خبر کامل
هنر و رسانه در مواجهه با جنگ: روایتی از رنج و مقاومت انسانی
در عصری که جنگها نه تنها در میدانهای نبرد، بلکه در قاب تصاویر لحظهای و روایتهای فوری رسانهای بازنمایی میشوند، بررسی نسبت هنر و رسانه با فاجعههای انسانی اهمیتی دوچندان مییابد. در این گزارش، پژوهشگر ایرنا در گفتوگو با حسنا اسدالهی، کارشناس زبان و ادب فارسی، به روشنسازی این نسبت در مواجهه با جنگ میپردازد.
تفاوت واکنش هنری و رسانهای به جنگ
واکنش رسانهای به جنگ عمدتاً بر پایه سرعت، گزارش بیواسطه و انتقال آمار و واقعیتهای عینی میدان است. هدف اصلی رسانه، قرار دادن مخاطب در جریان واقعیتهای لحظهای جنگ است و عنصر سرعت در بازتاب تصویر، آمار و روایتها اهمیت بالایی دارد.
در مقابل، هنر با تأملی دیرپاتر به لایههای پنهان تجربه انسانی مانند رنج، ترس و مقاومت میپردازد. هنر صرفاً روایت نمیکند، بلکه رنج، ترس، مقاومت و زیستن در عمق بحران را بازآفرینی میکند. به همین دلیل، بیشتر آثار هنری جنگ پس از رسوب تجربه در جان و ذهن جامعه شکل میگیرند و نه در زمان وقوع مستقیم آن.
نویسندگان و روایت جنگ در جریان
مسئله نوشتن درباره جنگی که هنوز در جریان است، تنها به جرئت نویسنده محدود نمیشود، بلکه به وضعیت روحی و تاریخی نویسنده بازمیگردد. وقتی جنگ بسیار نزدیک و سوزان است، ممکن است مجال تبدیل شدن به زبان ادبی را پیدا نکند و نویسنده ابتدا باید آن را به عنوان یک تجربه زندگی کند.
با این حال، بسیاری از نویسندگان امروز در قالب یادداشت، روایتهای کوتاه یا متنهایی که حال و هوای جنگ را ثبت میکنند، به این موضوع میپردازند. ادبیات بزرگ جنگ، که لایههای عمیق انسانی آن را آشکار میکند، احتمالاً کمی دیرتر و پس از فرو نشستن گردوغبار واقعه متولد خواهد شد.
نقش نویسنده در آغازین روزهای جنگ
نقش نویسنده در روزهای آغازین جنگ را میتوان در سه بخش عمده دستهبندی کرد:
- مشاهده دقیق: نخستین وظیفه یک نویسنده، مشاهده دقیق اتفاقات دوره جنگ و ثبت ادبی آنهاست.
- هشدار دادن: نویسنده به دلیل حساسیتهای خود میتواند رگههای زخمی را که بر روح و جان انسان نشستهاند تشخیص داده و هشدار دهد.
- تسلی دادن: ادبیات گاهی تنها پناه انسان در روزهای بحران و آشفتگی است، حتی اگر این تسلی در قالب یک یادداشت یا دلنوشته باشد.
نگاه نویسندگان آمریکایی و گفتوگوی فرهنگی
برای درک نگاه نویسندگان آمریکایی به جنگ، باید از قالبهای سیاستزده خارج شد. ادبیات آمریکا در حوزه جنگ، تاریخچهای طولانی دارد. نویسندگان آمریکایی معمولاً به دو جریان تقسیم میشوند:
- بخشی درگیر ستایش اسطورهای قدرت هستند.
- بخشی دیگر، که جریانهای روشنفکری و ادبی جدیتری را نمایندگی میکنند، به نقد پیامدهای انسانی جنگ میپردازند.
میتوان جنگ را از نگاه دسته دوم نویسندگان دید؛ کسانی که انسانیت متلاشیشده را روایت میکنند و به دنبال پیروزی صرفاً تکنولوژیک نیستند.
در مورد امکان گفتوگوی فرهنگی، ادبیات میتواند از سیاست پیشی بگیرد. ادبیات قلمرو زبان مشترک است؛ وقتی نویسندهای از رنج یک سرباز یا هراس یک مادر مینویسد، آن رنج دیگر ملیتی خاص ندارد، بلکه رنجی انسانی است که از مرزهای جغرافیایی عبور میکند.
مشکل اینجاست که ما در روزگار غلبه روایتهای یکسویه زندگی میکنیم. ادبیات میتواند این حصار را بشکند. همین که نویسندهای در آمریکا یا ایران، علیرغم فشارهای محیطی، از «انسانِ دیگر» مینویسد، خود آغاز گفتوگویی زیرپوستی و ماندگار است. شاید ادبیات نتواند جنگندهها را متوقف کند، اما سد «دیوسازی از دیگری» را میشکند و این بزرگترین گام برای هرگونه گفتوگوی فرهنگی در آینده است.
زاویه روایت رمانهای آینده جنگ
رمان آینده درباره جنگ، اگر بخواهد ماندگار شود، باید از ذهن و تجربه انسان آغاز کند. میدان نبرد نیز در نهایت از درون انسان شکل میگیرد. ادبیات زمانی به جنگ نزدیک میشود که بتواند نشان دهد این اتفاق بزرگ چگونه در زندگیهای کوچک رسوخ میکند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۷:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶