خبر کامل
مکزیک در آستانه جنگ کارتلها: پیامدهای حذف «ال منچو» برای امنیت منطقه و آمریکا

در ساعات اولیه ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، عملیاتی اطلاعاتی-نظامی در خالیسکو مکزیک، به حذف «نمسیو اوسگوئرا سروانتس»، معروف به «ال منچو» و رهبر بانفوذ کارتل «نسل جدید خالیسکو» انجامید. این اقدام، که در ابتدا پیروزی قاطعی به نظر میرسید، اکنون مکزیک را وارد مرحلهای پر تنش در مدیریت امنیتی خود کرده و جعبه پاندورای جدیدی را گشوده است.
سیاست «آغوش به جای گلوله» به پایان میرسد
تحت فشار فزاینده واشینگتن برای مهار بحران مواد مخدر و مهاجران، «کلودیا شینباوم»، رئیسجمهور مکزیک، سیاست «آغوش به جای گلوله» را که میراث دولت پیشین «آندرس مانوئل لوپز اوبرادور» و نماد مماشات با کارتلها بود، کنار گذاشت. این تغییر رویکرد، که دولت پیشین از آن پرهیز میکرد، به حذف فیزیکی «ال منچو» انجامید. با این حال، استراتژی «قطع سر» در ادبیات امنیتی، نتایج متفاوتی به همراه دارد. تنها دقایقی پس از اعلام خبر عملیات، کارتلها که خطوط قرمز خود را نقض شده دیدند، به اتحادی تاکتیکی دست زدند. حملات هماهنگ، مسدودسازی جادهها، آتشزدن خودروها و درگیری در هشت ایالت از جمله خالیسکو، سینالوآ و میچوآکان، نشان داد که ساختارهای جنایتکار نه تنها خلأ ایجاد شده را بیپاسخ نمیگذارند، بلکه به بازیگرانی منسجمتر در برابر تهدید مشترک تبدیل میشوند.
خلأ قدرت و پایان موازنه وحشت
مرگ «ال منچو» خلأ قدرت عظیمی را در رأس یکی از پیچیدهترین بنگاههای نظامی-اقتصادی جهان ایجاد کرده است. کارتل نسل جدید خالیسکو با سرمایهای بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار، که عمدتاً از قاچاق فنتانیل، کوکائین و متآمفتامین به دست میآید، فراتر از یک باند جنایی عمل میکرد. این سازمان با بهرهگیری از خودروهای زرهی معروف به «نارکوتانک»، پهپادها و تجهیزات اخلالگر سایبری، عملاً به یک بازیگر شبهنظامی در منطقه تبدیل شده بود.
فقدان یک جانشین مسلط و مورد اجماع در درون کارتل، قلمرو و مسیرهای راهبردی آن را به طعمهای وسوسهانگیز برای کارتلهای رقیب تبدیل کرده است. طبق آمارهای اقتصاددانان حوزه جرایم سازمانیافته، حذف رهبران ارشد کارتلها در کوتاهمدت منجر به افزایش ۳۲ درصدی قتلها و رشد ۴۹ درصدی تعداد گروههای جنایی فعال در منطقه میشود.
این وضعیت در مکزیک تا زمانی که جایگزینی برای «ال منچو» تثبیت نشود یا دولت مرکزی جایگزینی برای «نظم تحمیلی تحت کنترل باند منچو» (مانند تجهیز اطلاعاتی و تسلیحاتی گارد ملی) ایجاد نکند، ادامه خواهد داشت.
چرخش پیکان امنیت به سمت ایالات متحده
گشایش میدان رقابت کارتلها در مکزیک، امنیت ملی ایالات متحده را با سه مسئله امنیتی مواجه میکند:
- موج جدید عرضه مواد مخدر: پس از هرجومرج اولیه، رقابت برای تحکیم قدرت، کارتلها را به سمت جنگی تمامعیار سوق میدهد. این گروهها برای تأمین مالی مسابقه تسلیحاتی و جبران زیانها، نیاز فوری به نقدینگی خواهند داشت که به معنای فعالسازی سریعتر شبکههای توزیع در آمریکا برای فروش بیشتر مواد است.
- چرخه اسلحه در برابر مواد: تشدید درگیری میان کارتلها و دولت، تقاضا برای تسلیحات را افزایش میدهد. پیشبینی میشود جریان کنترلناپذیر اسلحه از مرزهای جنوبی ایالات متحده به سمت مکزیک افزایش یابد، چرخهای که نقطه آغاز آن، بازگشت مجدد اسلحهها در قالب مواد مخدر به داخل مرزهای آمریکاست.
- مهاجرت اجباری: حملات به فرودگاهها، جادهها و مراکز توریستی، غیرنظامیان را به وحشت انداخته است. تخریب زیرساختها و ناامنی اقتصادی، موج تازهای از مهاجرت اجباری را به سمت مرزهای ایالات متحده ایجاد خواهد کرد.
مهار آتش و استراتژی بلندمدت
آنچه امروز در مکزیک رخ میدهد، صرفاً محصول تصمیمات دولت کلودیا شینباوم نیست، بلکه نتیجه سالها سیاستگذاری و انفعال راهبردی، به ویژه در دولت پیشین آندرس مانوئل لوپز اوبرادور، در قالب رویکرد مماشات است. این سیاست، که با هدف کاهش خشونت دنبال میشد، عملاً به کارتلها فرصت داد تا بدون فشار مؤثر دولتی، شبکههای مالی، نظامی و سیاسی خود را گسترش دهند.
اقدام دولت شینباوم تلاشی دیرهنگام برای اصلاح مسیری است که در سالهای گذشته به خطا رفته بود. انسجام ساختاری و توان فرماندهی غیرمتمرکز در کارتل خالیسکو سبب شد پاسخها حسابشده و معطوف به نمایش قدرت باشد.
دولت شینباوم باید بر مدیریت پسلرزهها تمرکز کند، از جمله:
- پرهیز از اقدامات و خطابههای عجولانه که میتواند باعث واکنش تکانشی کارتلها شود.
- تمرکز تدریجی بر تضعیف شبکههای مالی، سیاسی و منطقهای کارتلها.
- باز گذاشتن فضا برای انتقال قدرت تدریجی درون کارتلها.
این رویکرد، راهبردی صبورانه برای بازتعریف رابطه دولت با خشونت سازمانیافته، از طریق مهار تدریجی، فرسایش ساختاری و سلب توان بازتولید قدرت از بازیگران جنایتکار است. دولت ایالات متحده نیز با توجه به عدم تمایل ترامپ به تصمیمات تدریجی، احتمالاً اقدامات لازم را برای تضعیف قاچاق مواد و انسان در مرزهای جنوبی خود به کار خواهد گرفت.
تفاوت راهبردی سیاستهای ترامپ با مکزیک و ونزوئلا
رویکرد دونالد ترامپ در قبال مکزیک و ونزوئلا تفاوتهای کلیدی دارد:
- نوع نگاه: مکزیک در نگاه ترامپ یک مسئله حلنشده در امنیت ملی ایالات متحده است که باید مهار شود، نه سرنگون. این برخلاف ونزوئلا است که به عنوان یک جبهه غیرقابل کنترل و خصمانه دیده میشود.
- روابط اقتصادی: مکزیک یکی از حیاتیترین شرکای تجاری ایالات متحده است و بیثباتی گسترده در آن مستقیماً به اقتصاد آمریکا سرریز میشود. این امر باعث میشود که فشار بیش از حد علیه مکزیک، تهدیدی برای منافع ایالات متحده تلقی شود.
- تنوع ابزارهای فشار: ترامپ در قبال مکزیک گزینههای متنوعی از اهرمها مانند جریان مهاجرت، تعرفههای تجاری و همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی در اختیار دارد که امکان اعمال فشار کنترلشده را فراهم میکند. در مقابل، فقدان چنین اهرمهایی در مورد ونزوئلا، سیاست آمریکا را به سمت تحریم و تقابل سوق داده است.
چه خواهد شد؟
حذف «ال منچو» به معنای پایان زنجیره قاچاق مواد نیست، بلکه استراتژی «بریدن سر» در کارتلها منجر به تجزیه، تغییر ساختار و سپس تکثیر گروهها و افزایش خشونت برای تثبیت قلمرو نفوذ میشود. نتیجه، جنگی تمامعیار است که در آن میلیاردها دلار پول نقد حاصل از فنتانیل، در مقابل گلولهها و پهپادهای تأمینشده از بازار سیاه آمریکا صفآرایی کردهاند.
نکته محوری در تحلیل آینده این بحران، درک تعریف ترامپ از «امنیت» است. از دیدگاه ترامپ، امنیت زمانی برقرار میشود که آمریکاییهای کمتری بر اثر اوردوز با فنتانیل و دیگر مخدرها جان خود را از دست بدهند. از این منظر، عملیات حذف «ال منچو» را میتوان در چارچوب همین منطق «کاهش تلفات و خسارات داخلی ناشی از مواد مخدر» تفسیر کرد، حتی اگر به قیمت بیثباتی کامل در مکزیک تمام شود. آینده مکزیک و امنیت منطقه، اکنون بیش از هر زمان دیگری به چگونگی مدیریت کلان این خلأ قدرت و پاسخ به موج خشونتهای پیش رو بستگی دارد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
