آیکون خبر

خبر کامل

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹: از هرج‌ومرج قاجار تا استقرار نظم آهنین رضاشاه

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹: از هرج‌ومرج قاجار تا استقرار نظم آهنین رضاشاه

در زمستان سال ۱۲۹۹، ایران در آستانه فروپاشی کامل قرار داشت. پس از دوران مشروطه، آرمان‌های این نهضت به فراموشی سپرده شده بود و حکومت احمدشاه قاجار هر روز بیش از پیش به سمت تباهی می‌رفت. کشور عملاً تحت نفوذ نیروهای محلی، شورش‌ها و قدرت‌های مسلح نیمه‌مستقل بود و دولت قاجار تنها نامی بر کاغذ محسوب می‌شد.

آغاز یک تحول: نشست قزوین و نقش بریتانیا

در چنین شرایطی، در شبی سرنوشت‌ساز در قزوین، گروهی کوچک اما مصمم گرد هم آمدند: سیدضیاءالدین طباطبایی، رضاخان میرپنج و چند افسر دیگر. آنها به این نتیجه رسیدند که اگر اصلاح از طریق قانون و قرارداد ممکن نیست، نظمی نوین باید با نیروی قزاق بر تهران تحمیل شود.

پیش از این، در جبهه‌های شمال، ادموند آیرونساید، افسر ارشد بریتانیایی، در مسیر عقب‌نشینی از قفقاز با دسته‌ای از قزاق‌های ایرانی مواجه شده و رضاخان را به عنوان افسری سرسخت و دارای استعداد رهبری برای برقراری نظم جدید در ایران تشخیص داده بود.

سیدضیاء که از خانواده‌ای روحانی بود، در نوشته‌هایش اشراف و ملاکان را «زالو» می‌نامید. او با الهام از الگوهای انقلابی و دیکتاتوری‌های مدرن، رؤیای حکومتی مقتدر، متمرکز و ضد اشراف را در سر داشت و جنگ جهانی اول و فروپاشی نظم پیشین را فرصتی برای تحقق این آرزو می‌دید. قرارداد ۱۹۱۹، که قرار بود راه‌حل قانونی بریتانیا برای کنترل ایران باشد، به دلیل رشوه‌خواری و رسوایی وثوق‌الدوله و یارانش شکست خورد و مسئله ایران برای لندن همچنان لاینحل باقی ماند.

همکاری با بریتانیا و حرکت به سوی تهران

در این وضعیت، سیدضیاء به سفارت بریتانیا رفت و پیشنهاد داد که در ازای حمایت انگلیس برای رسیدن به نخست‌وزیری، قرارداد ۱۹۱۹ را بدون اطلاع افکار عمومی اجرا کند. به همین منظور، مستشاران خارجی به عنوان کارشناسان به ایران دعوت شدند و به بهانه ساماندهی امور اداری، پایگاه انگلیس در ایران را تقویت کردند. در مقابل، هزینه اولیه حرکت قزاق‌ها در ایران با اهدای ۲۵ هزار تومان به سیدضیاء آغاز شد. سیدضیاء پس از دریافت این مبلغ، راهی قزوین شد تا رضاخان و قزاق‌های خسته و بی‌حقوق را به حرکت درآورد.

در قزوین، سیدضیاء ابتدا با پرداخت حقوق معوقه قزاق‌ها، اعتماد آنان و شخص رضاخان را جلب کرد. صبح سوم اسفند ۱۲۹۹، ستون قزاق از قزوین به سمت تهران حرکت کرد. در کاروانسرای سنگی، تلاش نمایندگان دربار و مأموران سفارت برای متوقف کردن این حرکت بی‌ثمر ماند و قزاق‌ها به سوی پایتخت پیش رفتند.

سقوط تهران و تثبیت قدرت

تهران، که از سستی دولت و بی‌اعتباری شاه به ستوه آمده بود، بدون نبردی گسترده سقوط کرد. احمدشاه با اکراه فرمان نخست‌وزیری سیدضیاء را امضا کرد و برای رضاخان نیز عنوان جدید سردار سپه را برگزید تا نقش دوگانه قدرت سیاسی و نظامی تثبیت شود.

نخستین اقدام دولت کودتا، بازداشت مستوفیان، رجال، سرمایه‌داران و چهره‌های نزدیک به محافل خارجی بود. در همان زمان، شاعران و روزنامه‌نگاران نامدار، از عارف قزوینی تا میرزاده عشقی، با توجه به وضعیت نابسامان پیشین، از دولت جدید و سردار سپه در نوشته‌ها و اشعار خود استقبال کرده و رضاشاه را به عنوان منجی نظم و امنیت کشور معرفی کردند.

اختلافات و صعود رضاخان

اما این هم‌سویی دیری نپایید. سیدضیاء برای تحکیم موقعیت خود، به دنبال تعمیق وابستگی ساختار نظامی به بریتانیا و انتصاب افسران انگلیسی در رأس واحدهای قشون بود، در حالی که رضاخان ارتش را تکیه‌گاه شخصی قدرت خود می‌دانست و به صراحت با این طرح مخالفت کرد. احمدشاه نیز از رفتار تحقیرآمیز و تند نخست‌وزیر ناخشنود بود و در لندن، وزارت خارجه به این نتیجه رسید که ادامه دولت سیدضیاء بیش از آنکه سودمند باشد، دردسرآفرین است.

در نتیجه، با جابه‌جایی معادلات، سیدضیاء ناگزیر به ترک صحنه و تبعید شد، در حالی که جان او طبق سوگند و توافق‌های پشت‌پرده حفظ گردید. قوام‌السلطنه که در دوره نخست‌وزیری سیدضیاء زندانی شده بود، آزاد و بلافاصله به سمت نخست‌وزیری رسید. محمد مصدق نیز از مخفی‌گاه بیرون آمد و به وزارت مالیه رسید و رضاخان، در مقام وزیر جنگ و فرمانده قوای مسلح، در محور قدرت باقی ماند.

از این پس، تاریخ معاصر ایران بیش از هر چیز به محلی برای صعود تدریجی رضاخان بدل شد. کابینه‌های پی‌درپی، بدون اتکا به او دوام نمی‌آوردند و هر تلاشی برای مهار قدرتش در برابر واقعیت اتکای ارتش به شخص سردار سپه شکست می‌خورد. در اوج قدرت، رضاخان به جمهوریت می‌اندیشید و با الهام از نمونه ترکیه، تظاهراتی در حمایت از جمهوری سازمان داد.

مخالفت با جمهوریت و انقراض قاجار

اما تعدادی از روحانیون، با نگرانی از سرنوشت دین در ترکیه و بیم از محدود شدن نفوذ مذهبی و اقتصادی خود، به شدت با جمهوریت مخالفت کردند و موجی نیرومند در افکار عمومی پدید آوردند. شاعران و روشنفکرانی که پیشتر مدافع کودتا و سردارسپه بودند، این بار در پیوند با این موج، جمهوریت و شخص رضاخان را نقد کردند. رضاخان با محاسبه هزینه رویارویی مستقیم با روحانیت، از طرح جمهوریت عقب نشست، اما هدف اصلی، یعنی انتقال سلطنت از قاجار به خود او، باقی ماند.

سرانجام، با خروج عملی احمدشاه از صحنه و تصمیم مجلسی که زیر سایه نفوذ قشون قرار داشت، سلسله قاجار منقرض شد و رضاخان به عنوان شاه جدید برگزیده شد. افسر قزاق دیروز، اینک با عنوان رضاشاه پهلوی بر تخت سلطنت نشست.

پس از مدتی، روابط رضاشاه با بریتانیا، حامی اولیه کودتا، بارها دچار تنش شد؛ از محدود کردن امتیازات کارکنان سفارت تا پافشاری بر دریافت سهم ایران از درآمد نفت در آستانه جنگ جهانی دوم.

اما هرچه زمان گذشت، دایره تصمیم‌گیری تنگ‌تر و دولت هرچه بیشتر به اراده فردی شاه متکی شد. بسیاری از رجال کارآمد به حاشیه رانده شدند و نخست‌وزیران، بیش از آن‌که شریک در اداره کشور باشند، مجری اوامر بودند.

بدین‌سان، کودتای سوم اسفند و برآمدن رضاخان، که در آغاز در نظر بخش‌هایی از جامعه راه خروج از هرج‌ومرج می‌نمود، در نهایت به استقرار نظمی آهنین انجامید.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗