خبر کامل
سناریوهای نظامی آمریکا علیه ایران: از ضربه محدود تا چالشهای بینالمللی

با افزایش تحرکات نظامی ایالات متحده در منطقه، تحلیلگران بر این باورند که اعزام دو ناو هواپیمابر آمریکایی فراتر از یک اقدام عادی یا نمایشی است. این آرایش قدرت، در شرایطی که حضور دریایی واشنگتن روزانه صدها میلیون دلار هزینه دارد، نشاندهنده طراحی سناریویی هدفمند است.
ضربه محدود در سایه مذاکره: سناریوی احتمالی واشنگتن
ناظران معتقدند سناریوی محتملتر، نه یک جنگ فراگیر شبیه سال ۲۰۰۳، بلکه اجرای ضربهای محدود، حسابشده و نقطهای علیه اهداف حساس و مشخص در ایران است. این اهداف میتوانند شامل سایتهای موشکی، تأسیسات ذخیرهسازی، کارخانههای خاص یا حتی چهرههای کلیدی در این پرونده باشند. هدف واشنگتن ارسال پیامی بازدارنده بدون درگیر شدن در یک جنگ طولانی و فرسایشی است.
تمرکز اصلی ایالات متحده بر دو پرونده کلیدی ایران است: برنامه موشکهای دوربرد و برنامه هستهای. اگر دیپلماسی نتواند این مسیرها را مهار کند، اقدام نظامی محدود میتواند ابزاری برای ترسیم «خطوط قرمز جدید» باشد.
هدف قرار دادن بازوهای منطقهای ایران
برخی تحلیلگران بر این باورند که هدف قرار دادن بازوهای منطقهای ایران، یکی از محتملترین سناریوهاست. این رویکرد به آمریکا امکان میدهد فشار راهبردی وارد کند، بدون آنکه تقابل مستقیمی با تهران شعلهور شود. در این چارچوب، احتمال وارد آمدن ضربه در کشورهایی چون عراق یا لبنان مطرح میشود که از نگاه غرب، امتداد نفوذ منطقهای ایران محسوب میشوند.
سناریوی دیگر، هدف قرار دادن سایتهای لجستیکی گروههای همسو با ایران در این کشورهاست که نقش پشتیبانی، انتقال تجهیزات یا هماهنگی عملیاتی را ایفا میکنند. این اقدام پیامی دوگانه دارد: نشاندهنده آمادگی واشنگتن برای استفاده از ابزار سخت و در عین حال، تلاش برای کنترل دامنه درگیری با پرهیز از حمله مستقیم به خاک ایران.
برخی گروههای عراقی هشدار دادهاند که هرگونه هدف قرار دادن ایران، در مرزهای جغرافیایی آن محصور نخواهد ماند. این مواضع در حالی مطرح میشود که نشانههایی از جابهجاییهای محدود در نزدیکی سایتهای حساس محل استقرار نیروهای آمریکایی در عراق مشاهده شده است.
نقشههای احتمالی پنتاگون: از ضربه محدود تا کارزار طولانی
بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، دونالد ترامپ با گزینههای محدودی برای مواجهه با پرونده ایران روبهرو است؛ جایی که دیپلماسی تنگتر و سایه بازدارندگی نظامی پررنگتر شده است.
این روزنامه مینویسد که ترامپ در نقطه عطفی قرار گرفته که میتواند سرنوشت میراث سیاسی او را رقم بزند. انتخابهای پیشروی او کمسابقه است: یا امضای توافقی برای مهار برنامه هستهای تهران، یا ورود به جنگی پرهزینه و غیرقابل پیشبینی با پیامدهای سنگین برای ایالات متحده و خاورمیانه.
دولت ترامپ از فاصله زمانی میان طرح مطالبات واشنگتن و انتظار برای پاسخ تهران استفاده کرد تا آرایش نظامی خود را در اطراف ایران تقویت کند. این اقدام به بزرگترین تمرکز هوایی ایالات متحده در خاورمیانه از سال ۲۰۰۳ منجر شده است.
اگر ایران شروط ترامپ را نپذیرد، گزینهها از یک ضربه اولیه محدود با «بانک اهدافی» نامشخص، تا کارزار بمباران طولانیمدت که میتواند هفتهها ادامه یابد و دامنه درگیری را گسترش دهد، متغیر خواهد بود.
ویلبر راس، وزیر بازرگانی ترامپ، رد استفاده رئیسجمهور از تعرفههای گمرکی توسط دیوان عالی آمریکا را عاملی دانست که ممکن است احتمال اقدام نظامی علیه ایران را افزایش دهد. او تصریح کرد: «فکر نمیکنم ترامپ بتواند این شکست را بپذیرد و سپس چنین برداشت شود که از موضع خود در قبال ایران عقبنشینی کرده است.»
سوزان مالونی، کارشناس امور ایران در مؤسسه بروکینگز، میگوید ترامپ با «ریسکهای فراوان و گزینههایی که بهویژه جذاب نیستند» روبهرو است و هیچیک از مسیرهای پیشرو هزینه اندکی ندارند.
ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، هشدار داد که ترامپ معمولاً عملیاتهایی را ترجیح میدهد که تلفات آمریکاییها را به حداقل برساند. او تاکید کرد اگر ترامپ اطمینان نداشته باشد که میتواند تمامی ظرفیتهای ایران را در گام نخست نابود کند، ورود به مرحله بعدی با خطرات جدی همراه خواهد بود.
ساعت تصمیم در واشنگتن: آیا ابتکار نظامی پیشدستانه کلید میخورد؟
کنگره ایالات متحده در هفته آینده برای رأیگیری درباره قطعنامهای آماده میشود که هدف آن مهار اختیارات دونالد ترامپ و جلوگیری از هرگونه حمله نظامی به ایران بدون مجوز قبلی قانونگذاران است.
این پرسش در محافل سیاسی واشنگتن مطرح است که آیا ترامپ به «فرار رو به جلو» متوسل خواهد شد و پیش از شکلگیری محدودیتهای قانونی، ابتکار عمل نظامی را در دست میگیرد؟
موافقان و مخالفان اقدام پیشدستانه
- موافقان: برخی کارشناسان معتقدند ترامپ ممکن است پیش از رأیگیری کنگره، ضربهای محدود علیه ایران وارد کند تا معادله را تغییر دهد و نمایندگان را در برابر واقعیتی تازه قرار دهد. آنها به حملات محدود ترامپ علیه سوریه بدون مجوز کنگره و ترور ژنرال سلیمانی در سال ۲۰۲۰ اشاره میکنند و معتقدند او «از دست دادن فرصت موجود» برای ضربه زدن به ایران را خطایی راهبردی تلقی میکند.
- مخالفان: گروهی دیگر هشدار میدهند که عبور از کنگره میتواند به بحرانی داخلی بینجامد که شکافهای سیاسی را تعمیق کرده و مشروعیت تصمیم نظامی را زیر سؤال میبرد. آنها معتقدند ترامپ آگاه است که حمله بدون پشتوانه کنگره، بهویژه با روند کاهشی محبوبیتش، هزینهساز خواهد بود.
این طیف از ناظران معتقدند نشانهها حاکی از آن است که رئیسجمهور آمریکا در مقطع کنونی ترجیح میدهد مسیر دیپلماسی را در اولویت قرار دهد که بار حقوقی و سیاسی کمتری دارد و از بروز تنش داخلی جلوگیری میکند.
شکاف بر سر پایگاههای راهبردی: لندن ترمز عملیات واشنگتن را کشید
دولت بریتانیا درخواست واشنگتن برای استفاده از دو پایگاه راهبردی دیهگو گارسیا در اقیانوس هند و فیرفورد در گلاسترشر را رد کرده است. این دو پایگاه که تحت حاکمیت لندن هستند، برای آمریکا «حیاتی» توصیف شدهاند؛ زیرا امکان استقرار بمبافکنهای بی ۲ و بی ۵۲ را برای اجرای حملات مستمر علیه ایران فراهم میکنند.
اهمیت پایگاهها و چالشهای لجستیکی
اهمیت این پایگاهها در فاصله جغرافیایی آنهاست:
- دیهگو گارسیا تا تهران: حدود ۵۲۵۰ کیلومتر
- فیرفورد تا تهران: ۴۴۰۰ کیلومتر
- پایگاه وایتمن (میسوری) تا تهران: ۱۰۵۰۰ کیلومتر
فاصله زیاد پایگاه وایتمن، عملیات را وابسته به سوختگیریهای مکرر هوایی میکند. در عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن گذشته، هفت فروند بمبافکن بی ۲ برای هدف قرار دادن تأسیسات هستهای ایران، رفتوبرگشتی ۲۲۵۰۰ کیلومتری را طی ۳۷ ساعت بدون توقف انجام دادند که بار عملیاتی سنگینی داشت. رد درخواست بریتانیا، محاسبات نظامی آمریکا را با چالش جدیدی روبهرو کرده است.
دلایل مخالفت لندن و واکنشها
دلیل رسمی مخالفت لندن، «نگرانی از نقض احتمالی حقوق بینالملل» اعلام شده است. دولت کییر استارمر بر این باور است که حمله پیشدستانه علیه ایران در شرایط مذاکرات هستهای، از منظر حقوقی «غیرقانونی» خواهد بود.
بر پایه توافق سال ۱۹۶۶، ایالات متحده حق استفاده از دیهگو گارسیا را برای «اهداف دفاعی» دارد، اما هرگونه عملیات علیه کشورهای ثالث نیازمند موافقت قبلی بریتانیا است. این تصمیم با انتقادهای گسترده در داخل بریتانیا مواجه شده است:
- کریس بری (دریاسالار بازنشسته): «در زمانی که متحد آمریکایی ما به ما نیاز دارد، با مخالفت شدید بریتانیا مواجه شد... دولت ما نشان میدهد غیرقابل اعتماد و ضعیف است.»
- بوریس جانسون (نخستوزیر پیشین): کییر استارمر را به «جانبداری عملی از روحانیون ایران» متهم کرد و نوشت بریتانیا تحت حاکمیت حزب کارگر دیگر شریکی قابل اعتماد نیست. او این موضع را با تصمیم مارگارت تاچر در سال ۱۹۸۶ برای اجازه حمله به لیبی از پایگاههای بریتانیا مقایسه کرد.
دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی تروث سوشیال به این مناقشه واکنش نشان داد و تصمیم استارمر برای انتقال حاکمیت مجمعالجزایر چاگوس به موریس را «اشتباهی بزرگ» خواند و گفت: «اگر ایران توافق هستهای را رد کند، آمریکا ممکن است نیاز داشته باشد از دیهگو گارسیا و فیرفورد برای نابودی حمله احتمالی استفاده کند.» دیوید پترائوس، رئیس پیشین سیا، نیز از ناتوانی نیروهای آمریکایی برای سوختگیری و بازیابی در این جزیره راهبردی ابراز ناامیدی کرد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۵:۵۳ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۴