آیکون خبر

خبر کامل

افول قدرت نرم آمریکا: تحلیل رویکرد ترامپ در سیاست خارجی

افول قدرت نرم آمریکا: تحلیل رویکرد ترامپ در سیاست خارجی

افول قدرت نرم آمریکا: تحلیل سیاست خارجی ترامپ

در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سیاست خارجی آمریکا با اتکای بی‌سابقه به «قدرت سخت» و بی‌توجهی آشکار به «قدرت نرم» جوزف نای، شاهد چرخشی بنیادین بود. این رویکرد، که بر اجبار، تهدید و فشار اقتصادی استوار بود، نه تنها جذابیت جهانی آمریکا را کاهش داد، بلکه ستون‌های نفوذ بلندمدت واشنگتن را نیز تضعیف کرد.

قدرت سخت در برابر قدرت نرم: تعاریف و پیامدها

قدرت نرم، آن‌گونه که جوزف نای تعریف می‌کند، توانایی یک کشور برای جذب دیگران و واداشتن آن‌ها به انجام خواسته‌های خود از طریق جذابیت، الگوبرداری و پذیرش رهبری است، نه با اجبار یا تهدید. در مقابل، قدرت سخت متکی بر زور، ارعاب، فشار، تحریم و کمک‌های مالی یا امنیتی است.

کشورهایی با قدرت سخت فراوان می‌توانند دیگران را به تبعیت وادارند، اما نفوذ آن‌ها عموماً سطحی و کوتاه‌مدت است. در حالی که قدرت نرم، نفوذی عمیق‌تر و پایدارتر ایجاد می‌کند، زیرا دیگران از روی تمایل و تحسین به سمت آن کشیده می‌شوند. ایده‌آل آن است که یک کشور از هر دو نوع قدرت به میزان زیاد برخوردار باشد تا نیاز به استفاده از قدرت سخت به حداقل برسد.

رویکرد ترامپ و پیامدهای آن

در دوره ترامپ، این باور که «قدرت سخت به‌تنهایی کافی است» بیش از پیش در سیاست خارجی آمریکا نمود یافت. دولت او نه تنها به ابزارهای اجبار، تهدید و فشار اقتصادی تکیه کرد، بلکه کمتر تلاشی برای پوشاندن این رویکرد در قالب‌های اخلاقی، حقوقی یا دیپلماتیک به خرج داد.

  • اقتصاد و تجارت: تهدید به اعمال تعرفه‌ها و وادار کردن شرکای تجاری به پذیرش توافق‌های یک‌جانبه، حتی پس از رأی دیوان عالی علیه این اقدامات.
  • حوزه نظامی: استفاده از نیروی نظامی در چندین کشور و عملیات مرگبار علیه قاچاقچیان در کارائیب و اقیانوس آرام، با وجود تردیدها درباره اثربخشی و مشروعیت آن‌ها.
  • تعامل با رهبران خارجی: متهم کردن رهبران به ضعف، فشار بر اوکراین برای توافق با روسیه، و اعمال محاصره علیه کوبا با هدف تسلیم کردن حکومت هاوانا.
  • بحران ایران: کنار گذاشتن دیپلماسی و آغاز «جنگی غیرضروری و بدون تحریک قبلی» علیه ایران، بر اساس تصور اشتباه از فروپاشی سریع نظام حاکم.

برجسته‌ترین جنبه این تمرکز بر قدرت سخت، فقدان تلاش برای پنهان‌سازی یا توجیه آن بود. دولت ترامپ حتی از نقض هنجارهای تثبیت‌شده ابایی نداشت و به نظر می‌رسید از نمایش آشکار فشار و تهدید رضایت سیاسی می‌برد. سخنان رئیس‌جمهور درباره «نابودی تمدن ایران» و اظهارات وزیر دفاع در مورد «هیچ‌گونه امانی» ندادن به دشمنان، مصادیق بارز این رویکرد بودند که هدفشان ارعاب بود، نه جذب.

تخریب ستون‌های نفوذ نرم واشنگتن

هم‌زمان با ستایش قدرت سخت، تلاش‌های نظام‌مندی برای تضعیف نهادها و سیاست‌هایی صورت گرفت که آمریکا را در چشم جهان جذاب می‌ساخت:

  • آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا: برچیده شدن ناگهانی این آژانس، جان میلیون‌ها نفر را به خطر انداخت و آمریکا را کشوری خودسر و بی‌مسئولیت نشان داد.
  • صدای آمریکا: تلاش برای تعطیلی شبکه پخش صدای آمریکا که با حکم دادگاه و مخالفت کنگره متوقف شد.
  • وزارت خارجه: خروج از بیش از ۶۰ سازمان بین‌المللی، خالی گذاشتن ده‌ها پست دیپلماتیک و غیبت آمریکا در نشست‌های مهم بین‌المللی.
  • تصاویر داخلی: یورش‌های خشونت‌آمیز اداره مهاجرت و کشتار معترضان بی‌گناه، چهره‌ای خشن از آمریکا را به جهان نشان داد.
  • آموزش عالی: حمله مداوم به دانشگاه‌ها و کالج‌ها، آن‌ها را برای دانشجویان خارجی کمتر جذاب کرد، در حالی که این مراکز یکی از مؤثرترین ابزارهای ایجاد علاقه و احترام بلندمدت به آمریکا بودند.

جهان‌بینی دولت ترامپ و شکست‌های راهبردی

این رویکرد ریشه در جهان‌بینی خاصی داشت که جهان را به دو دسته «قوی‌ها و ضعیف‌ها»، «برندگان و بازندگان» تقسیم می‌کرد. در این نگاه، مصالحه با طرف ضعیف‌تر نشانه شکست و ضعف تلقی می‌شد. این تندخویی نه تنها متوجه دشمنان، بلکه حتی متحدان سنتی آمریکا نیز بود.

دومین عامل، عدم علاقه واقعی ترامپ و هوادارانش به بسیاری از وجوه جامعه آمریکا بود. شعار «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» به این معنا بود که آمریکا در نگاه آنان عظیم نیست. بی‌اعتمادی به رسانه‌ها، هنرمندان، دموکرات‌ها، نهادهای مستقل و حتی بخش‌هایی از دولت پنهان، اعتماد به ظرفیت‌های پایدار آمریکا را از درون فرسوده کرد.

سومین عامل، گرایش به «راه‌حل‌های سریع» و دستاوردهای فوری و نمایشی بود که بتوان آن‌ها را به عنوان پیروزی سیاسی عرضه کرد. این رویکرد جایگزین تلاش‌های صبورانه و بلندمدت برای ساختن نفوذ واقعی در جهان شد.

تاریخ نشان داده است که بزرگ‌ترین موفقیت‌های سیاست خارجی آمریکا از همکاری سازنده و اصلاح جنبه‌های منفی درونی جامعه به دست آمده، در حالی که بزرگ‌ترین شکست‌ها، از جمله جنگ ویتنام، عراق، افغانستان و بحران ایران، ناشی از این تصور اشتباه بوده‌اند که قدرت سخت به‌تنهایی موفقیت را تضمین می‌کند. آمریکا توانست حمله کند و هزینه‌های سنگین تحمیل کند، اما در بسیاری موارد نتوانست به نتایج راهبردی مطلوب دست یابد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗