خبر کامل
مأموریتهای ملی برای بازنشستگان: از معیشت تا شکوفایی دوباره
دوران بازنشستگی، نه یک ایستگاه پایانی، بلکه معیاری برای سنجش کارآمدی نظامهای رفاهی و سرمایه اجتماعی یک کشور محسوب میشود. در همین راستا، نیاز است تا تمامی نهادهای مسئول در سطح ملی، با همافزایی و رویکردی راهبردی، این دوران را به «شکوفایی دوباره» برای پیشکسوتان تبدیل کنند.
نیما رساپور، فعال رسانهای و پژوهشگر، با انتشار یادداشتی بر ضرورت بازنگری در مأموریتهای ملی در قبال پیشکسوتان تأکید کرده است. وی معتقد است که باید از نگاه صرفاً معیشتمحور عبور کرده و به سمت صیانت از کرامت و منزلت بازنشستگان گام برداشت.
بازنشستگی: گذار از «مستمریبگیرِ صرف» به «شهروند توانمند»
جامعه پیشکسوتان کشور در حال حاضر در میانه یک گذار مهم قرار دارد؛ گذار از وضعیت «مستمریبگیرِ صرف» به جایگاه «شهروند توانمند و مرجع». پرسش اساسی این است که در سطح ملی، چه مأموریتهایی برای حفاظت از این گنجینههای تجربه تعریف شده است؟
چهار مأموریت کلیدی برای صیانت از کرامت بازنشستگان
برای دستیابی به این هدف، چهار محور اصلی باید مورد توجه قرار گیرد:
- عبور از مسکنهای موقت به سمت امنیت اقتصادی پایدار:
حفاظت از معیشت پیشکسوتان در برابر نوسانات تورمی، وظیفه بنیادین نهادهای حاکمیتی است. «تسهیلات» تنها راهکاری موقت است؛ آنچه هویت اقتصادی یک بازنشسته را شکل میدهد، مشارکت در سود پروژههای کلان ملی و تبدیل ذخایر صندوقها به سرمایهگذاریهای مولد است. نظام حکمرانی باید بستر را برای «خرید اعتباری هوشمند» فراهم کند تا کرامت پیشکسوت در پیچوخم بوروکراسیهای بانکی و نیاز به ضامنهای متعدد خدشهدار نشود.
- سلامت؛ فراتر از نسخه و دارو:
مأموریت ملی در حوزه درمان باید از «تأمین دارو» به «تأمین آرامش» ارتقا یابد. پیشکسوت نباید در دوران کهولت، دغدغه هزینههای سنگین درمان یا تنهایی در دوران بیماری را داشته باشد. ایجاد چتر حمایتی برای «مراقبتهای خانگی» و توسعه بیمههای تکمیلی تراز اول، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اخلاقی و حاکمیتی است تا خانه برای پیشکسوت، امنترین کانون درمان و آرامش باشد.
- بازتولید هویت اجتماعی در ویترین ملی:
رسانهها و نهادهای فرهنگی وظیفه دارند تصویر ذهنی جامعه از دوران بازنشستگی را اصلاح کنند. بازنشستگی نباید با «خانهنشینی» مترادف شود. مأموریت حاکمیت در این بخش، تسهیلگری در حوزههای نشاطبخش مانند گردشگری ارزانقیمت و ایجاد پلتفرمهایی برای انتقال تجربه است. یک پیشکسوت باید احساس کند که «دانش ضمیمه شده به موی سپیدش»، هنوز در بازار کار و عرصههای علمی ارزشمند است.
- اشتغال فرزندان؛ نقطه طلایی توانمندسازی:
تجربه نشان داده است که بزرگترین دغدغه یک بازنشسته، نه معیشت خودش، بلکه سرنوشت فرزندانش است. در یک الگوی توانمندسازی استاندارد، باید اولویت اشتغال و کارآفرینی به خانوادههای پیشکسوتان اختصاص یابد. وقتی فرزند یک بازنشسته با حمایتهای نهادی صاحب کسبوکار میشود، در واقع امنیت روانی و انگیزه زندگی به آن پیشکسوت تزریق شده است. این همان «توانمندسازی غیرمستقیم» است که برکت را به سفرهها بازمیگرداند.
سرمایهگذاری برای آینده
نگاه به پیشکسوت نباید ترحمآمیز یا از سر تکلیف اداری باشد. هر گامی که برای ارتقای کیفیت زندگی این قشر برداشته میشود، در واقع سرمایهگذاری برای آینده جوانانی است که امروز به تماشای رفتار نظام با پیشکسوتان نشستهاند. توانمندسازی بازنشستگان، به معنای تزریق امید به رگهای کل جامعه است.
زمان آن فرا رسیده است که تمام نهادهای متولی در سطح ملی، با همافزایی و نگاهی راهبردی، دوران پیشکسوتی را به «شکوفایی دوباره» تبدیل کنند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
