خبر کامل
تنگه هرمز؛ تغییر موازنه ژئواکونومیک و نقش چین در بازآرایی کریدورهای اوراسیا

محدودیتهای اخیر در تنگه هرمز، که در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران رخ داده، تنها یک رویداد سیاسی نیست؛ بلکه پیامدهای گستردهای بر بازارهای جهانی نفت و شبکههای ترانزیتی اوراسیا داشته است. در حالی که کشورهای غربی با افزایش قیمت نفت و نوسانات شدید بازار انرژی دست و پنجه نرم میکنند، چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، رویکردی متفاوت در پیش گرفته است. این رفتار چین، از پرداختهای نفتی با یوان تا مدیریت ذخایر استراتژیک و تسریع پروژههای کریدوری، نشاندهنده تغییر موازنه ژئواکونومیک در منطقه است.
پرداخت نفت ایران با یوان؛ نشانهای از تغییر موازنه
گزارش اخیر رویترز درباره نحوه پرداخت هند برای محموله نفتی ایران، نقطه عطفی در تغییر جریان مبادلات انرژی محسوب میشود. پالایشگاههای هندی پس از هفت سال، نخستین محموله نفت ایران را خریداری کرده و هزینه آن را نه با دلار یا یورو، بلکه با یوان چین و از طریق بانک ICICI بمبئی تسویه کردند. این اقدام فراتر از یک معامله ساده در چارچوب معافیت ۳۰ روزه آمریکاست و روندی را تسریع بخشیده که چین مدتها به دنبال آن بوده است: کاهش اتکا به دلار در معاملات انرژی و تقویت نقش یوان در تجارت منطقهای.
با وجود اعلام واشنگتن مبنی بر عدم تمدید معافیتها و بازگشت تحریمها، که بسیاری از خریداران بالقوه نفت ایران را از معامله باز داشت، چین به دلیل روابط انرژی گسترده با ایران و ظرفیتهای مالی و لجستیکی خود، با مانع جدی روبرو نشد. گزارشها حاکی از آن است که ایران، علیرغم محدودیتها در تنگه هرمز، همچنان بیش از ۱۱.۷ میلیون بشکه نفت خام به چین ارسال کرده که نشاندهنده اهمیت استراتژیک این مسیر برای پکن است.
بر اساس دادههای شرکت اطلاعات انرژی کپلر، ایران در ماه مارس ۱.۸۴ میلیون بشکه در روز و در آوریل ۱.۷۱ میلیون بشکه در روز نفت خام صادر کرده است، در حالی که میانگین کل سال گذشته ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز بوده. عمده این صادرات به مقصد چین انجام شده است.
همچنین، چین در ماههای منتهی به تنشها در تنگه هرمز، ذخایر نفت خام خود را به ۸۵۱ میلیون بشکه رسانده بود. این میزان ذخیره، به این کشور امکان میدهد تا حتی در شرایط اختلال در یکی از مهمترین آبراههای جهان، با فشار هزینههای انرژی کمتری نسبت به سایر اقتصادهای بزرگ مواجه شود.
بستن تنگه هرمز و احیای کریدورهای ترانزیتی
اهمیت چین تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. محدودیتها در تنگه هرمز بار دیگر ضرورت توسعه کریدورهای ترانزیتی در منطقه را آشکار کرده است؛ مسیری که چین سالها در قالب «ابتکار کمربند و جاده» دنبال کرده است. این اختلال باعث شده تا روند چندمسیره شدن شبکه ترانزیت جهانی سرعت گرفته و مسیرهای ریلی، جادهای و ترکیبی جایگزین اهمیت بیشتری پیدا کنند. این وضعیت فرصتی برای چین است تا نقش خود را در شکلدهی به شبکه حملونقل اوراسیا تقویت کند.
در این میان، ایران موقعیتی کلیدی دارد. با افزایش ریسک حملونقل دریایی و بالا رفتن هزینههای بیمه و کرایه حمل، نیاز کشورها به مسیرهای زمینی امنتر افزایش یافته است. ایران، به عنوان حلقه اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، هند و روسیه، میتواند از این شرایط بهرهمند شود. کریدور شمال–جنوب ظرفیت آن را دارد که هند را به روسیه و اروپا متصل کند. این مسیری است که با تقویت زیرساختهای ریلی و بنادر میتواند بخشی از بار تجاری را از مسیرهای پرریسک دریایی منحرف کند.
بنادر اقیانوسی ایران در دریای عمان، بهویژه بندر چابهار، میتوانند در دورههای اختلال در هرمز، جایگزینی عملی برای اتصال به اقیانوس هند فراهم کنند. توسعه این کریدورها این امکان را به ایران میدهد تا در تلاش برای یافتن مسیرهای جایگزین، خود نیز ذینفع باشد. اتصال این بنادر به شبکه ریلی، ایجاد پایانههای چندوجهی و شکلدهی مناطق لجستیکی میتواند ظرفیت ترانزیتی کشور را افزایش داده و ایران را به بازیگری مهم در کریدورهای اوراسیایی تبدیل کند.
رقابت ژئواکونومیک و کریدورهای جایگزین
رقابت ژئواکونومیک در این زمینه همواره شدید بوده است. ترکیه تلاش دارد نقش خود را به عنوان هاب ترانزیتی میان خاورمیانه و اروپا تثبیت کند و کشورهای دیگری مانند آذربایجان، عربستان و امارات نیز در تلاشند تا کریدورهایی را فعال کنند که منافع آنها را تامین میکند. مسیر «کریدور عرب مد» در حال جذب بار منطقه است و توسعه آن روز به روز شدت میگیرد.
عبداله باباخانی، کارشناس انرژی، در این باره عنوان کرده است: «اختلال در نظم تنگه هرمز، همانند هر شوک ژئوپلیتیکی، منجر به بازنگری در کارکرد این گذرگاه در دو افق کوتاهمدت و بلندمدت شده و خواهد شد. در افق بلندمدت، توسعه کریدور موسوم به جنوب (هند–خاورمیانه–اروپا) شتاب خواهد گرفت. مسیر آن از فجیره امارات، عربستان، اردن، حیفا به اروپاست و این کریدور اکنون علاوه بر توجیه اقتصادی، توجیه امنیتی قویتری نیز پیدا کرده است. زمانبندی اولیه برخی زیرساختها ممکن است از ۳–۵ سال به ۱–۳ سال (برای بهرهبرداری محدود) کاهش یابد. در این چارچوب، کشورهایی مانند قطر، بحرین و کویت نیز احتمالاً به جمع بازیگران فعال این کریدور (در کنار امارات و عربستان) اضافه خواهند شد. تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان باقی خواهد ماند، اما تحولات اخیر میتواند طی یک دهه آینده، بخشی از تمرکز و وابستگی جهانی به آن را کاهش دهد.»
این رقابت چندلایه نشان میدهد که اختلال در هرمز تنها یک بحران نیست، بلکه شتابدهندهای برای بازآرایی مسیرهای حملوننقل اوراسیا است. این وضعیت علاوه بر فرصتها، چالشهایی نیز دارد، زیرا رقابتهای منطقهای و تنشهای نظامی موجود میتوانند اوضاع را به ناگهان دگرگون کنند. اما نکته مهم آن است که در کنار این تحولات، نگاه دوباره بسیاری از کشورها از جمله چین به کریدورها اهمیت بیشتری یافته است.
اختلال در تنگه هرمز تصویری جدید از ژئواکونومیک منطقه ارائه میدهد. چین با ترکیب ذخایر عظیم انرژی، استفاده از یوان در مبادلات و شبکه گسترده کریدورها، به یکی از بازیگران اصلی تبدیل شده است. همزمان ایران میتواند از این بازآرایی بهره ببرد و جایگاه خود را در حملونقل اوراسیا ارتقا دهد. اما در این میان نباید از توسعه دیگر کریدورها غافل شد، چراکه برخی از کشورهای منطقه به دنبال توسعه این راههای جایگزین هستند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۵:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹