خبر کامل
شکاف عمیق میان دولت و جامعه زنان: چرا انتصابات نمادین بیاثر ماند؟
انتصاب گسترده زنان در دولت پزشکیان، که به عنوان یکی از بزرگترین جابهجاییهای نمادین در ساختار رسمی کشور مطرح شد، با هدف معرفی تغییر رویکرد، گشایش فضا و توجه به عدالت جنسیتی صورت گرفت. دولت با صراحت از «تبعیض مثبت» سخن گفت و تعداد مدیران زن را افزایش داد، اما این اقدام برخلاف انتظار سیاستگذاران، نه تنها موجی در جامعه زنان ایران ایجاد نکرد و مطالبهای را تقویت ننمود، بلکه حتی در شبکههای اجتماعی نیز بازتاب جدی به عنوان یک دستاورد نداشت. سکوت سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، بیتفاوتی احزاب، عدم استقبال کنشگران زن و حتی سردی بلاگرهای حوزه زنان، نشاندهنده شکاف عمیقی میان «تصور سیاستگذار» و «ادراک جامعه» است.
ریشههای شکاف میان دولت و جامعه زنان
برای درک این شکاف، لازم است از سطح سیاست به عمق جامعه و لایههایی که در آن «قاببندی»، «احساس همسرنوشتی»، «سرمایه نمادین»، «اعتماد اجتماعی» و «تجربه زیسته زنان» نقش تعیینکنندهای دارند، نگریست. در این تحلیل، نظریه قاببندی گافمن، الگوی میر درباره همسرنوشتی و تحلیلهای جامعهشناختی میتوانند راهگشا باشند.
عدم احساس همسرنوشتی جامعه زنان با مدیران منصوبشده
بر اساس نظریه «میر» درباره «همسرنوشتی نهادی»، یک سیاست زمانی در جامعه طنینانداز میشود که مردم احساس کنند «نماینده منصوبشده، بخشی از زندگی و تجربه زیسته آنان است». اما در ایران، بخش قابل توجهی از زنان، مدیران زن منصوبشده را نه «نماینده خود»، بلکه «بخشی از ساختار رسمی» میبینند. در حالی که زنان جامعه با چالشهایی نظیر تبعیض شغلی، فشارهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، بحرانهای هویتی و مطالبات گوناگون دست و پنجه نرم میکنند، مدیران زن منصوبشده غالباً از طبقات باثبات، دارای شبکههای حمایتی قوی و محصول مسیرهای رسمی هستند. این عدم همپوشانی تجربیات، مانع از تبدیل «نمایندگی نمادین» به «نمایندگی واقعی» میشود.
چرا تبعیض مثبت به مطالبه اجتماعی تبدیل نشد؟
برخی اندیشمندان معتقدند که سیاست دولت در سطح «بازشناسی» باقی ماند؛ یعنی صرفاً به رسمیت شناختن زنان در مقام مدیر. اما جامعه زنان ایران سالهاست که مطالبهاش از سطح بازشناسی فراتر رفته و وارد سطح «بازتوزیع» شده است. هنگامی که سیاستگذار تنها «بازشناسی نمادین» ارائه میدهد، اما «بازتوزیع واقعی» (تغییرات ملموس در زندگی روزمره) رخ نمیدهد، جامعه این اقدام را «نمایشی» تلقی میکند و به آن واکنش مثبتی نشان نمیدهد.
انتصاب زنان بدون تغییر قاب اجتماعی
گافمن در نظریه قاببندی خود بیان میکند که «مردم نه به خود رویداد، بلکه به قاب ارائهشده از آن واکنش نشان میدهند.» قاب ارائهشده توسط دولت این بود که «ما زنان را به قدرت رساندهایم، پس عدالت جنسیتی را تقویت کردهایم.» اما قاب غالب در نگاه جامعه زنان این بود: «این انتصابها چه تغییری در زندگی ما ایجاد میکند؟» عدم همخوانی میان قاب دولت و قاب جامعه، باعث میشود که سیاست در سطح نمادین باقی بماند. جامعه زنان ایران، انتصاب مدیران زن را نه به عنوان «گشایش»، بلکه به عنوان یک «حرکت ویترینی» تلقی کرد؛ حرکتی که از دید جامعه بیشتر برای نمایش در سطح رسمی و رسانهای است تا ایجاد تغییرات واقعی.
سکوت کنشگران و بحران اعتماد اجتماعی
سکوت گروههایی نظیر کنشگران و بلاگرهای حوزه زنان در واکنش به تصمیم دولت برای افزایش بهرهگیری از توانمندی زنان در مدیریت کشور، یک نشانه مهم است که میتوان آن را از چند منظر تحلیل کرد:
- بحران اعتماد اجتماعی: بوردیو معتقد است «سرمایه نمادین زمانی اثر دارد که پشتوانه اعتماد اجتماعی داشته باشد.» در ایران، اعتماد زنان به ساختار رسمی کاهش یافته است. بنابراین، حتی اقدامات مثبت نیز در قاب بیاعتمادی، «بیاثر» دیده میشوند.
- فاصله میان «زنان جامعه» و «زنان مدیر»: «زنان جامعه» با مسائل روزمره دستوپنجه نرم میکنند، در حالی که «زنان مدیر» در ساختار قدرت با مسائل اداری مشغولند. این دو جهان به هم نمیرسند و درک متقابلی از یکدیگر ندارند.
- عدم مشارکت جامعه در فرآیند انتخاب: وقتی جامعه در انتخاب مدیران زن مشارکت ندارد، احساس مالکیت نیز نسبت به این انتصابات نخواهد داشت. سکوت احزاب و سمنها نیز از همین رو است که این مدیران را «از بالا» آمده و نه «از دل جامعه» میبینند.
انسداد در سطوح مختلف
به نظر میرسد این انسداد در چند سطح اساسی رخ داده است:
- انسداد در سطح «معنا»: سیاستگذار تصور میکند «انتصاب زنان» مساوی با «پیشرفت زنان» است، اما جامعه، پیشرفت را تغییر در زندگی روزمره تعریف میکند، نه تغییر در ویترین.
- انسداد در سطح «نمایندگی»: مدیران زن منصوبشده، نماینده تجربه زیسته عمده زنان جامعه نیستند. بنابراین، نمایندگی آنها در پستهای مدیریتی بیاثر تلقی میشود.
- انسداد در سطح «قاببندی»: در قاب دولت این باور دیده میشود که «ما زنان را بالا آوردیم»، اما در قاب جامعه این نگاه وجود دارد که «این بالا رفتن چه ربطی به ما دارد؟»
- انسداد در سطح «سرمایه اجتماعی»: هنگامی که سرمایه اجتماعی دولت پایین است، اقدامات مثبت نیز بیاثر میشوند.
با توجه به این تعاریف، میتوان پرسید که «چرا این سیاست طنین نداشت؟» تصور میشد «تغییر در سطح مدیران» به طور خودکار «تغییر در سطح جامعه» ایجاد میکند. اما این سیاست در قاب دولت «پیشرفت» و در قاب جامعه «نمایش» دیده شد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
