خبر کامل
حمید علیدوستی: روایت ایستادگی یک فوتبالیست در برابر جنگ، فقدان و بیماری
حمید علیدوستی: روایت یک زندگی پرفرازونشیب در میان آشوبهای تاریخ و فوتبال
متولدین دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، نسلی هستند که تاریخ را زندگی کردند؛ از بوی انقلاب در خیابانهای سرد زمستان تا آژیر جنگی که خواب را از چشم شهر میربود. در این بستر پرآشوب خاورمیانه، فوتبال برای فوتبالیستهای دهه ۶۰ پناهی بود در دل ناامنیها. در میان این نامها، حمید علیدوستی روایتی متفاوت از ایستادگی و انتخابهای آگاهانه است.
انتخابی فراتر از شهرت: مهاجم تیزچنگ هما
حمید علیدوستی، مهاجم برجسته تیم هما، میتوانست در اوج شهرت به یکی از ستارههای استقلال یا پرسپولیس تبدیل شود. اما او آگاهانه راه ساده را کنار گذاشت و از هیاهوی سکوها گذشت. علیدوستی در تیمی ماند که شاید تماشاگران کمتری داشت، اما برای او «اصالت» کافی بود. همین انتخاب او را به کابوس تیمهای بزرگ تبدیل کرد و با هما تا قلههای ملی پرواز کرد. او در کنار چنگیز و محمدخانی، یکی از خطرناکترین خطوط حمله تاریخ تیم ملی را تشکیل داد.
نوگرایی در مربیگری و پناه به هنر
علیدوستی همواره خلاف جریان آب شنا کرده است. پس از بازگشت به فوتبال ایران، خود را بهعنوان یک مربی نوگرا معرفی کرد. او بر حضور تأثیرگذار «روانشناس» در تیم تأکید داشت و از ذهنیت برنده، آرامش و باور متقابل فراتر از تمرین و تاکتیک سخن میگفت.
در کنار دنیای پرفشار فوتبال، او به هنر، بهویژه موسیقی و پیانو، پناه برد. گویی در دل تمام خشونتها و التهابها، جایی برای لطافت و آرامش در وجودش زنده نگه داشته بود و همچنان حفظ کرده است.
چالشهای زندگی در سایه جنگ و فقدان
زندگی برای علیدوستی تنها به زمین فوتبال محدود نمیشد. در سال ۱۹۸۰، زمانی که تیم ملی ایران در کویت مشغول مسابقات بود، خبر جنگ عراق علیه ایران رسید. بازیکنان با دلی آشوبزده میان ماندن و رفتن معلق بودند. آنها ماندند، با نگرانی جنگیدند و با کسب مقام سومی به تهران بازگشتند؛ سفری طولانی و دشوار از طریق دریا و سپس بازگشتی غیرقابلتصور از جنوب ایران به تهران که در سکوتی سرد و وحشتزده فرو رفته بود.
چهار سال بعد، در اوج جنگ، مصدومیت او در جام ملتهای ۱۹۸۴ شاید رؤیای یک قهرمانی دیگر را از ایران گرفت. بسیاری از کارشناسان معتقدند حضور او میتوانست تاریخ را به گونهای دیگر رقم بزند.
اما سختترین بازی زندگیاش، نه در میادین ورزشی، بلکه در زندگی شخصی رقم خورد: از دست دادن فرزند در آستانه سال نو. این داغ، زخمی است که هرگز کهنه نمیشود، اما او با وجود این درد جانکاه، ایستاد تا ترانه عمرش را بسراید.
همان مردی که در جنگلهای آلمان، در غربتی سرد، گم شد و با ترسِ تنهایی روبهرو شد، بعدها فهمید که انسان، بیش از آن چیزی که فکر میکند، تاب میآورد. همان تجربهها، همان تنهاییها، او را ساختند برای روزهایی که باید با دردهای بزرگتری کنار بیاید.
مبارزهای جدید: الهامبخش نسل امروز
امروز، حمید علیدوستی در فصل تازهای از زندگی، با یک بیماری صعبالعلاج دستوپنجه نرم میکند. اما روایت او حتی در این مبارزه نیز فردی نیست؛ او این چالش را به یک «پیام» تبدیل کرده است. در تیم چادرملوی اردکان، در میان نسلی که فاصلهای عمیق با دنیای او دارد، ایستاده و از جنگیدن حرف میزند، نه با شعار، بلکه با عمل.
او به بازیکنانش میگوید: «من قول میدهم میجنگم با این درد، تا شما هم بجنگید تا به استحقاقی که دارید برسید.»

این دو خط موازی، یکی در بدن او و دیگری در زمین فوتبال، هر دو به یک هدف میرسند: رسیدن به نقطهای که کسی باورش نداشت. داستان علیدوستی فراتر از یک سرگذشت ساده است؛ این روایت «عشق به زندگی» است. عشقی که به او اجازه نداد پس از آنهمه فقدان، جنگ و شکست، زمین بخورد و تسلیم شود. عشقی که او را به موسیقی، تفکر، نوگرایی و ایستادگی در برابر کلیشهها کشاند و هنوز در صدایش شنیده میشود.
در جهانی که جنگیدن سرنوشت ناگزیر انسان شده، برخی فقط زنده میمانند و برخی دیگر، مانند حمید علیدوستی، میجنگند تا زندگی کنند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۲:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۱