آیکون خبر

خبر کامل

چرا «پروتوتایپ ۱» پس از سال‌ها هنوز یک شاهکار بی‌بدیل در صنعت بازی است؟

چرا «پروتوتایپ ۱» پس از سال‌ها هنوز یک شاهکار بی‌بدیل در صنعت بازی است؟

در سال ۲۰۰۹، زمانی که مفهوم «جهان باز» هنوز تازگی داشت و سازندگان بازی از ایده‌های جسورانه واهمه‌ای نداشتند، اثری خلق شد که قلب بسیاری را تسخیر کرد: بازی «پروتوتایپ ۱». این بازی با معرفی شخصیتی چون الکس مرسر، تجربه‌ای بی‌سابقه از قدرت و تخریب را در خیابان‌های نیویورک به ارمغان آورد و مرزهای داستان‌سرایی و گیم‌پلی را جابه‌جا کرد. با گذشت بیش از یک دهه، «پروتوتایپ ۱» همچنان به عنوان یک شاهکار بی‌بدیل در ذهن بسیاری از گیمرها باقی مانده است.

ما قهرمان نبودیم، خود فاجعه بودیم

پوستر بازی پروتوتایپ

یکی از اصلی‌ترین دلایل تمایز «پروتوتایپ» از دیگر بازی‌های هم‌نسل خود، از جمله رقیب مستقیمش «Infamous»، ماهیت پروتاگونیست آن بود. برخلاف رویه مرسوم که بازیکنان نقش ناجی را ایفا می‌کردند، الکس مرسر نه قهرمان بود و نه حتی یک ضدقهرمان معمولی. او تجسم ویروس بود؛ هیولایی بی‌رحم که برای یافتن پاسخ سوالاتش، منهتن را به خاک و خون می‌کشید.

بازی هیچ تلاشی برای پوشاندن اعمال وحشتناک الکس نمی‌کرد. برای بازیابی سلامتی، بازیکنان می‌توانستند افراد بی‌گناه را در خیابان بلعیده و آن‌ها را به بخشی از بدن خود تبدیل کنند. هیچ سیستم اخلاقی خیر و شری وجود نداشت که بازیکن را قضاوت کند. «پروتوتایپ» با جسارت تمام به شما اجازه می‌داد هیولا باشید و تاریک‌ترین فانتزی‌های قدرت خود را در نیویورک پیاده کنید. این رویکرد جسورانه در روایت و گیم‌پلی، امروزه در صنعت بازی‌های ویدیویی کمتر دیده می‌شود.

سمفونی جنون و تخریب

گیم‌پلی بازی پروتوتایپ

در بخش گیم‌پلی، «پروتوتایپ» به معنای واقعی کلمه می‌درخشید. سیستم حرکتی پارکور آن حتی پس از گذشت بیش از یک دهه، همچنان روان، سریع و دیوانه‌کننده است. پریدن از روی ماشین‌ها، دویدن روی دیوارها، پرواز بر فراز شهر با دستانی که به بال‌های گوشتی تبدیل شده‌اند، و فرود آمدن در یک پایگاه نظامی برای تبدیل دست‌ها به پتک‌های غول‌پیکر یا تیغه‌های برنده، همگی بخشی از این تجربه بودند.

تنوع سلاح‌های بیولوژیکی الکس مرسر بی‌نظیر بود. هر بار که بازی آغاز می‌شد، بازیکن احساس می‌کرد در یک زمین بازی بی‌قانون رها شده است. می‌توانست هلی‌کوپترها را با شلاق از آسمان به پایین بکشد یا با زره کامل وارد نبرد با تانک‌ها شده و آن‌ها را با دست خالی تکه‌تکه کند. بازی به بازیکن دیکته نمی‌کرد که چگونه بازی کند، بلکه جعبه‌ابزاری از مرگبارترین سلاح‌ها را در اختیارش می‌گذاشت و او را به لذت بردن از تخریب دعوت می‌کرد.

این سطح از آزادی عمل در تخریب، «پروتوتایپ» را به اثری اعتیادآور تبدیل کرده بود. دویدن در نیویورک طاعون‌زده هرگز خسته‌کننده نمی‌شد؛ هر خیابان بوم نقاشی بود و الکس مرسر، قلم‌مویی آغشته به رنگ قرمز.

تار عنکبوتی از خاطرات تاریک

سیستم Web of Intrigue در پروتوتایپ

اگر فکر می‌کنید «پروتوتایپ» تنها یک بازی اکشن بی‌هدف بود، سخت در اشتباهید. شیوه روایت داستان در این بازی، یکی از خلاقانه‌ترین مکانیزم‌هایی بود که تا آن زمان دیده شده بود. بازی سیستمی به نام «Web of Intrigue» داشت که برای فهمیدن داستان و آنچه بر سر الکس و شهر آمده بود، تنها به کات‌سین‌ها اکتفا نمی‌کرد.

بازیکن باید در شهر به دنبال افراد خاصی با آیکون‌های مشخص می‌گشت و آن‌ها را می‌بلعید. با این کار، فلش‌بکی کوتاه و چند ثانیه‌ای از خاطرات آن شخص پخش می‌شد. این تکه‌های پازل بزرگ را باید خود بازیکن کنار هم می‌چید تا به تصویر نهایی داستان دست یابد. این مکانیزم نه تنها با ذات خون‌آشام‌گونه الکس مرسر هم‌خوانی داشت، بلکه عطش بازیکن را برای کشف داستان افزایش می‌داد و حس واقعی دزدیدن خاطرات و هویت افراد را منتقل می‌کرد.

چرا پروتوتایپ یک شاهکار است؟

صحنه‌ای از پروتوتایپ

بازی‌های امروزی مملو از گرافیک‌های خیره‌کننده، سیستم‌های پیچیده نقش‌آفرینی و دنیاهای بزرگ هستند. اما گاهی اوقات، در میان این همه زرق و برق، روح واقعی بازی گم می‌شود. «پروتوتایپ ۱» شاید بازی بی‌نقصی نبود؛ ماموریت‌های فرعی‌اش گاهی تکراری می‌شدند و نیویورک آن پویایی شهرهای راک‌استار را نداشت. اما این بازی یک ویژگی بزرگ داشت:

می‌دانست دقیقا چیست و می‌خواهد چه تجربه‌ای به مخاطب بدهد.

«پروتوتایپ» قول یک قدرت بی‌حد و مرز را می‌داد و به بهترین شکل ممکن به آن عمل کرد. این بازی یک شاهکار است زیرا توانست حس رهایی و آشوب را به خالص‌ترین شکل ممکن به تصویر بکشد. الکس مرسر برای بسیاری تنها یک شخصیت خیالی نیست؛ او نماد دورانی از بازی‌ها است که در آن خلاقیت حرف اول را می‌زد. دورانی که می‌توانستیم بدون فکر کردن به پیامدهای اخلاقی، هودی مشکی‌مان را سرمان بکشیم، از روی امپایر استیت به پایین بپریم و زمین زیر پایمان را به لرزه درآوریم.

اگر تا به حال این بازی را تجربه نکرده‌اید، یا اگر سال‌هاست آن را در گوشه هاردتان رها کرده‌اید، پیشنهاد می‌شود یک بار دیگر به نیویورک سال ۲۰۰۹ بازگردید. با اولین پرش از روی ماشین‌ها و نصف کردن یک هلیکوپتر با دست خالی، شما نیز عاشق این هیولای بی‌رحم خواهید شد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗