آیکون خبر

خبر کامل

مراسم خاکسپاری علی باباچاهی؛ وداع با شاعر برجسته معاصر

مراسم خاکسپاری علی باباچاهی؛ وداع با شاعر برجسته معاصر

مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر علی باباچاهی، شاعر، منتقد و پژوهشگر معاصر، امروز پنجشنبه، هفتم اسفندماه در بهشت سکینه کرج با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب برگزار شد. این رویداد تلخ، جامعه ادبی ایران را در سوگ یکی از چهره‌های برجسته خود فرو برد.

درگذشت و زندگی‌نامه

علی باباچاهی روز دوشنبه چهارم اسفندماه، در سن ۸۳ سالگی دار فانی را وداع گفت. او که متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر بود، عمر پربار خود را صرف سرایش شعر، نقد ادبی و پژوهش در این حوزه کرد و آثار ماندگاری از خود بر جای گذاشت.

آثار برجسته

باباچاهی با سبک خاص و نگاه عمیق خود به جهان، مجموعه‌های شعری متعددی را منتشر کرد که هر یک نشان‌دهنده ابعاد گوناگون اندیشه و هنر اوست. از جمله مهم‌ترین آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • «در بی‌تکیه‌گاهی»
  • «جهان و روشنایی‌های غمناک»
  • «از نسل آفتاب»
  • «صدای شن»
  • «از خاک‌مان آفتاب برمی‌آید»
  • «آوای دریامردان»
  • «منزل‌های دریا بی‌نشان است»
  • «نم نم بارانم»
  • «عقل عذابم می‌دهد»
  • «قیافه‌ام که خیلی مشکوک است»
  • «رفته‌ بودم به صید نهنگ»
  • «پیکاسو در آب‌های خلیج فارس»
  • «فقط از پریان دریایی زخم زبان نمی‌خورَد»
  • «هوش و حواس گُل شب‌بو برای من کافی‌ست»
  • «گُلِ بارانِ هزار روزه»
  • «دنیا اشتباه می‌کند»
  • «بیا گوش‌ماهی جمع کنیم»
  • «به شیوه خودشان عاشق می‌شوند»
  • «باغ انار از این‌طرف است»
  • «در غارهای پُر از نرگس»
  • «این کشتی پراسرار»
  • «اتاق بر آب راه می‌روم»
  • «قشنگی دنیا به همین است»
  • «آدم‌ها در غروب اسم ندارند»
  • «آئورا و دیگران من»

برشی از شعر «زندانیِ اختیاری»

در ادامه، برشی از شعر ماندگار «زندانیِ اختیاری» سروده علی باباچاهی تقدیم می‌شود که عمق نگاه فلسفی و شاعرانه او را به تصویر می‌کشد:

مردی که خودش را تمام روز
در یک اتاق زندانی می‌کند
اصلاً دیوانه نیست
یا انار متراکمی‌ست که در پوست خودش جا خوش کرده
یا پیاز متورمی‌ست که لایه‌لایه پرده برنمی‌دارد از تنهایی‌اش
در بیروت مردی را دیدم با پای گچ‌گرفته
که از تابوت بیرون نمی‌پرید
پلنگ هم در قفس آهنین تصوّری از آزادی دارد
در جنگ تن به تن هر دو پا گذاشتیم به فرار
من از یک طرف
منِ دیگر من از طرف دیگر
و شانه به شانه به خانه رسیدیم دقیقاً
و من زیر یک سقفِ دراز به دراز
دراز کشیدم.
خیلی خوب شد
چند تابلو مختلف دور و برم میخکوب شد
نه عاشقِ عاشقم
نه کُشته ـ مُردهٔ شهری که ساکنانش در صدف خودشان
گوش‌ماهیِ خودشانند
قطع امید نمی‌کنم / امّا
از مردی که در یک اتاق زندانی شده
یا مُرده‌ای که روی تختخواب دراز کشیده.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗