خبر کامل
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حل معادلات دیفرانسیل معکوس با «لایههای مولفایر»

پژوهشگران دانشکده مهندسی دانشگاه پنسیلوانیا با ابداع روشی نوین، گامی بزرگ در حل یکی از پیچیدهترین مسائل ریاضی، یعنی معادلات دیفرانسیل جزئی معکوس (Inverse PDEs) برداشتهاند. این دستاورد مهم، بهجای اتکا به افزایش قدرت سختافزاری و مصرف بیرویه انرژی، بر اصلاحات بنیادین در زیرساختهای ریاضیاتی مدلهای هوش مصنوعی تمرکز دارد. این نوآوری، با معرفی مفهومی به نام «لایههای مولفایر»، توانسته است بر مشکل نویز و ناپایداری در محاسبات پیچیده غلبه کند و افقهای جدیدی را در تحقیقات پزشکی، پیشبینیهای جوی و مهندسی مواد بگشاید.
چالش معادلات دیفرانسیل معکوس
درک سیستمهای پیچیده در جهان همواره نیازمند حل معادلات دیفرانسیل بوده است که نحوه تغییرات پدیدهها را در زمان و فضا توصیف میکنند. با این حال، معادلات معکوس چالش بسیار بزرگتری را پیش روی دانشمندان قرار میدهند؛ چرا که در این معادلات، محققان باید از روی نتایج مشاهدهشده، به دنبال کشف قوانین و علل اولیه پدیدهها بگردند. برای درک بهتر این مشکل، محققان مثالی را مطرح میکنند: «فرض کنید بخواهید محل سقوط یک سنگریزه در آب را از روی موجهای ایجادشده متوجه شوید.»
تا پیش از این، هوش مصنوعی برای حل اینگونه مسائل از روشی موسوم به دیفرانسیلگیری خودکار بازگشتی استفاده میکرد. این روش در مواجهه با دادههای غیردقیق و نویزدار، دچار ناپایداری میشد و مانند زومکردن روی یک تصویر بیکیفیت، خطاها را به شکل چشمگیری بزرگ جلوه میداد.
راهکار نوین: لایههای مولفایر
راهکار محققان دانشگاه پنسیلوانیا برای غلبه بر این معضل، بازگشت به یک تئوری ریاضیاتی مربوط به دهه ۱۹۴۰ میلادی بود. آنها با الهام از ایدههای «کورت اوتو فریدریش»، ریاضیدان آلمانی-آمریکایی، لایههایی را در معماری شبکه عصبی طراحی کردند. این لایهها وظیفه دارند تا دادهها را پیش از پردازش نهایی، هموار و نویززدایی کنند. این ابداع ساده اما بنیادین، باعث شد تا هوش مصنوعی بتواند بدون نیاز به ابرکامپیوترهای گرانقیمت، معادلات را با پایداری بسیار بالاتر حل کند.
محققان بر این باورند که پیشرفت هوش مصنوعی همیشه در گرو پردازش بیشتر نیست و گاهی یک اصلاح ریاضیاتی صحیح میتواند موانع بزرگی را از میان بردارد.

کاربردهای گسترده در علوم مختلف
یکی از درخشانترین کاربردهای این تکنولوژی نوین در حوزه زیستشناسی و مطالعه کروماتین، یعنی ساختار DNA در هسته سلول، است. دانشمندان اکنون میتوانند با دقتی بیسابقه، فرایندهای اپیژنتیکی را که تعیینکننده فعال یا غیرفعالبودن ژنها هستند، تحلیل کنند. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که ساختارهای کوچک صد نانومتری در داخل سلول، مسئولیت مستقیم هویت سلولی، فرایند پیری و بروز بیماریهایی نظیر سرطان را برعهده دارند. با استفاده از این روش جدید، پزشکان و محققان قادر خواهند بود مسیر تغییرات سلولی را پیشبینی کرده و در آینده با تغییر نرخ واکنشهای شیمیایی، سلولهای بیمار را به حالت سلامت بازگردانند.
علاوه بر حوزه سلامت، لایههای مولفایر پتانسیل دگرگون کردن علومی نظیر دینامیک سیالات و مهندسی مواد را نیز دارند. در هر زمینهای که دانشمندان با دادههای پراکنده و نویزدار برای کشف قوانین حاکم بر یک سیستم مواجه باشند، این فریمورک جدید هوش مصنوعی میتواند به عنوان ابزاری کارآمد وارد عمل شود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
