آیکون خبر

خبر کامل

بحران در صنعت لوازم خانگی: کاهش عرضه فولاد و تهدید اشتغال

بحران در صنعت لوازم خانگی: کاهش عرضه فولاد و تهدید اشتغال

بحران در تامین ورق فولادی و چالش‌های صنعت لوازم خانگی ایران

صنعت لوازم خانگی ایران در پی اختلالات ناشی از جنگ و آسیب به زیرساخت‌های تولید فولاد کشور، با بحرانی جدی در تامین مواد اولیه مواجه شده است. این وضعیت نه تنها تولید را مختل کرده، بلکه سایه تعدیل نیرو بر سر صدها هزار شاغل در این بخش گسترده است و نیازمند مداخلات سیاستی فوری برای جلوگیری از یک گسست ساختاری است.

کاهش عرضه مواد اولیه در بازار

بازار ورق فولادی ایران با یک شوک همزمان در عرضه فیزیکی و کارکرد بازار مواجه شده است. این اختلال عمدتاً ناشی از جنگ و آسیب‌های وارده به زیرساخت‌های تولیدی، به‌ویژه در واحدهای کلیدی فولادی کشور است. با توجه به تمرکز نسبی ظرفیت تولید ورق فولادی در ایران، هرگونه کاهش در تولید واحدهای بزرگ، به سرعت به کاهش محسوس عرضه در کل بازار داخلی منجر می‌شود.

این شرایط دسترسی به ورق فولادی را برای صنایع پایین‌دستی، از جمله صنعت لوازم خانگی، به شدت دشوار کرده است. اختلال در روند تولید واحدهای لوازم خانگی، اثرات منفی گسترده‌ای بر بازار کار خواهد داشت. انجمن صنایع لوازم خانگی ایران اعلام کرده است که حدود ۳۰۰ هزار نفر به صورت مستقیم و نزدیک به یک میلیون نفر به صورت غیرمستقیم در این صنعت مشغول به کار هستند. برآوردهای خبری حاکی از آن است که در صورت بروز اختلال، بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از این اشتغال می‌تواند در معرض کاهش ساعات کاری، تعلیق موقت یا تعدیل نیرو قرار گیرد.

تنگنای ساختاری در صنعت لوازم خانگی

اختلال در تامین ورق فولادی را نمی‌توان صرفاً یک شوک مقطعی دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب ساختار وابسته و تمرکزگرای صنعت لوازم خانگی تحلیل کرد. این صنعت به طور ویژه به ورق‌های فولادی خاص، به خصوص ورق‌های گالوانیزه و رنگی، وابسته است که بخش قابل توجهی از آن توسط تعداد محدودی از تولیدکنندگان داخلی تامین می‌شود.

  • تنگناهای ساختاری صنعت لوازم خانگی:
    • محدودیت در دسترسی به مواد اولیه
    • افزایش بی‌ثباتی قیمتی
    • تضعیف قابلیت برنامه‌ریزی تولید
  • گلوگاه‌های بحرانی صنعت لوازم خانگی:
    • کاهش تقاضای موثر در بازار
    • افزایش قیمت و محدودیت دسترسی به نهاده‌های کلیدی
    • اختلال در تامین انرژی

شوک اولیه ناشی از اختلال در تامین ورق فولادی، به ویژه در صورت کاهش یا توقف تولید در واحدهای کلیدی فولاد، نقش آغازگر یک فرآیند انتشار چندمرحله‌ای را ایفا می‌کند. این فرآیند به تدریج از سطح تامین آغاز شده و به بازار محصول، ساختار مالی بنگاه‌ها و در نهایت بازار کار گسترش می‌یابد:

  1. مرحله نخست: کاهش عرضه نهاده‌های کلیدی، افزایش قیمت و نااطمینانی در بازار مواد اولیه.
  2. مرحله دوم: کاهش دسترسی به نهاده‌ها و افزایش هزینه‌ها، منجر به افت ظرفیت تولید در صنعت لوازم خانگی می‌شود.
  3. مرحله سوم: کاهش عرضه و افزایش هزینه تولید، موجب افزایش قیمت محصولات نهایی، کاهش شفافیت در معاملات و گسترش رفتارهای غیررسمی در تامین و توزیع است.
  4. مرحله چهارم: ناپایداری به طرف تقاضا نیز منتقل می‌شود.
  5. مرحله نهایی: کاهش جریان نقدی و افزایش فشار هزینه‌ای، توان مالی بنگاه‌ها را تضعیف کرده و به محدودیت در پرداخت‌ها، کاهش سرمایه در گردش و افزایش ریسک اشتغال منجر می‌شود.

لوازم خانگی، اولویت خرید نیست

محمدحسین صادقی، فعال صنعت لوازم خانگی، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» به تشریح شرایط فعلی پرداخت. وی تاکید کرد که تولید و تامین ورق فولادی کشور با چالش مواجه شده و این افت تولید، تامین مواد اولیه برای صنایع لوازم خانگی را با مشکل جدی روبرو کرده است. این وضعیت با توجه به ممنوعیت واردات ورق فولادی در سالیان گذشته، پیچیده‌تر شده و بستر مناسبی برای واردات این محصول وجود ندارد.

صادقی راهکار مواجهه با این شرایط را واردات رقابتی ورق فولادی دانست و هشدار داد که ایجاد تنها یک منبع برای واردات، می‌تواند به ایجاد رانت منجر شود. وی همچنین به محدودیت‌های اخیر در تجارت از بنادر جنوبی کشور اشاره کرد که ورود مواد اولیه از بازار جهانی را با مشکل یا افزایش هزینه مواجه خواهد ساخت.

به گفته صادقی، در موقعیت کنونی، میزان تولید در صنعت لوازم خانگی کاهش یافته است؛ نه تنها به دلیل دشواری تامین مواد اولیه، بلکه به دلیل کاهش شدید تقاضا در بازار. وی تصریح کرد: «در طول یک سال گذشته، لوازم خانگی دیگر در ردیف اولویت‌های بودجه‌ای خانوار قرار ندارد. مردم در تامین معیشت خود به اندازه‌ای با چالش مواجه هستند که تمایل آنها برای خرید این محصولات به شدت کاهش یافته است.»

او همچنین به تلاش صنایع بزرگ برای حفظ فعالیت از طریق فروش اعتباری یا اقساطی اشاره کرد، اما افزود که با توجه به تنش‌های جنگی و نبود دورنمای روشن از آینده، اثرگذاری این گزینه‌ها نیز به شدت کاهش یافته است. صادقی درباره احتمال تعدیل نیرو گفت: «با کاهش فروش و تولید و در نبود دورنمای روشن از آینده، تعدیل نیرو یکی از گزینه‌های اصلی برای حفظ تولید است.» وی از سیاستگذاران خواست تا قوانین و مقررات دست‌وپاگیر را حذف کرده و با رفع محدودیت برای تامین ارز واردات، توجه به ناکارآمدی سامانه‌های داخلی و نظرات تولیدکنندگان، به رفع مشکلات این بخش کمک کنند.

فرصت محدود اثرگذاری سیاست‌ها

صنعت لوازم خانگی کشور در یک بازه زمانی بسیار محدود وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن مداخله سیاستی همچنان موثر است. بر اساس تحلیل‌ها، بازه زمانی یک تا دو ماه نخست پس از وقوع اختلال در تامین ورق فولادی را می‌توان «پنجره حیاتی مداخله سیاستی» تعریف کرد. در این دوره، زنجیره تامین هنوز به نقطه گسست کامل نرسیده و امکان مدیریت و مهار بحران از طریق ابزارهای سیاستی وجود دارد.

اثربخشی مداخلات سیاستی در این بازه زمانی در بالاترین سطح خود قرار دارد. سیاست‌های تامین، تخصیص، واردات هدفمند یا حمایت مالی در این مرحله می‌توانند با کمترین هزینه نسبی، بیشترین اثر را بر جلوگیری از تشدید بحران داشته باشند. در مقابل، هرگونه تاخیر در تصمیم‌گیری یا ناکارآمدی در اجرای سیاست‌ها، موجب عبور تدریجی از این پنجره زمانی و ورود به مرحله گسست ساختاری خواهد شد که در آن، مدیریت بحران بسیار دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

بسته پیشنهادی بخش خصوصی

مدیریت پیامدهای این بحران نیازمند مجموعه‌ای از مداخلات همزمان در سطح زنجیره تامین و ساختار بنگاه‌ها است:

  • کوتاه‌مدت:
    • اولویت‌بندی تخصیص ورق فولادی به صنایع پایین‌دستی حیاتی.
    • کنترل و شفاف‌سازی بازار نهاده‌ها و جلوگیری از شکل‌گیری چندنرخی.
    • تامین سرمایه در گردش و خطوط اعتباری هدفمند برای بنگاه‌های کوچک و متوسط.
  • میان‌مدت:
    • تقویت قراردادهای بلندمدت تامین میان فولادسازان و صنایع پایین‌دستی.
    • ایجاد سازوکارهای تجمیع خرید برای SMEها.
    • توسعه ذخایر راهبردی مواد اولیه برای افزایش تاب‌آوری زنجیره تامین.
  • بلندمدت:
    • تنوع‌بخشی به منابع تامین ورق فولادی.
    • ارتقای نظام پایش زنجیره تامین برای شناسایی زودهنگام اختلال‌ها.
    • حرکت به سمت مدیریت یکپارچه ریسک در صنایع پایه و پایین‌دستی.

مدیریت موثر این بحران، مستلزم چرخش جدی در رویکرد سیاستگذاری و عبور از مداخلات بنگاه‌محور به سمت تنظیم فعال رفتار تولیدی در سطح صنعت است. این تغییر رویکرد باید به طور همزمان سه هدف را محقق کند: جلوگیری از اتلاف منابع کمیاب، حفظ ظرفیت‌های حیاتی تولید و کنترل تبعات بحران بر بازار نیروی کار.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗