آیکون خبر

خبر کامل

تخریب میراث فرهنگی: ابزاری در دست قدرت از باستان تا امروز

میراث فرهنگی: ابزاری در دست قدرت؛ از آشوربانی‌پال تا ترامپ

در نشستی تخصصی با حضور باستان‌شناسان برجسته، ابعاد تاریخی، فلسفی، حقوقی و بین‌المللی تخریب میراث فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. این نشست که با هدف ارائه تصویری چندلایه از این پدیده برگزار شد، از امپراتوری‌های باستان آغاز گشته و به ساختارهای ناکارآمد نظم جهانی امروز می‌رسد. نکته کلیدی این بحث، پیوند میان گذشته و حال بود؛ اینکه تخریب میراث فرهنگی نه یک اتفاق استثنایی، بلکه بخشی از منطق تکرارشونده قدرت است که در هر دوره، با زبان و ابزار زمانه خود بازتولید می‌شود. در این نشست حتی مقایسه‌ای میان ترامپ و آشوربانی‌پال مطرح شد که نشان‌دهنده تداوم این الگو در طول تاریخ است.

تخریب؛ زبان قدرت در گذر تاریخ

حکمت‌الله ملاصالحی، باستان‌شناس و استاد دانشگاه، سخنان خود را با این نکته آغاز کرد که تخریب میراث فرهنگی را نباید صرفاً خسارت جانبی جنگ‌ها دانست، بلکه باید آن را کنشی آگاهانه و معنادار در بستر قدرت تحلیل کرد. او با بازگشت به تمدن‌های باستان، به‌ویژه میان‌رودان، توضیح داد که چگونه پادشاهان و امپراتورها از تخریب آثار فرهنگی برای تثبیت سلطه خود بهره می‌بردند. اشاره او به آشوربانی‌پال، پادشاه آشوری، تنها یک مثال تاریخی نبود، بلکه نمادی از الگویی تکرارشونده در طول تاریخ بود.

وقتی یک اثر تاریخی تخریب می‌شود، تنها یک شیء از بین نمی‌رود؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی، روایت تاریخی و هویت فرهنگی یک جامعه نابود می‌شود.

به گفته ملاصالحی، در جهان باستان، نابودی معابد، سوزاندن کتابخانه‌ها و غارت اشیای ارزشمند، نه تنها به معنای شکست نظامی دشمن، بلکه نشانه‌ای از تسلط کامل بر هویت و حافظه او بود. این اقدامات نوعی «بازنویسی تاریخ» محسوب می‌شدند؛ تلاشی برای حذف روایت‌های رقیب و تثبیت روایت پیروز. این نگاه، تخریب میراث را از سطح «آسیب فیزیکی» به سطح «خشونت نمادین» ارتقا می‌دهد؛ خشونتی که هدف آن، نه فقط زمین و بنا، بلکه ذهن و هویت انسان‌هاست.

تداوم یک منطق: از گذشته تا امروز

یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان ملاصالحی، تأکید بر تداوم این الگو در جهان معاصر بود. او استدلال کرد که اگرچه شکل و ابزار تخریب تغییر کرده‌اند، اما منطق آن همچنان پابرجاست. در جهان امروز، تخریب میراث فرهنگی می‌تواند در قالب‌های مختلفی ظاهر شود:

  • بمباران مستقیم آثار تاریخی در جنگ‌ها
  • غارت سازمان‌یافته اشیای باستانی
  • تهدید به هدف قرار دادن اماکن فرهنگی به‌عنوان ابزار فشار سیاسی

ملاصالحی با اشاره به برخی مواضع و تهدیدهای مطرح‌شده در سال‌های اخیر در سطح بین‌المللی، تأکید کرد که میراث فرهنگی همچنان در معادلات قدرت حضور دارد؛ نه به‌عنوان ارزش مشترک بشری، بلکه به‌عنوان اهرم فشار. او این وضعیت را نشانه‌ای از شکاف عمیق میان «ادبیات حقوقی» و «واقعیت سیاسی» دانست. در حالی که اسناد و کنوانسیون‌های بین‌المللی بر لزوم حفاظت از میراث فرهنگی تأکید دارند، در عمل، این میراث در برابر تصمیمات سیاسی و نظامی بسیار آسیب‌پذیر باقی مانده است.

ناکامی ساختارهای جهانی در حفاظت از میراث

بیژن روحانی، پژوهشگر ارشد دانشکده باستان‌شناسی دانشگاه آکسفورد و دارای مسئولیت‌های متعدد در ساختارهای جهانی مرتبط با میراث فرهنگی، ابعاد نهادی و بین‌المللی این مسئله را واکاوی کرد. او بحث خود را با این پرسش آغاز کرد: «چرا با وجود این همه کنوانسیون، دستورالعمل و نهاد تخصصی، همچنان شاهد تخریب گسترده میراث فرهنگی در جهان هستیم؟»

کنوانسیون‌ها: پیشرفته در نظر، ناتوان در عمل

روحانی در پاسخ به این پرسش، به ساختار کنوانسیون‌های بین‌المللی اشاره کرد. به گفته او، از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، جامعه جهانی تلاش کرده است با تدوین اسناد مختلف، چارچوبی برای حفاظت از میراث فرهنگی ایجاد کند. اما مشکل اصلی، از نگاه او، در نبود ضمانت اجرایی این اسناد است. بسیاری از این کنوانسیون‌ها، اگرچه از نظر مفهومی و حقوقی بسیار پیشرفته‌اند، اما در عمل، به دلیل وابستگی به اراده دولت‌ها، فاقد قدرت الزام‌آور واقعی هستند. این اسناد تا زمانی کارآمدند که دولت‌ها بخواهند به آن‌ها پایبند باشند؛ اما در شرایط بحران، جنگ یا تعارض منافع، این تعهدات به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند.

نهادهای بین‌المللی: از کنشگری تا نظاره‌گری

روحانی در ادامه، به نقش نهادهای بین‌المللی پرداخت و با صراحت گفت: «واقعیت این است که بسیاری از این نهادها، بیش از آن‌که بازیگر باشند، ناظر هستند.» ساختار نظام بین‌الملل به‌گونه‌ای طراحی شده که امکان مداخله مستقیم و مؤثر را برای این نهادها محدود می‌کند. حتی در مواردی که تخریب میراث فرهنگی به‌صورت گسترده و علنی رخ می‌دهد، واکنش‌ها اغلب به صدور بیانیه، ثبت گزارش یا ابراز نگرانی محدود می‌شود. او با اشاره به تجربه‌های خود در مناطق بحران‌زده، به‌ویژه در خاورمیانه، تأکید کرد که در بسیاری از موارد، این نهادها عملاً ابزار لازم برای جلوگیری از تخریب را در اختیار ندارند.

تجربه میدانی و استانداردهای دوگانه

یکی از بخش‌های مهم سخنان روحانی، اشاره به تجربه‌های میدانی او در پروژه‌های مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی در مناطق جنگی، از جمله سوریه و عراق بود. او توضیح داد که در این مناطق، میراث فرهنگی نه‌تنها قربانی جنگ است، بلکه گاه به‌طور مستقیم هدف قرار می‌گیرد؛ چه به‌عنوان ابزار تبلیغاتی، چه به‌عنوان منبع مالی از طریق قاچاق، و چه به‌عنوان نماد هویت‌های رقیب. در چنین شرایطی، حتی ابتدایی‌ترین اقدامات حفاظتی نیز با چالش‌های جدی مواجه است.

یکی از انتقادی‌ترین بخش‌های سخنان روحانی، به موضوع استانداردهای دوگانه اختصاص داشت. او با اشاره به نحوه واکنش جامعه جهانی به تخریب میراث فرهنگی در نقاط مختلف جهان، گفت: «واکنش‌ها همیشه یکسان نیستند؛ برخی رویدادها به‌سرعت به بحران جهانی تبدیل می‌شوند، در حالی که موارد دیگر، با وجود شدت تخریب، تقریباً نادیده گرفته می‌شوند.» به گفته او، این تفاوت‌ها، بیش از آن‌که ناشی از اهمیت ذاتی آثار باشد، به عوامل سیاسی، ژئوپلیتیکی و رسانه‌ای مربوط است؛ مسئله‌ای که نه‌تنها اعتبار نهادهای بین‌المللی را زیر سؤال می‌برد، بلکه باعث می‌شود مفهوم «میراث مشترک بشری» نیز دچار تزلزل شود.

ایران و ضرورت مطالبه‌گری

در بخش دیگری از نشست، بحث به وضعیت ایران کشیده شد. روحانی با تأکید بر جایگاه منحصر به فرد ایران از نظر تاریخی و فرهنگی، گفت که نمی‌توان خسارت‌های واردشده به میراث این کشور را نادیده گرفت یا کم‌اهمیت جلوه داد. او با طرح این نکته که ایران را نمی‌توان با کشورهایی با تراکم پایین میراث فرهنگی مقایسه کرد، بر ضرورت پیگیری حقوقی و بین‌المللی برای جبران خسارت‌ها تأکید کرد. به گفته او، «مطالبه‌گری» یکی از ابزارهای مهم در این زمینه است؛ ابزاری که باید هم از سوی دولت و هم از سوی نهادهای مدنی و جامعه علمی به‌کار گرفته شود.

از انفعال تا کنشگری: نقش جامعه علمی

هر دو سخنران، در جمع‌بندی سخنان خود، بر ضرورت تغییر رویکرد در مواجهه با مسئله میراث فرهنگی تأکید کردند. ملاصالحی با انتقاد از انفعال بخشی از جامعه علمی، گفت که پژوهشگران و دانشگاهیان نباید صرفاً به تولید دانش اکتفا کنند، بلکه باید در عرصه عمومی نیز حضور فعال‌تری داشته باشند. او بر اهمیت «روایت‌سازی» تأکید کرد؛ اینکه چگونه می‌توان با بازگو کردن داستان‌های میراث فرهنگی، توجه افکار عمومی را جلب کرد و حساسیت نسبت به آن را افزایش داد. روحانی نیز با اشاره به محدودیت‌های ساختارهای رسمی، نقش نهادهای مدنی، شبکه‌های تخصصی و همکاری‌های بین‌المللی را برجسته کرد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗