههای موفق ملی در جهان نشان میدهد که توازن میان این ساحتها، شرط بقا و اعتبار است.
یک استراتژی فرهنگی پایدار باید بتواند مفاهیمی چون عدالت، کرامت انسانی، مسئلهمندی اجتماعی و امید جمعی را نه در قالب شعار، بلکه در روایتهای متنوع و حرفهای بازتولید کند. سینمای پس از انقلاب، زمانی مخاطب گسترده جذب کرد که با زندگی واقعی مردم پیوند داشت. اما متاسفانه فاصله گرفتن جشنواره از این زیست اجتماعی، به تدریج موجب کاهش همذاتپنداری عمومی با آثار جشنوارهای و افت تأثیرگذاری اجتماعی آن شده است.
ضعف در چشمانداز و ابهام در مأموریت
در مقایسه با نمونههای بینالمللی، ضعف جشنواره فجر بیش از آنکه ناشی از محدودیتهای ساختاری باشد، ریشه در فقدان چشمانداز روشن دارد. جشنوارههای معتبر جهانی، بر اساس مأموریتهای مشخصی چون کشف استعداد، بازار فیلم یا سینمای مؤلف تعریف شدهاند. اما جشنواره فجر هنوز نتوانسته به طور دقیق تعیین کند که با چه اولویتی عمل میکند. این ابهام مأموریتی، مانع از شکلگیری یک برند فرهنگی منسجم شده است.
همچنین، از حیث اثربخشی اجتماعی، جشنوارهای که فاقد استراتژی فرهنگی پایدار باشد، ناگزیر از مردم فاصله میگیرد. کاهش حضور مخاطبان، محدود شدن گفتوگوهای پیرامونی و کمرنگ شدن تأثیر آن بر ذائقه عمومی، همگی نشانههای این گسست هستند. اگر جشنواره فجر نتواند نقش واسط میان سینما و جامعه را ایفا کند، به تدریج به رویدادی درونصنفی و کماثر تبدیل خواهد شد.
بازاندیشی برای آینده
با وجود تلاشها و تغییرات مدنظر دبیر جشنواره در دوره چهلوچهارم، نقد جشنواره فیلم فجر، نه به قصد نفی آن، بلکه به منظور بازاندیشی در جایگاهش ضروری است. بازگشت به یک استراتژی فرهنگی پایدار، مستلزم عبور از نگاههای کوتاهمدت و سلیقهمحور، و حرکت به سمت یک فهم نهادی و بلندمدت از فرهنگ است. تنها در این صورت است که جشنواره فجر میتواند از یک رویداد تقویمی فراتر رفته و دوباره به مرجع جریانسازی، اعتمادسازی و پیوند میان سینما و جامعه بدل شود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۵:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۹