خبر کامل
توفیق وحیدیآذر؛ مردی که قلبش به وسعت تبریز میتپید
توفیق وحیدیآذر: تجسم تعهد و صداقت در قلب تبریز
در میان هیاهوی زندگی شهری، مردانی هستند که بینام و نشان، اما با تمام وجود، برای آبادانی و اعتلای شهرشان میکوشند. توفیق وحیدیآذر، یکی از این ستونهای ناپیدا بود؛ انسانی وارسته، باسواد و متعهد که زندگیاش را وقف حل مشکلات تبریز و صیانت از میراث طبیعی و فرهنگی آن کرد.
ریشههای عمیق اخلاقی و فرهنگی
توفیق وحیدیآذر، دانشآموخته کارشناسیارشد دانشکده فنی دانشگاه تبریز و مهندس خوشنام شرکت داروسازی شهید قاضی طباطبایی بود. درستکاری و صداقت او چنان زبانزد بود که حتی برخی تاب آن را نیاورده و او را زودتر از موعد بازنشسته کردند. او این موضوع را نه با خشم، بلکه با لبخندی تلخ روایت میکرد؛ لبخندی که حکایت از صداقتی جریحهدارشده، اما شکستناپذیر داشت.
پدر مرحومش، حاج حسن وحیدیآذر، نیز از معتمدان تبریز بود و در خوانش وقفنامه ربع رشیدی، اثری که در فهرست میراث یونسکو ثبت شده، نقشی بیبدیل ایفا کرده بود. این ریشههای عمیق اخلاقی و فرهنگی، شخصیت توفیق را شکل داده بود و عشق بیمرزش به پدر، همواره در چهره خندانش نمایان بود.
وجدان بیدار شهر و نگهبان طبیعت
توفیق وحیدیآذر، زاده و بزرگشده محله اصیل ششگلان تبریز بود، اما دلش برای تمام شهر میتپید. هیچ مشکل و معضلی از دید او پنهان نمیماند. او در سالهای اخیر، از تهدید شهرک ویلایی رشدیه توسط دلالان زمین و سوداگران برجسازی، سخت دلچرکین بود. با قلم، زبان و نامهنگاریهای پیدرپی به استانداری، شهرداری، شورای شهر و اداره کل بازرسی، از این بخش ارزشمند شهر دفاع کرد و تکرار میکرد: «رشدیه دستاورد شهرسازی اصولی نظام جمهوری اسلامی در تبریز است؛ نباید قربانی سودجویی شود.»
اما عشق اصلی توفیق، ارتفاعات عینالی بود؛ کوهستانی که برای او حکم خانه دوم، و شاید هم «خانه اصلی» را داشت. او بیش از ۱۵۰ گونه گیاهی را در سرخگون سرخاب شناسایی کرده بود و برای تکتک آنها ویدیو ساخت. توفیق کارتپستالهایی با تصاویر گونههای جانوری و گیاهی منحصربهفرد عینالی را از جیب خود چاپ و بیهیچ چشمداشتی میان دوستانش توزیع میکرد.
توفیق آنقدر با عینالی خو گرفته بود که پرنده و سنجاقک و بوته و صخره، او را از خود میدانستند. میگفت، وقتی میخواست از جغدی همرنگ کوهستان عکس بگیرد، پرنده انگار او را میشناخت که تکان نمیخورد. اینها افسانه نبود؛ توفیق زبان طبیعت را میفهمید.
باور قلبی او این بود که عینالی باید بهعنوان «میراث طبیعی تبریز» و یک زیستکره ارزشمند در فهرست آثار ملی و حتی یونسکو ثبت شود. او کوچکترین دخلوتصرفی در آن محدوده را تاب نمیآورد و برای حفظ این کوهستان، نامههای هشدارآمیز متعددی نوشت. همچنین، برای ثبت «زنبق بنفش» بهعنوان نماد تبریز، همزمان با انتخاب تبریز بهعنوان پایتخت محیطزیست کشورهای آسیایی، تلاشهای گستردهای کرد؛ تلاشی که متأسفانه در پیچوخمهای اداری گرفتار شد. فهرست تلاشهای زیستمحیطی توفیق، بسیار طولانی است؛ او یک نفر بود، اما قلبی به وسعت تبریز داشت.
روزنامهنگاری متعهد و مستقل
توفیق وحیدیآذر، در کنار فعالیتهای صنعتی، فرهنگی و اجتماعیاش، یک روزنامهنگار مستقل و متعهد نیز بود. سابقه روزنامهنگاری او به اوایل دهه ۱۳۸۰ بازمیگشت، زمانی که مقالاتش با نامهای مستعار در روزنامههایی چون کیهان و جمهوری اسلامی منتشر میشد. سبک نگارش او از همان ابتدا نشاندهنده قلمی قدرتمند و تحلیلی بود. مدیران رسانههای چاپی پایتخت به صداقت و قدرت تحلیل او اعتماد داشتند.
همین اعتماد و نیاز به داشتن تریبونی مستقل، او را بر آن داشت تا چند سال قبل، رسانهای شخصی به نام «تبریز امروز» را برای بازتاب دغدغههای اجتماعی و فرهنگیاش بنیان گذارد. در این رسانه، او هم خبرنگار بود، هم عکاس، هم نویسنده، هم تدوینگر و هم مدیر. نگاهی گذرا به محتوای پایگاه خبریاش، توانمندی کمنظیر این روزنامهنگار فرهیخته را بهخوبی نشان میدهد.
توفیق یک ویژگی ممتاز داشت که او را از بسیاری از روزنامهنگاران شهرش متمایز میکرد: او به نشستهای خبری مدیران نمیرفت. او اعتقادی به روایت رسمی و تشریفاتی رویدادها نداشت و باور داشت که بهترین منبع خبری، خبرنگاران و مردم هستند. از همین رو، خبرهایش بهجای تمرکز بر چهرهها، بر رویدادها و فرایندها تکیه داشت و واقعیت را پیش چشم مردم میگذاشت.
این منش باعث شده بود که مدیران دستگاههای نظارتی و قضایی بیشتر او را بشناسند تا مدیران خدماترسان. او سالها برای صیانت از میراث تاریخی و معماری تبریز، مقالات مفصل و مبتنی بر اسناد نوشت؛ از جمله درباره مسیرگشایی در محله «برق لامع» و ضرورت حفظ کنسولگریهای تاریخی موجود در آن. در این راه، هرگز خسته نشد.
توفیق برای رفع مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، تنها به قلم بسنده نمیکرد؛ با مراجعه مستقیم به نهادهای نظارتی، دستگاههای قضایی و از طریق نامهنگاریهای متعدد، برای استیفای حقوق عامه میکوشید. چنین روحیهای سبب شده بود که بسیاری از فعالان رسانهای تبریز حتی او را نشناسند؛ زیرا توفیق روزنامهنگاری را نه در حضور در محافل، که در وجدان بیدار و مسئولیتپذیری معنا میکرد و برای تحقق آن یکتنه میجنگید.
توفیق تنها یک خبرنگار متعهد به مسئولیت اجتماعی نبود؛ او مولف و مترجمی توانا نیز بود که دقت علمی را با لطافت اخلاقی در هم میآمیخت و از هر سطرش بوی صداقت میآمد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
