خبر کامل
ایران در آستانه «شتاب تاریخی» سالمندی؛ بحران در کمتر از ۳۰ سال
شتاب بیسابقه سالمندی در ایران: فرصتها و چالشهای پیشرو
ایران در حال تجربه یکی از سریعترین روندهای سالمندی در جهان است؛ مسیری که کشورهای توسعهیافته در ۵۰ تا ۷۰ سال پیمودند، اما ایران احتمالاً در کمتر از ۳۰ سال آن را طی خواهد کرد. این «شتاب تاریخی» در حالی رخ میدهد که ساختارهای کشور از جمله نظام سلامت، رفاه و شهرسازی، هنوز آمادگی لازم برای مواجهه با این پدیده را ندارند و نیازمند اصلاحات فوری و جدی هستند تا از بروز بحرانهای اجتماعی و اقتصادی جلوگیری شود.
سرعت جمعیت در برابر سرعت سیاستگذاری
مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، هشدار میدهد که اگر فاصله میان سرعت تغییرات جمعیتی و سرعت سیاستگذاری ادامه یابد، کشور وارد بحران خواهد شد. این بحران خود را در قالب فشار بر خانوادهها، افزایش فقر سالمندی و ناتوانی سیستم درمانی نشان خواهد داد. او تاکید میکند که هنوز برای مدیریت این روند دیر نشده است، اما تصمیمات سخت باید امروز گرفته شود؛ در غیر این صورت، هزینهها در ۵ تا ۱۰ سال آینده چندین برابر خواهد شد.
ساختارهای موجود در ایران برای جمعیت سالمند کافی نیستند:
- نظام سلامت: همچنان درمانمحور است و به پیشگیری و مراقبت جامع توجه کافی ندارد.
- نظام رفاه: بیشتر بر پایه پرداختهای حداقلی است و حمایتهای کافی را ارائه نمیدهد.
- شهرهای ایران: برای نیازهای سالمندان طراحی نشدهاند و دسترسیها محدود است.
- فرهنگ عمومی: هنوز سالمندی فعال و پویا را جدی نگرفته است.
گلوگاههای اجرایی: از ضعف حکمرانی تا کمبود منابع
به گفته فولادیان، ایران از نظر اسناد بالادستی و برنامههای توسعه که به سالمندی اشاره کردهاند، کمبودی ندارد. اما مشکل اصلی در «فقدان حکمرانی مؤثر» است؛ به این معنی که مسئولیت پیشبرد سیاستها و پاسخگویی مشخص نیست. سه گلوگاه اصلی در مسیر اجرای سیاستهای سالمندی عبارتند از:
- ساختار دبیرخانه و شورای ملی سالمندی: این نهادها استقلال و قدرت کافی برای مطالبهگری از سایر دستگاهها و ایجاد هماهنگی بینبخشی را ندارند.
- منابع مالی: بسیاری از برنامهها بدون پشتوانه مالی تصویب میشوند و نحوه تامین منابع آنها نامشخص است.
- اولویتبندی: سالمندی هنوز برای بسیاری از مدیران «اولویت فوری» محسوب نمیشود و تصمیمگیریها تا زمان بروز بحران به تعویق میافتد.
مراقبت در منزل: راهبردی پذیرفتهشده با اجرای محدود
مدل «مراقبت در منزل و جامعهمحور» به عنوان راهکاری کمهزینهتر، انسانیتر و سازگار با ترجیحات سالمندان، در سطح سیاستگذاری پذیرفته شده است. با این حال، زیرساختهای لازم برای اجرای گسترده آن فراهم نیست:
- کمبود نیروی انسانی آموزشدیده: مراقبت سالمند یک تخصص است، اما نظام آموزشی منسجمی برای تربیت این نیروها وجود ندارد.
- نبود نظام ارجاع و هماهنگی خدمات: مسیر ورود سالمند به چرخه خدمات و تداوم دریافت آنها مشخص نیست.
- عدم پوشش بیمهای: بیمهها هنوز خدمات مراقبت در منزل را به رسمیت نشناختهاند، که این امر آن را به کالایی گرانقیمت برای عدهای محدود تبدیل کرده است. این خدمت باید به یک خدمت پایه و عمومی تبدیل شود.
اقتصاد نقرهای: فرصتی مغفول در سیاستگذاری
فولادیان به مفهوم «اقتصاد نقرهای» اشاره میکند که در دنیا سالمندی را نه تنها یک هزینه، بلکه یک بازار بزرگ و فرصت اقتصادی میبیند. جمعیت سالمند تقاضای جدیدی برای کالاها و خدمات ایجاد میکند که میتواند به رشد اقتصادی و ایجاد هزاران شغل منجر شود. این فرصتها شامل:
- خدمات مراقبتی: ایجاد مشاغل متعدد از مراقب در منزل تا مدیر خدمات سلامت.
- مسکن: طراحی و ساخت فضاهای مناسب برای سالمندان.
- فناوری: توسعه ابزارهای پایش سلامت، اپلیکیشنهای خدماتی و هوش مصنوعی.
- گردشگری سالمندی: ظرفیتی جدی که در ایران تقریباً مغفول مانده است.
تحقق این پتانسیل نیازمند به رسمیت شناختن این حوزه و ایجاد مشوقهای لازم از سوی دولت است.
مازندران: پایلوت ملی سالمندی
استان مازندران به عنوان یکی از اولین استانهای کشور که وارد فاز سالمندی شده است، میتواند به «پایلوت ملی سالمندی» تبدیل شود. این بدان معناست که سیاستها و طرحهای مربوط به سالمندی، از نظام مراقبت در منزل تا شهر دوستدار سالمند و بیمه خدمات مراقبتی، ابتدا در این استان طراحی، اجرا و ارزیابی شوند. این رویکرد میتواند مازندران را به یک آزمایشگاه ملی برای سیاستگذاری سالمندی تبدیل کند.
خدمات جزیرهای و نبود دادههای جامع
فولادیان هشدار میدهد که ادامه روند فعلی، نظام حمایتی را ناکارآمد خواهد کرد. افزایش نسبت وابستگی (رشد جمعیت سالمندان نسبت به جمعیت فعال) بر صندوقهای بازنشستگی، نظام سلامت و خانوادهها فشار مستقیم وارد میکند. در حال حاضر نیز بسیاری از صندوقها با کسری منابع مواجهند. همچنین، اتکای بیش از حد به خانواده در حال تضعیف است، زیرا ساختار خانوادهها در حال تغییر است.
مشکلات ساختاری در ارائه خدمات به سالمندان:
- نبود نظام یکپارچه سالمندی: خدمات به صورت جزیرهای و بدون اتصال بین دستگاهها ارائه میشود.
- فقدان دادههای دقیق و بهروز: بانک اطلاعاتی جامعی از وضعیت سالمندان وجود ندارد که برنامهریزی دقیق را دشوار میسازد.
- نبود نهاد هماهنگکننده قدرتمند: هیچ نهاد واحدی مسئول نهایی هماهنگی و تجمیع اقدامات نیست.
اولویتهای فوری: سلامت، معیشت و تنهایی
سه دغدغه اصلی سالمندان عبارتند از: سلامت، معیشت و تنهایی. این موارد به یکدیگر مرتبط هستند؛ برای مثال، تنهایی میتواند سلامت روان را تحت تاثیر قرار دهد و مشکلات اقتصادی دسترسی به خدمات درمانی را محدود کند. بنابراین، این مسائل باید به صورت یک بسته سیاستی دیده شوند. دو اقدام فوری برای عبور از بحران سالمندی پیشنهاد میشود:
- راهاندازی نظام یکپارچه مراقبت در منزل در مقیاس ملی: این کار فشار بر بیمارستانها را کاهش داده، کیفیت زندگی سالمندان را افزایش میدهد و اشتغالزایی میکند.
- اصلاح ساختار حکمرانی سالمندی: ایجاد نهادی با اختیارات واقعی برای ایجاد هماهنگی و پاسخگویی بین دستگاهها ضروری است.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۴:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۱