خبر کامل
امیرعباس هویدا: زندگی، قدرت و پایان یک نخستوزیر ۱۳ ساله

امیرعباس هویدا، شخصیتی که سرنوشتش با پیپ، ارکیده، کراوات و در نهایت جوخه اعدام گره خورد، در سالی چشم به جهان گشود که محمدرضاشاه و اشرف پهلوی در تهران و مرتضی مطهری در فریمان متولد شدند. زندگی او، از کودکی در خانوادهای دیپلماتمسلک تا سالها نخستوزیری و سرانجام اعدام، فصول پرفراز و نشیبی را شامل میشود.
تولد و سالهای اولیه: از بیروت تا بروکسل
پدر امیرعباس هویدا سالها به عنوان سفیر رضاخان در دمشق، بیروت و ریاض خدمت کرد. این ماموریتهای دیپلماتیک فرصتی فراهم آورد تا امیرعباس در نوجوانی در مدرسه فرانسویهای بیروت تحصیل کند. در این دوران، او به زبانهای عربی و فرانسه مسلط شد و دلبستگی عمیقی به پاریس پیدا کرد.
پس از درگذشت پدر، هویدا برای ادامه تحصیل به اروپا سفر کرد. اگرچه بورسیه او در فرانسه با مشکل مواجه شد، اما سرانجام در دانشگاه بروکسل به تحصیل علوم سیاسی پرداخت و مدرک لیسانس خود را دریافت کرد. او در سال ۱۳۲۱ به ایران بازگشت و به استخدام وزارت خارجه درآمد.
مسیر سیاسی: از دیپلماسی تا فراماسونری
نخستین ماموریت مهم هویدا در کنار زینالعابدین رهنما در سفارت ایران در پاریس رقم خورد. در همین دوران، او با حسنعلی منصور آشنا شد؛ رفاقتی که بعدها به مهمترین پیوند در زندگی سیاسی هر دو بدل شد و سرنوشتشان را به نخستوزیری رساند. پس از برکناری رهنما، هویدا به عبدالله انتظام، سفیر ایران در آلمان پیوست. در آلمان بود که او به یکی از لژهای قدرتمند فراماسونری پیوست و بعدها به یکی از مشهورترین ماسونهای ایران تبدیل شد.
با روی کار آمدن مصدق به عنوان نخستوزیر، اوضاع سیاسی هویدا دستخوش تغییر شد. او مدتی را در خارج از ایران گذراند و سپس به پیشنهاد حسنعلی منصور، راهی ترکیه شد. در نهایت، با بازگشت عبدالله انتظام به ایران و ریاست او بر شرکت نفت، هویدا از عرصه دیپلماسی به دنیای نفت قدم گذاشت و به یک مدیر نفتی محبوب تبدیل شد. این اتفاق نه تنها موقعیت سیاسی او را تقویت کرد، بلکه از نظر اقتصادی نیز برایش اهمیت ویژهای داشت.
اوج قدرت: ۱۳ سال نخستوزیری
در سال ۱۳۴۲ و با رشد حزب ایران نوین، هویدا و منصور به قلب قدرت رسیدند. منصور به عنوان ویترین سیاسی این تشکیلات عمل میکرد و هویدا مغز متفکری بود که از وزارت دارایی شروع کرد و حتی با کمک متخصصان، بخشی از امور مالی را در دهه چهل شمسی کامپیوتری کرد.
اما در اول بهمن ۱۳۴۳، همه چیز تغییر کرد؛ محمد بخارایی، نوجوان ۱۷ ساله وابسته به فداییان اسلام، با شلیک چند گلوله حسنعلی منصور را در برابر مجلس به قتل رساند. هویدا که با چشمانی اشکآلود بالای سر رفیق قدیمیاش در بیمارستان ایستاده بود، ناگهان خبر نخستوزیر شدن خود را دریافت کرد.
در ابتدا بسیاری گمان میکردند که او تنها برای ادای احترام به منصور برای مدت کوتاهی بر صندلی نخستوزیری خواهد نشست، اما هویدا ۱۳ سال در این مقام باقی ماند و رکورد طولانیترین دولت دوران محمدرضا شاه را به نام خود ثبت کرد. دوران ۱۳ ساله نخستوزیری او، تا یکی دو سال پایانی، از نظر اقتصادی با ثبات نسبی همراه بود.
پایان کار: کنارهگیری و اعدام
اواخر سال ۱۳۵۶، پس از ۱۳ سال، شاه به این نتیجه رسید که تغییر در کابینه ضروری است. هویدا پس از بازگشت از سفری تفریحی به یونان، از نخستوزیری کنار رفت و برای مدتی وزیر دربار شد، تا اینکه پس از واقعه ۱۷ شهریور استعفا داد.
در ماههای پایانی رژیم پهلوی، هویدا درخواست شاه برای سفر به بلژیک را رد کرد و علیرغم پیشنهادهایی که برای ترک ایران داشت، در کشور ماند و حتی پس از پیروزی انقلاب نیز ایران را ترک نکرد. او پس از دستگیری، ابتدا به مدرسه رفاه و سپس به زندان قصر منتقل شد. در اولین دادگاهش، وقتی خبرنگار اطلاعات از او پرسید چه میخواهد، گفت که در عمرش شبی بدون مطالعه نخوابیده و تنها خواهشش این بود که برایش چند کتاب تازه بفرستند.
در نهایت، در حالی که هویدا برای تنفس بین جلسات دادگاه، دادگاه را ترک کرده بود، کشته شد. اگرچه گمانهزنیها درباره ضارب او زیاد است، اما هرگز مشخص نشد که چه کسی مسئولیت این کار را بر عهده گرفته است. آنچه مسلم است اینکه اعدام هویدا با دستور مستقیم صادق خلخالی صورت گرفت.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
