آیکون خبر

خبر کامل

بحران نیروی کار: اخراج کارگران، تهدیدی جدی برای تاب‌آوری اقتصاد ایران

بحران نیروی کار: اخراج کارگران، تهدیدی جدی برای تاب‌آوری اقتصاد ایران

در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های متعددی از جمله جنگ، نااطمینانی، اختلال در زنجیره تأمین، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید خانوارها دست و پنجه نرم می‌کند، بازار کار به خط مقدم بحران تبدیل شده است. در این میان، کارگران بیش از سایر گروه‌ها در معرض آسیب‌های مستقیم شوک‌های اقتصادی قرار دارند و پدیده‌هایی چون تعدیل نیرو، تعلیق قراردادها و ارجاع به بیمه بیکاری، به روندی نگران‌کننده مبدل شده است که معیشت میلیون‌ها خانوار را تهدید کرده و می‌تواند تاب‌آوری اقتصادی کشور را به شدت تضعیف کند.

اهمیت حفظ نیروی کار در دوران بحران

هشدارهای اخیر حبیب صادق‌زاده تبریزی، نائب‌رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار آذربایجان شرقی، درباره موج اخراج کارگران و ضرورت حمایت هدفمند از بنگاه‌ها برای حفظ اشتغال، اهمیت این موضوع را بیش از پیش آشکار می‌سازد. در دوران بحران، نیروی کار نباید به عنوان نخستین قربانی سیاست‌های بقا در نظر گرفته شود، بلکه باید در کانون راهبردهای حفظ تولید قرار گیرد. این تنها یک مطالبه صنفی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی است. زیرا در هر بحران ملی، آنچه یک کشور را سرپا نگه می‌دارد، نیروی انسانی آموزش‌دیده، وفادار و توانمند است که موتور تولید، خدمات، حمل‌ونقل، توزیع، بازسازی و بازگشت به ثبات را به حرکت درمی‌آورد.

نیروی کار: سرمایه‌ای زنده و محرک آینده

صدرا حسینی، کارشناس اقتصادی و تحلیلگر بازار کسب و کار، در این باره معتقد است که نگاه سطحی به کارگر به عنوان صرفاً بخشی از هزینه تولید، در اقتصاد بحران‌زده می‌تواند خطایی خسارت‌بار باشد. او توضیح می‌دهد:

«نیروی کار، در واقع سرمایه‌ای زنده و انباشته از تجربه، مهارت، نظم، حافظه تولید و پیوند اجتماعی است. در شرایط جنگی، مهم‌ترین دارایی کشورها فقط پول یا تجهیزات نیست، بلکه توان حفظ سرمایه انسانی است. کارگر ماهر، بخشی از ظرفیت ملی است که اگر از بین برود، حتی با تزریق پول هم بازسازی سریع ممکن نیست.»

حسینی تاکید می‌کند که در بحران، حفظ اشتغال نوعی سرمایه‌گذاری دفاعی برای آینده است، زیرا نیروی کاری که امروز حفظ می‌شود، فردا می‌تواند چرخ تولید، بازسازی زیرساخت، بازگشت صادرات و احیای تقاضا را به حرکت درآورد. این مسئله به ویژه در ایران، که بخش بزرگی از اشتغال در صنایع کوچک، متوسط، خدمات، ساختمان، حمل‌ونقل و تولیدات وابسته به زنجیره داخلی متمرکز است، اهمیت دوچندان دارد. اخراج یک کارگر، صرفاً حذف یک شغل نیست؛ بلکه به معنای تضعیف یک حلقه از زنجیره اقتصاد خانوار، بازار مصرف و ظرفیت اجتماعی کشور است.

اثر دومینویی اخراج نیروی کار در اقتصاد بحران‌زده

صدرا حسینی اشاره می‌کند که در شرایط جنگی، فشار بر بنگاه‌ها به شدت افزایش می‌یابد؛ اختلال در واردات مواد اولیه، افزایش هزینه انرژی، دشواری نقل‌وانتقال مالی، افت تقاضا، کاهش صادرات، نوسانات نرخ ارز و نااطمینانی عمومی، همگی تولید را با مشکل روبه‌رو می‌کنند. در چنین فضایی، بسیاری از کارفرمایان برای کاهش هزینه‌ها به سمت تعدیل نیرو می‌روند.

او هشدار می‌دهد:

«در اقتصاد بحران‌زده، اخراج نیروی کار فقط یک تصمیم درون‌بنگاهی نیست. این تصمیم، یک اثر دومینویی در کل اقتصاد ایجاد می‌کند. وقتی کارگر بیکار می‌شود، مصرف خانوار کاهش می‌یابد، بازار کوچک‌تر می‌شود، تقاضا افت می‌کند و بنگاه‌های بیشتری دچار مشکل می‌شوند.»

به ویژه در اقتصاد ایران که سهم مصرف خانوار در گردش بازار بالاست، کاهش درآمد طبقه کارگر به معنای تعمیق رکود است. این چرخه معیوب، به خصوص در شهرهای صنعتی و مناطق کارگری، می‌تواند به افت شدید فعالیت اقتصادی محلی، افزایش فقر، بدهی خانوار، مهاجرت، آسیب‌های اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.

بیمه بیکاری؛ راه حل موقت، نه جایگزین حفظ اشتغال

یکی دیگر از نکات کلیدی، ناتوانی بیمه بیکاری در جایگزینی سیاست حفظ اشتغال است، به خصوص در شرایطی که بسیاری از صندوق‌های بیمه‌ای به دلیل کمبود اعتبارات، توان پرداخت بیمه بیکاری و حتی حقوق بازنشستگان را ندارند. حسینی در این باره می‌گوید:

«وقتی کارگر اخراج می‌شود، فقط حقوق ماهانه‌اش قطع نمی‌شود؛ امنیت روانی، برنامه زندگی، امکان پرداخت اجاره، هزینه درمان، تحصیل فرزندان و حتی عزت نفس او آسیب می‌بیند. بیمه بیکاری، اگر هم به موقع پرداخت شود، فقط بخشی از این آسیب را جبران می‌کند. کارگری که چند ماه از محیط کار دور بماند، مهارتش فرسوده می‌شود، ارتباطش با بازار کار ضعیف می‌شود و احتمال بازگشتش پایین می‌آید. در نتیجه، هزینه بحران از کارگاه به خانواده و سپس به جامعه منتقل می‌شود.»

راهکارهای دولت برای مهار موج بیکاری

این کارشناس اقتصادی در مورد راهکارهای دولت برای جلوگیری از موج بیکاری پیشنهاد می‌دهد که در شرایط جنگی، نمی‌توان از بنگاه‌ها انتظار داشت بدون حمایت، همه فشارها را تحمل کنند. بسیاری از واحدهای تولیدی با بحران نقدینگی، کاهش فروش و اختلال در تأمین روبه‌رو هستند. اما نکته مهم، نحوه حمایت از آنهاست.

حسینی خاطرنشان می‌کند:

  • دولت باید به سرعت بسته‌های حمایتی ضدبحران برای بنگاه‌ها طراحی کند.
  • این حمایت نباید بدون شرط باشد.
  • هر بنگاهی که از منابع عمومی استفاده می‌کند، باید متعهد به حفظ سطح اشتغال، جلوگیری از اخراج و شفاف‌سازی عملکرد شود.

او تاکید می‌کند که حمایت بدون شرط، فقط زیان بنگاه را اجتماعی می‌کند، اما منافعش خصوصی می‌ماند. در حالی که در بحران، منابع عمومی باید برای حفظ تولید و معیشت مردم هزینه شود. تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که حمایت از اشتغال موجود، کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر از مقابله با بیکاری گسترده پس از وقوع بحران است.

نیروی کار، موتور بازسازی پس از بحران

نقش نیروی کار فقط به حفظ وضعیت موجود در دوران بحران محدود نمی‌شود. در دوران پساجنگ، کارگران مهم‌ترین موتور بازسازی کشور هستند. از بازسازی کارخانه‌ها، جاده‌ها، شبکه‌های حمل‌ونقل و تأسیسات گرفته تا احیای خدمات، بازار و تولید، همه‌چیز به نیروی انسانی ماهر وابسته است.

حسینی می‌افزاید:

«کشوری که در بحران، نیروی کار خود را حفظ کرده باشد، در دوران بازسازی چند برابر سریع‌تر به تعادل برمی‌گردد. اما اگر در بحران، موج بیکاری، مهاجرت نیروی متخصص و فروپاشی مهارت رخ دهد، بازسازی بسیار پرهزینه‌تر خواهد شد. کارگران فقط بازوهای تولید نیستند؛ آنها حافظان حافظه صنعتی کشورند. اگر این حافظه از بین برود، احیای اقتصاد بسیار کند خواهد شد.»
شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗