آیکون خبر

خبر کامل

راهکارهای حفظ اشتغال و تاب‌آوری بنگاه‌ها در مواجهه با بحران‌های اقتصادی

نیروی کار، مهم‌ترین سرمایه هر سازمان محسوب می‌شود که مدیریت آن پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. در مواجهه با شوک‌های اقتصادی یا اختلال در تولید، بسیاری از بنگاه‌ها به سرعت به سمت کاهش هزینه‌ها، به ویژه تعدیل نیروی کار، روی می‌آورند. این تصمیم اگرچه در ظاهر سریع و بی‌دردسر است، اما در بلندمدت می‌تواند آسیب‌زا و حتی پرهزینه‌تر از راه‌حل‌های جایگزین باشد. در این مقاله به بررسی راهکارهای کلان و خرد برای حفظ اشتغال و افزایش تاب‌آوری بنگاه‌ها می‌پردازیم.

لبه تیز سیاست حداقل دستمزد و چالش‌های آن

سیاست تعیین حداقل دستمزد، ابزاری حمایتی برای نیروی کار در اقتصادهای جهان است که در ایران توسط شورای عالی کار تعیین می‌شود. هدف این سیاست، تضمین حداقل رفاه برای کارگران و جلوگیری از پرداخت‌های ناعادلانه است. این رویکرد از منظر اجتماعی نیز به کاهش فقر و بهبود کیفیت زندگی طبقات فرودست کمک می‌کند.

با این حال، این سیاست در ادبیات اقتصادی همواره محل بحث بوده است. یکی از مهم‌ترین نقدها به آن، تأثیر بر بازار کار و نرخ بیکاری است. تعیین کف دستمزد، کارفرمایانی را که توان پرداخت این حداقل را ندارند، مجبور به کاهش نیرو یا عدم استخدام جدید می‌کند. این امر می‌تواند منجر به خروج کارگران کم‌مهارت یا تازه‌وارد از چرخه اشتغال و افزایش بیکاری شود.

در شرایط بحرانی، مانند جنگ یا اختلالات اینترنتی که فروش بسیاری از کسب‌وکارها را کاهش می‌دهد، افزایش حداقل دستمزد می‌تواند اوضاع را وخیم‌تر کند. کارفرمایی که درآمدش کاهش یافته، با افزایش اجباری هزینه‌های نیروی انسانی مواجه شده و به تعدیل گسترده‌تر نیرو روی می‌آورد؛ وضعیتی که درست بر خلاف هدف اولیه سیاست حداقل دستمزد است.

راهکارهای انعطاف‌پذیری در سیاست حداقل دستمزد:

  • تعلیق موقت در دوره‌های بحران: برخی اقتصاددانان معتقدند در دوره‌های بحران، تعلیق موقت یا ایجاد انعطاف در نحوه تعیین حداقل دستمزد می‌تواند منطقی‌تر باشد.
  • تعیین دستمزد صنعتی و منطقه‌ای: در بسیاری از کشورها، دستمزد پایه بر اساس نوع صنعت، میزان بهره‌وری، ساختار هزینه‌ها و سطح توسعه‌یافتگی مناطق متفاوت تعیین می‌شود. این رویکرد می‌تواند فشار غیرضروری بر بنگاه‌های کوچک یا مناطق ضعیف‌تر را کاهش دهد.
  • حمایت هدفمند دولت: در مناطقی که بیشترین آسیب را دیده‌اند، می‌توان سیاست کف دستمزد را به طور موقت تعلیق کرد و دولت با سیاست‌های حمایتی هدفمند، کارگران بیکار شده را پشتیبانی کند.

کاهش هوشمندانه هزینه‌های جانبی توسط بنگاه‌ها

برای افزایش تاب‌آوری و جلوگیری از تعدیل نیرو، کسب‌وکارها می‌توانند به سراغ راهکارهای جایگزین و مدیریت هوشمندانه هزینه‌ها بروند. این فرآیند می‌تواند زمان بقا و مقاومت بنگاه را در شرایط بحرانی افزایش دهد و تصمیمات سخت مربوط به نیروی انسانی را به تعویق بیندازد.

راهکارهای مدیریت هزینه:

  • بهینه‌سازی فرآیندهای داخلی: اصلاح مسیرهای کاری، حذف مراحل غیرضروری، استفاده از فناوری‌های دیجیتال، کاهش دوباره‌کاری‌ها و بازطراحی شیوه تولید و ارائه خدمات می‌تواند به کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری کمک کند.
  • کاهش هزینه‌های اضافی و غیرضروری: شامل مخارجی مانند سفرهای غیرضروری، تبلیغات کم‌اثر، اجاره فضاهای بلااستفاده، خرید تجهیزات کم‌کاربرد یا قراردادهای خدماتی پرهزینه. اولویت‌بندی دقیق هزینه‌ها و مذاکره مجدد با تأمین‌کنندگان نیز می‌تواند مؤثر باشد.

این اقدامات به بنگاه‌ها کمک می‌کند بدون آسیب زدن به نیروی انسانی، از بحران عبور کرده و با قدرت بیشتری به فعالیت خود ادامه دهند.

تسریع در اجرای مصوبات حمایتی دولت

بخشی از هزینه‌های بنگاه‌ها از سیاست‌های عمومی دولت نشأت می‌گیرد؛ مانند مالیات و عوارض مختلف. در دوره‌های بحران اقتصادی، نقش سیاست‌های دولتی در کاهش فشار بر کسب‌وکارها اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. پس از تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران، دولت تلاش کرد با سیاست‌هایی مانند بخشودگی یا تعویق مالیاتی، فشار را کاهش دهد.

اما صرف اعلام این سیاست‌ها کافی نیست؛ سرعت و میزان اجرایی شدن آنها حیاتی است. در شرایط بحران، زمان عامل تعیین‌کننده است و تأخیر در اجرای مصوبات می‌تواند کارآیی آنها را از بین ببرد. بنگاه‌ها در این شرایط به حمایت فوری نیاز دارند.

نکات کلیدی در سیاست‌های حمایتی:

  • سرعت عمل: سیاست‌هایی مانند تعویق مالیاتی باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن به اجرا درآیند تا از تعطیلی یا تعدیل نیرو جلوگیری کنند.
  • تمایز بین بنگاه‌های بزرگ و کوچک: بخش بزرگی از نیروی کار در بنگاه‌های کوچک و متوسط فعالیت می‌کنند که دسترسی کمتری به منابع مالی دارند. دولت باید سیاست‌های حمایتی را به گونه‌ای طراحی کند که شرایط این بنگاه‌ها را به طور ویژه در نظر بگیرد؛ مانند تسهیلات خرد کم‌بهره، تعویق حق بیمه یا کاهش عوارض محلی.

پایداری بنگاه‌های کوچک نقش مهمی در حفظ اشتغال و ثبات بازار کار دارد.

رفع محدودیت‌های اینترنتی و حمایت از اقتصاد دیجیتال

بخش قابل‌توجهی از نیروی کار ایران در بخش غیررسمی اقتصاد فعالیت می‌کنند که به طور مستقیم به اینترنت وابسته است؛ از فروشندگان آنلاین و فریلنسرها گرفته تا تولیدکنندگان محتوا و رانندگان پلتفرم‌های حمل‌ونقل اینترنتی.

با رشد اقتصاد دیجیتال در سال‌های اخیر، هزاران کسب‌وکار خرد و خانگی از طریق اینترنت ایجاد شده‌اند. برای بسیاری از این افراد، اینترنت زیرساخت اصلی کار و تنها راه ارتباط با مشتری و بازار است. هرگونه اختلال یا قطعی اینترنت، ضربه مستقیمی به این گروه‌ها وارد کرده و می‌تواند به تعطیلی کسب‌وکارهای کوچک، افزایش بیکاری پنهان و تشدید نااطمینانی منجر شود.

نقش دولت در حفظ اقتصاد دیجیتال:

  • رفع محدودیت‌ها و کاهش اختلالات: شفاف‌سازی سیاست‌ها و فراهم کردن دسترسی پایدار و قابل‌اعتماد به اینترنت می‌تواند به طور مستقیم بر کاهش موج تعدیل نیرو و تعطیلی کسب‌وکارها اثر بگذارد.
  • حفظ زیرساخت حیاتی: حفظ اینترنت به عنوان زیرساخت حیاتی اقتصاد دیجیتال، فروش شرکت‌ها را احیا کرده، درآمد فعالان این حوزه را بازگردانده و فشار بر بازار کار و نظام رفاهی کشور را کاهش می‌دهد.

امروزه، حفظ دسترسی مردم و کسب‌وکارها به اینترنت، به اندازه تأمین برق و سوخت، برای تاب‌آوری اقتصاد اهمیت پیدا کرده است.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗