خبر کامل
پارادوکس اقتصاد مقاوم و سیاست آشفته: چالشهای پیش روی اقتصاد جهانی

اقتصاد جهانی در سالهای اخیر با پارادوکس عجیبی دستوپنجه نرم میکند: همزیستی «اقتصاد مقاوم» در برابر شوکها و «سیاست آشفته» که بیثباتی را دامن میزند. این وضعیت، پرسشهای بنیادینی را درباره پایداری و آینده نظم اقتصادی جهان مطرح کرده است.
تنشهای ژئوپلیتیک و ابهام در اقتصاد جهانی
در حالی که اقتصاد جهانی توانسته شوکهای متعددی مانند همهگیری، جنگها و تنشهای تجاری را تاب بیاورد، نشانههای جدید حاکی از آن است که این تابآوری نمیتواند برای همیشه ادامه یابد. تحولات اخیر در خاورمیانه، بهویژه در تنگه هرمز، و نوسانات سیاست خارجی آمریکا، از تهدید نظامی تا اعلام آتشبسهای موقت و بازگشت به سیاستهای تهاجمی، فضای تصمیمگیری اقتصادی را با ابهام جدی مواجه کرده است. این نوسانات نه تنها بازار انرژی، بلکه انتظارات فعالان اقتصادی در سطح جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
به گفته فایننشال تایمز، این آشفتگی صرفاً یک نقص در سیاستگذاری نیست، بلکه به بخشی از راهبرد تبدیل شده است؛ راهبردی که بر پایه عدم قطعیت و ایجاد ابهام بنا شده و هزینههای قابلتوجهی را به همراه دارد.
پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول و سناریوهای رشد
صندوق بینالمللی پول در تازهترین گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی، «نااطمینانی» را محور اصلی تحلیل خود قرار داده و تأکید میکند که جنگ در خاورمیانه، نوسانات سیاست تجاری آمریکا و تداوم جنگ اوکراین، همگی به افزایش ریسکهای سیستماتیک در اقتصاد جهانی منجر شدهاند.
این نهاد مالی رویکردی متفاوت در پیشبینیهای خود اتخاذ کرده و به جای ارائه یک سناریوی پایه، یک «سناریوی مرجع» ارائه میدهد که بر فرض فروکشکردن تنشها تا میانه سال ۲۰۲۶ استوار است. در کنار آن، سناریوهای بدبینانهتری نیز ترسیم شدهاند:
- سناریوی مرجع: رشد اقتصادی جهان در سال ۲۰۲۶ به ۳.۱ درصد و در سال ۲۰۲۷ به ۳.۲ درصد خواهد رسید که نسبت به میانگین بلندمدت پایینتر است.
- سناریوی بدبینانه: در صورت تداوم درگیریها و افزایش قیمت انرژی، رشد جهانی میتواند به ۲.۵ درصد کاهش یابد و نرخ تورم به بیش از ۵ درصد برسد.
- سناریوی شدیدتر: رشد حتی تا حدود ۲ درصد افت خواهد کرد؛ سطحی که بهطور تاریخی با رکودهای جهانی همراستا بوده است.
این ارقام نشان میدهد که مسیر اقتصاد جهانی بهشدت به تحولات ژئوپلیتیک و بهویژه آینده تنشها در منطقه خاورمیانه وابسته است.
هزینههای نامتوازن و خطر «گسست» اقتصادی
یکی از نکات مهم، توزیع نامتوازن هزینههای این بحران است. کشورهایی که درگیر مستقیم تنشها هستند، اقتصادهای وابسته به واردات انرژی و کشورهایی با ضعفهای ساختاری، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. این در حالی است که تصمیمگیرندگان اصلی در بسیاری از موارد، هزینههای مستقیم این سیاستها را متحمل نمیشوند؛ موضوعی که شکاف میان سیاست و اقتصاد را عمیقتر میکند.
برخی تحلیلگران از ورود اقتصاد جهانی به دورهای از «گسست» سخن میگویند؛ دورهای که یادآور تحولات عمیق نیمه نخست قرن بیستم است. افزایش رقابتهای ژئوپلیتیک، اختلال در زنجیرههای تأمین، رشد بدهیهای دولتی و تضعیف نهادهای کلیدی مانند بانکهای مرکزی، همگی نشانههایی از این گذار پرمخاطره هستند. علاوه بر این، خطر کاهش سرمایهگذاری در فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی نیز میتواند به تضعیف موتورهای رشد آینده منجر شود.
تابآوری و نیاز به همکاری بینالمللی
با این حال، تصویر کاملاً تیره نیست. پیش از تشدید تنشهای اخیر، اقتصاد جهانی عملکردی بهتر از انتظار داشت. رشد صادرات فناوری، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، توانست بخشی از فشار ناشی از سیاستهای حمایتی آمریکا را جبران کند. همچنین، اقتصاد جهانی تا حدی توانسته خود را با تغییر مسیر تجارت و بازآرایی زنجیرههای تأمین تطبیق دهد.
آنچه در معرض خطر قرار دارد، صرفاً نرخ رشد یا تورم نیست، بلکه مفهوم گستردهتری از نظم اقتصادی و حتی «تمدن اقتصادی» است.
اقتصاد جهانی هنوز نشانههایی از تابآوری را حفظ کرده، اما تداوم این وضعیت در گرو کاهش تنشهای سیاسی و بازگشت به نوعی همکاری بینالمللی است. در غیر این صورت، شکاف میان سیاست و اقتصاد میتواند از یک ناهماهنگی موقت، به یک بحران ساختاری تبدیل شود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
