آیکون خبر

خبر کامل

«آناکوندا»ی ۲۰۲۵: کالبدشکافی یک فاجعه هنری و توهین به شعور مخاطب

سینمای هالیوود امروز در گردابی از بی‌ایدگی و تکرار فرو رفته است، وضعیتی که فیلم جدید «آناکوندا» محصول ۲۰۲۵، نمادی آشکار از آن به شمار می‌رود. این اثر که نه کمدی است، نه ترسناک و نه حتی یک فیلم به معنای واقعی، تنها ژستی روشنفکرانه از کارگردانی درمانده است که با واژه‌هایی چون «متا» و «خودارجاعی»، سعی در پوشاندن تهی‌مایگی خود دارد.

بحران هویت در سینمای معاصر غرب

سینمای معاصر غرب، به‌ویژه هالیوود، با بحرانی عمیق‌تر از مسائل مالی دست و پنجه نرم می‌کند: بحران هویت. «فقدان ایده» که سال‌هاست چون سرطانی در پیکره این صنعت ریشه دوانده، اکنون به مرحله «متا» رسیده است. تومورهای بدخیم «بازسازی»، «ری‌بوت» و «متا-بازآغاز»، خلاقیت را از بین برده‌اند. «آناکوندا»ی ۲۰۲۵، زائده این سرطان است؛ نه یک اثر سینمایی، بلکه پرونده‌ای روان‌پزشکی از جنون یک صنعت در حال احتضار.

تصویری از فیلم آناکوندا جدید

تام گورمیکان، کارگردان فیلم، در نقش پزشکی شارلاتان ظاهر شده که به جای درمان، علائم بیماری را به عنوان «سبک هنری» به مخاطب می‌قبولاند. این فیلم، خودکشی هنری برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که با طبل و شیپور تبلیغات و بازیگران مشهور، مرگ هنر را جشن می‌گیرد. ایده اصلی فیلم بر دروغی بزرگ بنا شده است: اینکه با «خودآگاهی» نسبت به کهنگی فرمول، می‌توان همان فرمول را دوباره به خورد مخاطب داد و او را نیز در این جرم شریک کرد.

توهین به شعور مخاطب با «خودآگاهی» دروغین

این حقه‌بازی روشنفکرنمایانه، بزرگترین توهین به شعور مخاطب در دهه اخیر است. فیلم دائماً به ما یادآوری می‌کند: «ما می‌دانیم که فیلم‌های بازسازی احمقانه‌اند. پس شما هم بدانید و بخندید!» این شیوه جدیدی از برده‌داری فرهنگی است؛ به برده می‌گویی که می‌دانی برده‌ای، و او هم باید به این «آگاهی» بخندد! فیلم در یک دور باطل گرفتار است: از یک سو می‌خواهد هجو هالیوود بی‌ایده باشد، از سوی دیگر، خود نمونه عینی همان بی‌ایدگی است که ادعای هجو آن را دارد. شخصیت‌ها فریاد می‌زنند «هالیوود دیگه هیچ ایده تازه‌ای نداره!» اما این فریاد نه از موضع یک منتقد دلسوز، بلکه از زبان مجرمی است که در صحنه جرم دستش به خون آلوده شده و حالا داد می‌زند «قتل شد!». این، بی‌شرمی مطلق است.

تصویری از بازیگران فیلم آناکوندا ۲۰۲۵

این فیلم برای چه کسی ساخته شده است؟ برای نسلی که فیلم اصلی ۱۹۹۷ را به عنوان بخشی از خاطرات جمعی می‌شناسد؟ یا برای نوجوانانی که با «میم» و «طنز اینترنتی» بزرگ شده‌اند؟ پاسخ این است: برای هیچ‌کدام. این فیلم، یک گنگستر سینمایی است که برای پول درآوردن و سوءاستفاده از یک عنوان شناخته‌شده، حاضر است خودش را به پارودی تقلیل دهد. تام گورمیکان، پس از فیلم «The Unbearable Weight of Massive Talent» که لااقل ایده‌ای منسجم داشت، این بار دست به کاری زده که بیشتر شبیه توهین به شعور مخاطب است.

داستانی پوچ و شخصیت‌های کاریکاتوری

داستان فیلم چیست؟ چهار آدم میانسال درمانده شامل یک بازیگر شکست‌خورده (پل راد)، یک فیلمساز ویدئوهای عروسی (جک بلک)، یک فیلمبردار الکلی (استیو زان) و یک زن صرفاً تزئینی (تاندی نیوتن) تصمیم می‌گیرند با پول قرض، در آمازون بازسازی فیلم محبوب بچگی‌شان را بسازند. این طرح از همان ابتدا آن‌قدر احمقانه و غیرقابل‌باور است که هرگونه امکان همذات‌پنداری با شخصیت‌ها را از بین می‌برد. ما با آدم‌های واقعی طرف نیستیم، بلکه با کاریکاتورهایی مسخره که برای توجیه یک سری شوخی وقیح روی پرده افتاده‌اند. بحران میانسالی یا آرزوی تحقق رؤیا، برای گورمیکان فقط بهانه‌هایی برای صحنه‌هایی مانند قرار دادن خوک روی سر جک بلک یا صحبت استیو زان با یک مار مرده است. عمق تراژیک موقعیت این شخصیت‌ها که می‌توانست موتور محرکه یک درام انسانی قوی باشد، کاملاً قربانی جوک‌سازی‌های ارزان و نازل می‌شود.

صحنه‌ای از فیلم آناکوندا جدید با حضور بازیگران

طنز فیلم در سطح شوخی‌های تلویزیونی ساده‌لوحانه است که برای بیننده بی‌حوصله طراحی شده. بیشتر خنده‌ها (اگر اصلا باشد) از برخوردهای فیزیکی، صداهای عجیب و حرکت‌های اغراق‌شده بازیگران ناشی می‌شود. «متا» بودن فیلم نیز چیزی جز تکرار مکررات درباره نبود خلاقیت در هالیوود نیست. سکانسی که یکی از شخصیت‌ها مستقیماً به دوربین می‌گوید ایده نداریم، اوج تنبلی ذهنی فیلمساز است.

هدر رفتن استعداد بازیگران و ضعف‌های فنی

پل راد، بازیگر توانایی که در فیلم‌هایی مانند «مرد مورچه‌ای» ظرافت خود را نشان داده، اینجا به مهره‌ای تبدیل شده که فقط باید مزخرف بگوید. جک بلک با انرژی سرکوب‌نشدنی‌اش سعی می‌کند کسی باشد، اما دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها چنان ضعیف هستند که او نیز در باتلاق فیلمنامه غرق می‌شود. تنها نقطه روشن و آن هم نسبی، بازی استیو زان است که با حرکات ریز و سکوت‌های معنادار، سعی می‌کند به شخصیتش جان بدهد. تاندی نیوتن، بازیگر درخشان و نامزد اسکار، کاملاً در این پروژه هدر رفته است.

تصویری از مار آناکوندا در فیلم جدید

از نظر بصری و کارگردانی، فیلم فاقد هرگونه هویت است. صحنه‌های جنگل، هراس و دلهره‌ای ندارند. مار کامپیوتری، نه ترسناک است، نه باورپذیر و نه حتی از نظر فنی چشمگیر. سکانس‌های اکشن و تعقیب‌وگریز با ریتمی ناموزون و تدوینی آشفته کنار هم چیده شده‌اند. موسیقی نیز کلیشه‌ای و پیش‌پاافتاده است. خط داستانی موازی مربوط به اشرار محلی نیز آن‌قدر اضافی و بی‌سروته است که گویی از یک فیلم درجه سه دیگر کپی شده است.

آمازون بی‌روح و مار بی‌خطر

فیلم ادعا می‌کند به جنگل‌های خطرناک آمازون رفته، اما آنچه روی پرده می‌بینیم، بیشتر شبیه یک پارک موضوعی در فلوریدا است. هیچ حس خفقان یا هراس ناشی از ناشناخته‌ها وجود ندارد. کارگردان حتی برای ساختن یک «فضا» نیز تنبل بوده است. سکانس‌ها بدون ریتم دراماتیک یا تعلیق پشت سر هم می‌آیند. دوربین کاری جز تعقیب بازیگران در میان برگ‌های مصنوعی ندارد.

نمایی از طبیعت در فیلم آناکوندا ۲۰۲۵

آناکوندای بزرگ، نقطه کانونی فیلم، در نسخه ۱۹۹۷ با همه ضعف جلوه‌های ویژه، حضوری ترسناک داشت. اما در این نسخه، مار یک «نقش» و «وسیله» است، حضوری اختیاری و تصادفی. جلوه‌های بصری آن نیز نه ترسناک، نه واقع‌گرا، بلکه نوعی «گرافیک کارتونی» بی‌خاصیت است. این مار، نماد خود فیلم است: بزرگ، پرهیاهو، اما توخالی و بی‌خطر.

بیماری «بی‌مسئولیتی هنری» و جنایت فرهنگی

فیلم جدید «آناکوندا» نشان‌دهنده بیماری مسری «بی‌مسئولیتی هنری» در سینمای جهان است. وقتی فیلمسازی با بازیگران شناخته‌شده و بودجه‌ای نسبی، اثری چنین تهی و پوچ را به نام سینما تحویل می‌دهد، باید در سلامت فکری کل این سیستم شک کرد. این فیلم نه عشق به سینما را ترویج می‌دهد، نه مخاطب را می‌خنداند و نه می‌ترساند؛ فقط او را گیج و خسته می‌کند. این سینما نیست، بلکه یک آزمایش روان‌شناسی برای سنجش میزان تحمل انسان در مواجهه با امر پوچ است.

تصویری از پوستر فیلم آناکوندا جدید

در دنیایی که سینماگران بزرگ برای خلق یک اثر سال‌ها رنج می‌کشند، آثاری مانند این «آناکوندا» بی‌احترامی به تاریخ سینما و تحقیر مخاطب است. این فیلم را باید نه در سالن سینما، بلکه در کلاس‌های روان‌شناسی بررسی کرد. نمره دادن به چنین اثری، توهین به مفهوم نقد است. این فیلم، یک «صفر» بزرگ است؛ یک خلأ هنری. «آناکوندا»ی ۲۰۲۵ یک «پدیده بیمارگونه» و نشانه‌ای از یک فرهنگ در حال فروپاشی است که نه توان خلق دارد، نه جسارت اقتباس درست و نه حتی حوصله داستان‌گویی ساده را. این فیلم، یک «جنایت فرهنگی» است که در آن استعداد بازیگران تباه می‌شود، بودجه‌ها به باد می‌رود، وقت مخاطب دزدیده می‌شود و اعتبار هنر سینما لگدمال می‌گردد. آینده سینما در دستان کسانی است که جسارت گفتن «داستان راستین» را دارند، نه کسانی که واژه «متا» را مانند طلسم تکرار می‌کنند. این فیلم، ضد داستان و ضد سینما است و باید در کلینیک‌های آسیب‌شناسی فرهنگی کالبدشکافی شود. منتقد به این فیلم امتیاز ۲ از ۱۰ را داده است.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗