خبر کامل
امیرعباس هویدا؛ زندگی، سیاست و سرنوشت یک نخستوزیر

مقدمه: زندگی پرفراز و نشیب امیرعباس هویدا
امیرعباس هویدا، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین چهرههای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، در ۲۸ بهمن ۱۲۹۷ چشم به جهان گشود و در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ به زندگی پرفراز و نشیب خود پایان داد. زندگی او از همان دوران کودکی با چالشهای فراوانی همراه بود و سرنوشتش با نمادهایی چون پیپ، ارکیده و کراوات گره خورد و نهایتاً به جوخه اعدام ختم شد.

کودکی و تحصیلات: از بیروت تا بروکسل
امیرعباس هویدا در خانوادهای دیپلماتمسلک متولد شد. پدرش سالها بهعنوان سفیر رضاخان در دمشق، بیروت و ریاض خدمت میکرد. همین ماموریتهای دیپلماتیک سبب شد تا امیرعباس در نوجوانی تحصیل در مدرسه فرانسویهای بیروت را تجربه کند. او در همان سالها به زبانهای عربی و فرانسه مسلط شد و از همان زمان شیفته پاریس گشت.
پس از مرگ پدر، هویدا برای تحصیل به اروپا رفت. بورسیه او در فرانسه با مشکل مواجه شد و در نهایت در دانشگاه بروکسل به تحصیل در رشته علوم سیاسی پرداخت و مدرک لیسانس خود را دریافت کرد. در سال ۱۳۲۱ به ایران بازگشت و به استخدام وزارت خارجه درآمد.
ورود به عرصه سیاست و آشنایی با منصور
نخستین ماموریت مهم هویدا در کنار زینالعابدین رهنما در سفارت ایران در پاریس رقم خورد. در آنجا بود که با حسنعلی منصور آشنا شد. رفاقت هویدا و منصور به مهمترین پیوند زندگی سیاسی آنان بدل شد و در نهایت سرنوشت هر دو را به نخستوزیری رساند.
پس از برکناری رهنما، هویدا به عبدالله انتظام، سفیر ایران در آلمان، پیوست. در آلمان بود که به یکی از لژهای قدرتمند فراماسونری پیوست و بعدها به یکی از مشهورترین ماسونهای ایران تبدیل شد.
از دیپلماسی تا مدیریت نفتی
با روی کار آمدن مصدق، اوضاع سیاسی هویدا دستخوش تغییر شد و مدتی را در خارج از ایران گذراند. به پیشنهاد حسنعلی منصور، به ترکیه رفت و پس از بازگشت عبدالله انتظام به ایران و ریاستش بر شرکت نفت، هویدا از دنیای دیپلماسی به صنعت نفت قدم گذاشت و به یک مدیر نفتی محبوب تبدیل شد. این اتفاق علاوه بر تقویت موقعیت سیاسی، از نظر اقتصادی نیز برای او اهمیت ویژهای داشت.
اوج قدرت: ۱۳ سال نخستوزیری
در سال ۱۳۴۲، با رشد حزب ایران نوین، هویدا و منصور به قلب قدرت رسیدند. منصور ویترین سیاسی این تشکیلات شد و هویدا مغز متفکری بود که از وزارت دارایی شروع کرد و حتی با کمک یک متخصص، بخشی از امور مالی را در دهه چهل کامپیوتری کرد.
اما در اول بهمن ۱۳۴۳، همه چیز تغییر کرد؛ محمد بخارایی، نوجوان ۱۷ ساله وابسته به فداییان اسلام، با شلیک چند گلوله حسنعلی منصور را در برابر مجلس به قتل رساند. هویدا، که با چشمانی اشکآلود بالای سر رفیق قدیمیاش در بیمارستان ایستاده بود، ناگهان خبر نخستوزیری خود را دریافت کرد.
در ابتدا بسیاری تصور میکردند که او تنها برای احترام به منصور چند صباحی بر صندلی نخستوزیری خواهد نشست؛ اما هویدا ۱۳ سال در این مقام باقی ماند و رکورددار طولانیترین دولت دوران محمدرضا شاه شد. دوران ۱۳ ساله نخستوزیری او تا یکی دو سال پایانی، از نظر اقتصادی با ثبات نسبی همراه بود.
پایان کار و سرنوشت پس از انقلاب
اواخر سال ۱۳۵۶، پس از بازگشت از سفری تفریحی به یونان، شاه به این جمعبندی رسید که تغییر لازم است و هویدا از نخستوزیری کنار رفت. او برای مدتی وزیر دربار شد، تا اینکه پس از واقعه ۱۷ شهریور استعفا داد.
در ماههای پایانی رژیم پهلوی، هویدا درخواست شاه برای سفر به بلژیک را رد کرد و علیرغم پیشنهادهایی برای ترک ایران، در کشور ماند و حتی پس از پیروزی انقلاب نیز ایران را ترک نکرد. پس از دستگیری، ابتدا به مدرسه رفاه و سپس به زندان قصر منتقل شد.
در اولین دادگاهش، وقتی خبرنگار اطلاعات از او پرسید چه میخواهد، گفت در عمرش شبی بدون مطالعه نخوابیده و تنها خواهش کرد برایش چند کتاب تازه بفرستند. در نهایت، در حالی که هویدا برای تنفس بین دادگاه، آنجا را ترک کرده بود، کشته شد. با وجود گمانهزنیهای زیاد در مورد ضارب او، هرگز مشخص نشد که چه کسی مسئولیت این کار را بر عهده گرفته است. آنچه مشخص است اینکه اعدام هویدا با دستور مستقیم صادق خلخالی اتفاق افتاد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
