خبر کامل
بحران مسکن در البرز: ریشهها، پیامدها و راهکارهای اقتصادی
بحران مسکن و افزایش سرسامآور اجارهبها در سالهای اخیر، مسکن را به اصلیترین عامل فقر شهری در ایران، بهویژه در استان البرز، تبدیل کرده است. این وضعیت نه تنها زندگی اقتصادی خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده، بلکه ابعاد اجتماعی و انسانی نگرانکنندهای را نیز به همراه دارد.
ریشههای عمیق بحران مسکن: نابرابری درآمد و قیمت
غدیر مهدوی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با تأکید بر ارتباط تنگاتنگ مسائل اقتصادی، مسکن را بازتابی از مشکلات کلان اقتصادی و عدم رشد پایدار میداند. وی خاطرنشان میکند که در حالی که قیمت مسکن در ایران همسو با تورم افزایش یافته، درآمد خانوارها طی دهههای اخیر رشد کافی نداشته است.
«اگر قیمت مسکن در ایران را با کشورهای توسعهیافته مقایسه کنیم، تفاوت زیادی در قیمت مسکن مشاهده نمیشود؛ اما آنچه تفاوت بنیادین دارد، درآمد سرانه است.»
مهدوی به آمار تکاندهندهای اشاره میکند: درآمد سرانه سال گذشته در کشورهای پیشرفته حدود ۸۰ تا ۸۲ هزار دلار بوده، در حالی که این رقم در ایران تنها حدود ۴ تا ۴۲۰۰ دلار برآورد میشود. این یعنی درآمد سرانه آنها بیش از ۲۰ برابر ایران است، در حالی که قیمت مسکن در سطوح مشابه، تفاوت بسیار گستردهای با هم ندارند. این نابرابری منجر به افزایش فزاینده نسبت قیمت ملک به درآمد در ایران شده است.
نقد راهکارهای حمایتی و فشار بر شبکه بانکی
این استاد اقتصاد از رویکردهای فعلی در مواجهه با بحران مسکن بهشدت انتقاد میکند. او معتقد است راهکارهایی نظیر ودیعه مسکن یا بستههای حمایتی صرف، مشکل را حل نمیکنند و تنها با تحمیل وامهای تکلیفی و بدون سود به شبکه بانکی، فشار جدیدی بر این بخش وارد میکنند. این اقدامات را «مقطعی و با عوارض جانبی زیاد» میداند.
چشمانداز تحول اقتصادی با حل مشکلات سیاسی
مهدوی بر این باور است که در صورت حل مشکلات سیاسی و گذار از وضعیت بحرانی به حالت عادی، اقتصاد ایران میتواند تحولی عظیم تجربه کند. او پیشبینی میکند که در این صورت:
- افزایش درآمدهای انرژی: دستیابی به درآمد نفتی و گازی سالانه در حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلار برای هر کدام.
- درآمدهای ترانزیت و لجستیک: با تبدیل شدن به هاب منطقه (مشابه دبی و قطر)، کسب درآمدهای عظیم از طریق گمرک، ترانزیت، مالیات و بیمه (دبی سالانه ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ترانزیت و فرودگاههای خود درآمد دارد).
با مجموع این درآمدها، میتوان به درآمدی نزدیک به ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیارد دلار رسید که تقریباً برابر با کل تولید ناخالص داخلی فعلی ایران است. او معتقد است با اصلاح رویهها و خروج از فضای ریسک و نااطمینانی، میتوان طی سه تا چهار سال، درآمد سرانه را دو برابر کرد.
الگوی کشورهای پیشرفته در مدیریت مسکن و چالشهای ایران
مهدوی با اشاره به سهم هزینه مسکن در سبد خانوار در کشورهای توسعهیافته، بیان میکند که در این کشورها تنها ۲ تا ۵ درصد جامعه با مشکل مسکن روبهرو هستند و برای حمایت از این قشر، از مدل مسکن اجتماعی استفاده میشود. اما در ایران، منابع پاسخگوی درصد بالای مردم درگیر با این مشکل نیست.
او تأکید میکند که در ایران به دلیل سوءمدیریت، مسکن از یک کالای شخصی و مصرفی به یک کالای سرمایهای تبدیل شده است. تخمین زده میشود حدود ۳ تا ۴ میلیون واحد مسکونی در ایران خالی نگه داشته شده تا با افزایش بیشتر قیمتها، به بازار عرضه شوند.
رشد سرسامآور سهم مسکن در سبد درآمدی خانوار
استاد اقتصاد با ارائه آماری از مطالعات سال ۱۴۰۴، روند تغییر سهم هزینه مسکن را تحلیل میکند:
- در شهرهای بزرگ و مراکز استانها، بین ۵۰ تا ۷۰ درصد درآمد خانوار صرف اجاره میشود.
- در شهرهای کوچک این رقم بین ۲۰ تا ۵۰ درصد است.
این در حالی است که در اواسط دهه ۸۰، سهم اجاره در شهرهای بزرگ بین ۲۵ تا ۴۰ درصد و در شهرهای کوچک بین ۱۵ تا ۲۵ درصد بود. این تفاوت فاحش نشان میدهد که رشد اجارهبها بسیار فراتر از رشد درآمد خانوارها بوده است.
وی همچنین به بستههای حمایتی و وامهای ودیعه مسکن سال ۱۴۰۵ بانک مرکزی اشاره کرد که ارقام آن در تهران ۳۶۵ میلیون تومان، مراکز استانها ۲۸۰ میلیون تومان، سایر شهرها ۱۸۵ میلیون تومان و روستاها ۷۵ میلیون تومان بوده است.
گروههای آسیبپذیر و گسترش دامنه فقر
مهدوی درباره گروههای آسیبپذیر تأکید میکند که تمامی دهکهای پایین، بهویژه دهکهای ۱، ۲ و ۳، و همچنین خانوادههای تکسرپرست و جوانان، بهشدت تحت فشار هستند. جوانان به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه مسکن، با تأخیر در ازدواج روبهرو شدهاند. خانوارها نیز برای تأمین پول پیش و اجارهبها، ناچار به فروش داراییهای ذخیرهشده خود مانند طلا هستند، که این امر سرمایهگذاری آینده را مصرف کرده و دامنه فقرشان را در سالهای آتی گسترش میدهد.
تخریب استانداردهای زندگی و پدیدههای نگرانکننده
این بحران پیامدهای اجتماعی و انسانی تلخی به دنبال داشته است. بسیاری از ساکنان مناطق مناسب تهران مجبور به مهاجرت به حاشیهها و شهرهای اطراف مانند کرج شدهاند. پدیدههایی نظیر زیرپلهنشینی، استفاده از کانتینر بهعنوان محل زندگی و استفاده از واحدهای مشترک یا پشتبامها، حتی با درصد کمی در تهران نیز دیده میشود که بسیار نگرانکننده است.
روایتهایی از دل بحران: صدای مردم
این گزارش شامل دیدگاههای مختلفی از مستأجران و حتی یک مالک است که عمق بحران را نشان میدهد:
- نسترن و محمود (زوج جوان): با وجود شاغل بودن هر دو، افزایش ۱۰۰ درصدی اجارهبها در کرج باعث میشود تمام درآمد یکی از آنها صرف اجاره شود. این وضعیت به معنای حذف تفریح، آموزش و حتی تردید در فرزندآوری است.
- ابراهیمی (بازنشسته): پس از ۳۰ سال کار، نگرانی از افزایش سالانه ودیعه و اجارهبها، با مستمری ثابت و تورم مسکن با سرعت نور، امان او و فرزندان مستأجرش را بریده است.
- کوروش (کارگر صنعتی): با وجود کار در شهرکهای صنعتی البرز، توان اجاره یک آپارتمان کوچک را ندارد و بیش از ۷۰ درصد دستمزدش صرف سرپناه میشود، بهطوری که «فقط زندهایم که کار کنیم تا بتوانیم اجاره بدهیم.»
- شریفی (مالک): او نیز بهعنوان یک مالک با تورم و افزایش هزینههای تعمیرات، مالیات و استهلاک روبهرو است و ناچار به حفظ ارزش داراییاش است، هرچند شرایط مستأجرش را درک میکند.
پیامهای شهروندی: فریاد کمک
پیامهای شهروندان نیز وضعیت اسفناک را منعکس میکند:
«لطف کنید شما صدای ما مستأجرها شوید و صدای ما را به مسئولین برسانید، بگویید که این قیمت اجارهها و پول پیش در شهری که کار نیست و شرایط اقتصادی خوبی نداریم، خدا را خوش نمیآید.»
یکی دیگر از شهروندان با ۱۰۰ میلیون پیش و ۶ میلیون اجاره، با درخواست تخلیه یا افزایش اجاره به ۱۲ میلیون تومان مواجه شده و قادر به پرداخت آن نیست. او از مسئولین و بانکها که فقط پیشنهاد وام میدهند و روند پیچیدهای دارند، گلایه میکند. این مادر چهار فرزند، از خستگی و ناامیدی صحبت میکند و از صاحبخانههای «طمعدار» انتقاد میکند.
پیام دیگری نیز خواستار اطلاعرسانی برای جلوگیری از افزایش اجارهبها در سال جاری است، زیرا توان پرداخت بیشتر را ندارند و کرایه عقبافتاده دارند.
نگاهی به بازار اجاره: ارقام تکاندهنده
آگهیهای رهن و اجاره در سایتهای اینترنتی، ارقام نجومی را نشان میدهند:
- آپارتمان ۱۴۰ متری در اشتراکی: ۵۵۰ میلیون رهن و ۲۰ میلیون اجاره.
- آپارتمان ۹۰ متری در ۴۵ متری کاج: یک میلیارد رهن با اجاره توافقی.
- واحد ۵۰ متری طبقه همکف در کمالشهر: ۶۰ میلیون رهن با ۱۲ میلیون اجاره.
- واحد ۷۵ متری در گوهردشت: ۲۰۰ میلیون رهن با ۲۵ میلیون اجاره.
در میان این آگهیها، متنهایی چون «همخانه میشوم» و «خانه ندارم» نیز به چشم میخورد که نشاندهنده عمق بحران است.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۶:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵