آیکون خبر

خبر کامل

مدیریت در زمان جنگ؛ راهکارهای بقا و رشد برای بنگاه‌های اقتصادی

در بحبوحه جنگ و بحران‌های امنیتی، در کنار جبهه‌های نظامی و سیاسی، جبهه‌ای حیاتی و اغلب ماندگارتر نیز فعال می‌شود: جبهه مدیریت و اقتصاد. در این آوردگاه، بنگاه‌های اقتصادی با چالش‌های بی‌شماری از جمله نااطمینانی‌های سیاسی، اختلال در بازارها، تغییر رفتار مصرف‌کننده و فشار بر زنجیره تأمین مواجه می‌شوند. مدیران در چنین شرایطی دیگر تنها دغدغه سودآوری ندارند، بلکه باید برای تداوم فعالیت، حفظ نیروی انسانی، کنترل نقدینگی و ایفای نقش اجتماعی سازمان تصمیمات سرنوشت‌ساز بگیرند.

الگوهای مدیریتی در دوران بحران

بررسی تجربه کشورهایی نظیر اوکراین، اسرائیل و شرکت‌های اروپایی در جنگ جهانی دوم، الگوهای مشخصی از رفتار مدیریتی در دوره‌های جنگ را آشکار می‌سازد. این الگوها، اگرچه با ساختار اقتصادی هر کشور تطبیق می‌یابند، اما بر محورهای مشترکی استوارند:

  • اولویت دادن به بقا: حفظ موجودیت سازمان در رأس همه تصمیمات قرار می‌گیرد.
  • انعطاف در مدل کسب‌وکار: توانایی بازطراحی سریع فعالیت‌ها برای تطبیق با شرایط جدید.
  • حفظ سرمایه انسانی: حمایت از کارکنان و ایجاد امنیت روانی برای آنها.
  • تقویت همکاری‌های بین‌سازمانی: اشتراک منابع و دانش برای عبور از چالش‌ها.
  • نگاه همزمان به امروز و فردای پس از بحران: برنامه‌ریزی برای حال و آینده.

مدیریت نقدینگی و بازتعریف اولویت‌ها

نخستین واکنش شرکت‌های موفق در شرایط جنگی، بازتعریف فوری اولویت‌هاست. در حالی که در شرایط عادی تمرکز بر توسعه بازار و نوآوری است، با آغاز بحران، اولویت‌ها به سرعت به سمت حفظ نقدینگی و استمرار عملیات تغییر می‌کند. مطالعات جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد شرکت‌هایی که در هفته‌های ابتدایی جنگ توانستند ساختار هزینه‌ای خود را بازتنظیم کنند، شانس بقای بیشتری داشتند. این شامل:

  • کاهش هزینه‌های غیرضروری
  • ایجاد ذخیره مالی برای چند ماه فعالیت
  • تمرکز بر خدمات و محصولات اصلی
  • تعلیق پروژه‌های غیرضروری

تجربه استارت‌آپ‌های اوکراینی در بحران اخیر نیز همین مسیر را تأیید می‌کند؛ آنها بودجه‌های توسعه‌ای و بازاریابی را محدود کرده و منابع را به حفظ سرویس‌های حیاتی و تیم‌های کلیدی اختصاص دادند.

انعطاف‌پذیری در مدل کسب‌وکار

در کنار مدیریت نقدینگی، انعطاف‌پذیری در مدل کسب‌وکار عاملی تعیین‌کننده است. بازارها ناگهان تغییر می‌کنند، زنجیره‌های تأمین مختل می‌شوند و تقاضا دگرگون می‌گردد. شرکت‌هایی که سریع‌تر مدل فعالیت خود را بازطراحی کنند، بقای بیشتری دارند. نمونه تاریخی آن، کارخانه‌های خودروسازی آمریکا در جنگ جهانی دوم است که خطوط تولید خود را به تجهیزات جنگی اختصاص دادند. در اوکراین نیز، شرکت‌های فناوری خدمات خود را به حوزه‌هایی چون امنیت سایبری و ارتباطات اضطراری منتقل کردند که نه تنها به بقایشان کمک کرد، بلکه بازارهای جدیدی نیز ایجاد نمود. برای اقتصاد ایران، توان تطبیق سریع با تغییرات محیطی یک مزیت رقابتی مهم است.

حفظ سرمایه انسانی و نقش اجتماعی

سرمایه انسانی در دوران بحران به یکی از اصلی‌ترین محورهای تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود. تجربه شرکت‌های اسرائیلی نشان می‌دهد سازمان‌هایی که توانسته‌اند حس امنیت روانی کارکنان را حفظ کنند، پس از بحران سریع‌تر رشد کرده‌اند. این امر شامل ارتباط مستمر، انعطاف در محل کار، امکان دورکاری، حمایت روانی و اجتماعی و توجه به شرایط خانوادگی کارکنان است. مدیریت نیروی انسانی در زمان جنگ به «مدیریت اعتماد» تبدیل می‌شود و حفظ ارتباط انسانی با کارکنان، هزینه‌های بازسازی سازمان را در دوره ثبات کاهش می‌دهد.

علاوه بر این، شرکت‌ها در بحران صرفاً بازیگر اقتصادی نیستند، بلکه نقش اجتماعی آنها پررنگ‌تر می‌شود. در اوکراین، شرکت‌های فناوری زیرساخت‌های خود را برای کمک به دولت و جامعه در اختیار گذاشتند که به افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی آنها منجر شد. مشارکت بنگاه‌های اقتصادی ایران در حمایت از کارکنان و پروژه‌های اجتماعی، بخشی از استراتژی تاب‌آوری است؛ زیرا سرمایه اجتماعی در بحران به اندازه سرمایه مالی اهمیت دارد.

همکاری و فرصت‌های جدید

ویژگی دیگر اقتصاد در زمان جنگ، تغییر نسبت میان رقابت و همکاری است. در بحران‌های بزرگ، همکاری میان بنگاه‌ها به یک ضرورت تبدیل می‌شود. در جنگ جهانی دوم، شرکت‌های صنعتی شبکه‌هایی برای اشتراک منابع و فناوری ایجاد کردند و در اوکراین نیز شرکت‌های فناوری شبکه‌های همکاری گسترده‌ای برای حفظ زیرساخت‌های دیجیتال شکل دادند. در اقتصاد ایران نیز، ایجاد همکاری‌های میان‌شرکتی، به‌ویژه در حوزه تأمین مواد اولیه، لجستیک و انتقال دانش، می‌تواند پاسخی مؤثر به شرایط بحران باشد.

تاریخ اقتصاد نشان می‌دهد که بحران‌ها گاه بستری برای شکل‌گیری فرصت‌های تازه هستند. بسیاری از فناوری‌های مهم جهان، از جمله اینترنت و بخش مهمی از فناوری‌های پزشکی، در بستر نیازهای ناشی از جنگ توسعه یافته‌اند. مدیرانی که این نیازهای جدید را زودتر تشخیص دهند، می‌توانند به بازارهای تازه دست یابند.

نگاه بلندمدت و آمادگی برای آینده

شاید مهم‌ترین تفاوت مدیران موفق در زمان جنگ، حفظ نگاه بلندمدت باشد. سازمان‌هایی که در اوج بحران نیز سرمایه انسانی، دانش، فناوری و ارتباطات بازار خود را حفظ کرده‌اند، در دوره بازسازی سریع‌تر رشد کرده‌اند. مدیریت در زمان جنگ نیازمند ترکیبی از واقع‌گرایی، انعطاف، تصمیم‌گیری سریع و مسئولیت اجتماعی است. شرکت‌ها باید همزمان برای بقای امروز و بازسازی فردا تصمیم بگیرند.

پرسش اساسی برای مدیران اقتصادی این است که آیا سازمان آنها تنها برای دوران ثبات طراحی شده یا توان ایستادگی در شرایط بحران را نیز دارد. پاسخ به این پرسش می‌تواند سرنوشت بسیاری از بنگاه‌ها را در سال‌های آینده تعیین کند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗