خبر کامل
روایتی از ترور آیتالله خامنهای در ۶ تیر ۱۳۶۰ و نجات از فاجعه هفتم تیر

نجات معجزهآسای آیتالله خامنهای از دو ترور؛ روایتی از ۶ و ۷ تیر ۱۳۶۰
در روزهای پرالتهاب ابتدایی انقلاب اسلامی، ترورهای هدفمند شخصیتهای برجسته کشور توسط گروههای معاند، فضای سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار داده بود. در یکی از این حوادث، آیتالله سید علی خامنهای، یکی از رهبران برجسته انقلاب، هدف سوءقصد قرار گرفت. این ترور نه تنها جان ایشان را به خطر انداخت، بلکه بهطور معجزهآسایی، ایشان را از فاجعهای خونینتر در روز بعد نجات داد.
ترور در مسجد ابوذر: ۶ تیر ۱۳۶۰
ششم تیرماه سال ۱۳۶۰، مسجد ابوذر تهران شاهد حضور پرشور مردم بود. آیتالله خامنهای در این جلسه به سوالات و شایعاتی پاسخ میدادند که توسط ضدانقلاب علیه رهبران حزب جمهوری اسلامی، بهویژه آیتالله سیدمحمدحسینی بهشتی، مطرح شده بود. در حین سخنرانی، یک دستگاه ضبط صوت بزرگ به سمت تریبون منتقل شد. آیتالله خامنهای که ابتدا گمان میکردند این ضبط صوت متعلق به مسجد است، آن را با کمی فاصله در سمت راست خود قرار دادند.
«در بین صحبتها ضبط بزرگی دست به دست شد تا جلوی تریبون رسید. همه گمان کردند ضبط مسجد است. ضبط صوت سمت چپ آقا بود که نگاهی به آن انداخت و آن را کمی با فاصله سمت راست خود گذاشت. مدتی بعد بلندگو به سر و صدا درآمد. آقای خامنهای گفت یا صدا را درست کنید یا اصلا بلندگو را خاموش کنید. همزمان از میکروفون و ضبط صوت روی میز فاصله گرفت تا شاید صدا کمی درست شود که یکمرتبه انفجاری شدید مسجد را به لرزه در آورد.»
جراحات شدید و عملیات نجات
انفجار بمب جاسازی شده در ضبط صوت، مسجد را به لرزه درآورد و آیتالله خامنهای را به شدت مجروح کرد. یکی از محافظان ایشان شرح میدهد که چگونه در میان هرج و مرج، آیتالله خامنهای را سوار بر یک بلیزر سفید کرده و به سرعت به سمت نزدیکترین درمانگاه منتقل کردند. در راه، ایشان برای لحظهای به هوش آمدند و سپس دوباره بیهوش شدند. پس از ناامیدی اولیه در یک درمانگاه، به توصیه پرستاری به بیمارستان بهارلو در پل جوادیه منتقل شدند.
در بیمارستان بهارلو، شدت جراحات بسیار سنگین بود. سمت راست بدن ایشان پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود. یکی از ترکشها حتی زیر گلوی ایشان جای گرفته بود. بخشی از سینه ایشان به طور کامل سوخته، یک یا دو دنده شکسته، و سمت راست بدنشان از کار افتاده و متورم شده بود. استخوانهای سینه و کتف ایشان کاملاً نمایان بود. به ایشان ۳۷ واحد خون و فرآوردههای خونی تزریق شد که خود این میزان میتوانست واکنشهای انعقادی را مختل کند. نبض ایشان چندین بار افتاد و پزشکان مجبور شدند بارها پانسمان را باز کرده و رگها را مسدود کنند.
پس از اقدامات اولیه، آیتالله خامنهای به بیمارستان قلب منتقل شدند. پزشکان اعلام کردند که ۷۰ درصد خطر رفع شده است، اما خونریزی زیادی وجود داشت و دست راست ایشان به دلیل قطع عصب از کار افتاده بود و نیاز به پیوند داشت. عروق و اعصاب ناحیه راست سینه نیز قطع شده بودند. با این حال، ایشان به طرز معجزهآسایی از مرگ نجات یافتند.
نجات از فاجعه هفتم تیر
این ترور، آیتالله خامنهای را از حضور در جلسهای بسیار خونینتر در فردای آن روز، یعنی یکشنبه هفتم تیر ۱۳۶۰، بازداشت. در آن روز، بمبی در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در محله سرچشمه تهران منفجر شد که به شهادت بیش از ۷۲ نفر از جمله رئیس دستگاه قضا، ۲۷ نماینده مجلس، چهار وزیر و ۱۲ معاون وزیر انجامید. آیتالله خامنهای قرار بود در این جلسه که به بررسی موضوعاتی مانند تورم و انتخابات ریاست جمهوری آینده میپرداخت، شرکت کنند.
پیام امام خمینی و واکنشها
حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی در خاطرات یکشنبه هفتم تیر ۱۳۶۰ خود مینویسد که ساعت شش و نیم به بیمارستان قلب رفته و حال آیتالله خامنهای را رضایتبخش یافته است. امام خمینی نیز در پیامی خطاب به دشمنان انقلاب، این عمل غیرانسانی را محکوم کرده و نوشتند: «در این عمل غیر انسانی به جای برانگیختن و رعب، عزم میلیونها مسلمان را مصممتر و صفوف آنها را فشردهتر کردید.»
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
