خبر کامل
نقد فیلم «چگونه یک قتل انجام دهیم»: طنز تلخ جاهطلبی و نابرابری
فیلم «چگونه یک قتل انجام دهیم» (How to Make a Killing) با روایتی از انتقام و جاهطلبی در دل طبقه مرفه، بستری برای طنزی تلخ درباره نابرابری اقتصادی و جهانی فراهم میآورد که در آن مرز میان قربانی و مجرم به سادگی محو میشود. این کمدی جنایی اسکروبال با افتتاحیهای پرقدرت و هوشمندانه آغاز میشود که اعتماد تماشاگر را جلب کرده و فیلم را بر موج همان اعتبار اولیه پیش میبرد.
آغازی هوشمندانه و بازی گلن پاول
داستان با بکت ردفلوی با بازی گلن پاول آغاز میشود؛ زندانی محکوم به اعدام که تنها چهار ساعت تا اجرای حکمش فاصله دارد. او در سلول خود، با لحنی طعنهآمیز از طعم اشتباه چیزکیک در وعده غذایی آخرش گلایه میکند. همین لحظه نشان میدهد که با روایتی تلخ و در عین حال بازیگوش طرف هستیم.
فیلم سپس با ساختاری فلشبکمحور به عقب بازمیگردد و ریشه ماجرا را در مادر بکت، وارثی که به دلیل بارداری در نوجوانی از ثروت چندین میلیارد دلاری محروم شده، جستجو میکند. بکت آنچه را که خواهیم دید «تراژدی» مینامد، اما لحن فیلم از همان ابتدا با طنز سیاه آمیخته است.
بازی خونسردانه و زیرکانه گلن پاول، بهویژه حرکات کوچک و واکنشهای حسابشدهاش، به شخصیت بکت جذابیتی خاص میبخشد. صنعت سینما او را بازگشت یک قهرمان کلاسیک، ترکیبی از تام کروز یا کری گرانت، میداند.
الهام از کمدی کلاسیک و نقد طبقاتی
نویسنده و کارگردان فیلم، جان پتن فورد، این کمدی اخلاقاً تیره را بر پایه فیلم بریتانیایی سال ۱۹۴۹ «Kind Hearts and Coronets» ساخته است. در نسخه آمریکایی قرن بیستویکمی، جاهطلبی بکت نه بر پایه عنوان اشرافی، بلکه بر محور ثروت عریان شکل گرفته است: پول نقد، جزایر خصوصی، هواپیماها و قایقهای فوقلوکس.
این ساختار انتقامجویانه، فرصتی برای معرفی طیفی از کاریکاتورهای طبقه ثروتمند فراهم میکند. شخصیتهایی نظیر پسرعموی لوس و ثروتمند بکت با بازی راف لاو که از هلیکوپتر روی مهمانی پول میپاشد، طنز فیلم را شکل میدهند.
برخلاف فیلم اصلی که الک گینس هشت نقش متفاوت را بازی کرد، «چگونه یک قتل انجام دهیم» نقشها را میان چهرههای مختلف توزیع میکند. زک وودز در نقش هنرمندی هیپستر و تاپر گریس در نقش کشیش یک مگاچرچ ظاهر میشوند که با چهرهای تازه به کلاهبرداری معنوی روی آورده است.
نقد اجتماعی و بلاتکلیفی احساسی
فیلم گهگاه به نقدی اجتماعی نزدیک میشود؛ از جمله در صحنهای که دفتر کشیش با عکسهای قابشده او در کنار رؤسای جمهور و قاچاقچیان مواد مخدر تزئین شده است. این اشارهای به تصور جهانی است که در دست باشگاهی محدود از ثروتمندان است، اما این نقدها عمق چندانی پیدا نمیکنند.
جان پتن فورد پیشتر با فیلم «امیلی جنایتکار» (Emily the Criminal) در سال ۲۰۲۲ شناخته شد و همواره دغدغه ساختار اقتصادی نابرابر را داشته است. در این فیلم نیز همین تم دیده میشود، اما پرسش اساسی بیپاسخ میماند: آیا قربانیان ثروتمند بکت خود قربانی نظامی بزرگترند یا صرفاً کاریکاتورهایی سزاوار حذف؟
مرگ اعضای خانواده ردفلوی یکی پس از دیگری رخ میدهد؛ صحنههایی سرگرمکننده اما تهی از احساس. این بلاتکلیفی احساسی به بازی پاول نیز لطمه میزند، اگرچه در یک صحنه کوتاه که بکت ترسی واقعی را تجربه میکند، نگاه هراسان پاول تأثیرگذار است.
پیچشهای داستانی و امید در دل تاریکی
با وجود کاستیها، فیلم دو پیچ داستانی قابلتوجه دارد و ریتمی سرگرمکننده را حفظ میکند. گویی فیلم میخواهد بگوید جامعه امروز همزمان خواهان تخریب نمادهای اشرافیت و بهرهمندی از قدرت و ثروت آنهاست.
در میان این فضای تلخ، یک مثلث عاشقانه حالوهوای فیلم را نرمتر میکند. جولیا، دختر مرفه و وسوسهگر، در مقابل روث، معلمی فروتن و مهربان با بازی جسیکا هنویک قرار میگیرد. حضور گرم و قانعکننده هنویک، تماشاگر را ناخودآگاه به موفقیت او امیدوار میسازد.
یکی از زیباترین لحظات فیلم، صحنهای است که بکت و روث زیر باران به هم میرسند و خورشید از پس ابرها بیرون میآید. این تصویر کوتاه، جادویی و امیدوارکننده است؛ یادآور اینکه حتی در دل داستانی مملو از طمع و خیانت، هنوز امکان عشق و رستگاری وجود دارد.
«چگونه یک قتل انجام دهیم» شاید بهطور کامل به وعده افتتاحیه درخشانش وفادار نماند، اما نشان میدهد جان پتن فورد یکی از صداهای کنجکاو و جاهطلب نسل جدید سینمای آمریکا است؛ فیلمسازی که در دل طنز سیاه و جنایت، همچنان به امکان انسانیت نیمنگاهی دارد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
