خبر کامل
نقد و بررسی نمایشنامه «ضیافت» بهرام بیضایی: سفر قهرمان ناتمام میماند
آغاز «ایرانی خوانی» در سنگلج با نمایشنامه «ضیافت» بهرام بیضایی
اولین جلسه از سلسله نشستهای نمایشنامهخوانی «ایرانی خوانی» در تماشاخانه سنگلج با خوانش نمایشنامه برجسته «ضیافت» اثر بهرام بیضایی برگزار شد. این رویداد فرهنگی که به کارگردانی فاطمه عبدالرحیمی به صحنه رفت، گامی مهم در احیای آثار ارزشمند تئاتر ایران محسوب میشود.
جزئیات اجرا و عوامل
نمایشنامه «ضیافت»، از جمله آثار دهه ۴۰ بهرام بیضایی، توسط گروه تئاتر تندیس خوانده شد. فاطمه عبدالرحیمی علاوه بر کارگردانی، این اجرا را با حضور نقشخوانانی چون امیرحسین صفاپور، مجتبی ترکمان و میثم رضایینژاد و همچنین فاطمه فرضی به عنوان صحنهخوان، به سرانجام رساندند.
دوره نخست «ایرانی خوانی» با تمرکز بر نمایشنامههای زندهیاد بهرام بیضایی، هر سهشنبه ساعت ۱۷ در کافه تئاتر سنگلج میزبان علاقهمندان به هنر نمایش خواهد بود.
نقد و بررسی «ضیافت» از نگاه فریال آذری
به دنبال برگزاری این رویداد، فریال آذری، منتقد تئاتر، یادداشتی تحلیلی و عمیق درباره نمایشنامه «ضیافت» منتشر کرده است که در ادامه به بررسی آن میپردازیم:
«در «ضیافت»، بیضایی بهجای آنکه یک داستان روانشناختیِ کلاسیک تعریف کند، ما را به قلب یک آئین قربانی میبرد؛ آئینی که در آن آدمها بیش از آنکه «شخصیت» باشند، بدنهایی موقتاند برای عبور نقشها. اگر بخواهیم با عینک اسطورهشناسی مدرن نگاه کنیم، آنچه روی صحنه میبینیم ترکیبی است از تئاتر آئینی به معنای میرچا الیاده و الگوی «سفر قهرمان» در خوانش جوزف کمبل؛ اما با یک پیچ خطرناک، سفر قهرمان ناتمام میماند و قربانی میشود.»
ترکیبی از سفر قهرمان و تئاتر آئینی
بیضایی در «ضیافت» به جای پرداختن به فردیت و روانشناسی شخصیتها، آنها را در ساختاری آئینی قرار میدهد؛ ساختاری مبتنی بر تکرار، انتقال، قربانی و بازگشت نیروها به جهان نامرئی. این نمایش با الگوی «سفر قهرمان» جوزف کمبل همپوشانی دارد، اما با این تفاوت که قهرمان در مرحله آزمون بلعیده میشود و سفرش ناتمام میماند. شبان در «ضیافت» فاقد حافظه تثبیتشده، قدرت، و اختیار واقعی است و مرگش نه یک تراژدی فردی، بلکه ضرورتی آئینی است.
مرگی که ضرورت یک سازوکار آئینی است
شبان، به عنوان حامل الگوی کلاسیک «سفر قهرمان»، فراخوانده میشود و ابزار قهرمانی (شولا و چوبدست) به او سپرده میشود تا با «آزمون» (گرگ) مواجه شود. اما برخلاف روایتهای کلاسیک که قهرمان از آزمون عبور کرده و بازمیگردد، در «ضیافت»، سفر قهرمان نیمهکاره رها شده و شبان در همان مرحله آزمون حذف میشود.
این انتخاب بیضایی، نقدی بر جامعهای است که قهرمان میطلبد اما سازوکارهای آن بر قربانیسازی بنا شده است. در این ساختار، قهرمان هرگز به «آستانه بازگشت» نمیرسد، زیرا آئین به ادامه حیات او نیازی ندارد و تنها قربانی میخواهد. الگوی کهنتر اسطوره قابیل و هابیل نیز در این نمایش مشهود است؛ شبان نمادی از هابیل و دهباشی، بدن موقت قابیل و ابزار «نیروی قتل» است.
دهباشی نه یک شخصیت شرور، بلکه کارگزار و واسطهای است که نیروی قتل در او حلول کرده است. پس از انجام آئین و تقدیم قربانی، دهباشی دچار فروپاشی شده و از آلودگی دستانش وحشت میکند. این لحظه، به گفته کمبل و یونگ، لحظهای است که نیروی «سایه» بدن را ترک میکند و شکافی میان «منِ روزمره» و «منِ حامل نیروی قتل» ایجاد میشود. «ضیافت» روایتی از شکست بدن انسانی در برابر نیروی اسطورهای خشونت است.
نقش گرگ: نیروی نظمدهنده بر پایه قربانی
گرگ در «ضیافت» تنها یک خطر بیرونی نیست، بلکه تجسد سایه جمعی، نیروی خورنده و بلعنده، و نگهبان آستانه است. در اسطورهها، قهرمان باید با سایه مواجه شده و آن را شکست دهد یا یکپارچه کند. اما در «ضیافت»، گرگ نه شکست میخورد و نه رام میشود، بلکه قهرمان را حذف میکند. جامعه در این نمایش، نه با ادغام سایه، بلکه با خوراندن قربانی به آن، تیمار میشود.
بیضایی گرگ را به مثابه «نیروی نظمدهنده» نشان میدهد که نظم آن بر قربانی استوار است. این خوانش، ساختارهای اجتماعیای را نقد میکند که تداوم نظمشان را نه از راه عدالت، بلکه از راه قربانی کردن ضعیفترینها تضمین میکنند.
تئاتر و اجرای ساختارهای تکرارشونده اجتماعی
«ضیافت» به خوبی با تحلیلهای میرچا الیاده از آئینهای قربانی و تطهیر مطابقت دارد. المانهای آئینی در نمایش شفافاند:
- تکرار: شولا، چوبدست، فراخوانها، لرزشها و ریتم جملات.
- انتقال: تحویل ابزار شبانی و نقش از یک بدن به بدن دیگر.
- قربانی: حضور شبان به عنوان بدنِ تقدیمی.
- تطهیر: وسواس شستن دستها و تلاش برای پاکسازی اثری که پاکشدنی نیست.
- آواز و آوا: صداهای کرنا، فریادها و نداهای جمعی.
- تاریکی پایان: خاموشی و برگشت نیروها به جهان نامرئی.
الیاده معتقد است آئین، تکرار یک «زمان نخستین» است. «ضیافت» نیز بازاجرای اسطوره نخستین قتل است که هر بار جامعه دچار بحران میشود، برای احیای نظم قربانیساز تمدن دوباره اجرا میشود. در این چارچوب، بدنها صرفاً حامل نقشاند و آنچه ثابت میماند، الگوی آئینی است.
بیضایی در آثارش به «تئاتر آئینی» علاقه خاصی دارد که بر ریتم، حرکت، تکرار، صدا و سکوت استوار است. «ضیافت» یکی از خالصترین نمونههای این گرایش است؛ جایی که تئاتر، اجرای ساختارهای تکرارشونده اجتماعی و اسطورهای است، نه بازنمایی تجربه فردی.
جامعهای که هنوز شرایط ساخت قهرمان را ندارد
اگر «ضیافت» را بر نقشه «سفر قهرمان» کمبل قرار دهیم، این نقشه به گونهای ناتمام میماند:
- فراخوان به سفر: شبان با پوشیدن شولا و گرفتن چوبدست، دعوت به نقش شبانی و قهرمانی میشود.
- حضور راهنما/استاد: دهباشی در موقعیتی دوگانه، هم استاد و هم نیروی تاریک و نماینده قابیل است.
- آستانه نخستین: ورود به مواجهه با گرگ، محدوده خطر و آزمون اصلی.
اما از این نقطه به بعد، نقشه کمبل متوقف میشود. در روایتهای کلاسیک، قهرمان پس از آزمون پاداش میگیرد و به جامعه بازمیگردد، اما در «ضیافت»، قهرمان در همان مرحله آزمون قربانی میشود. به جای بازگشت، شاهد شستوشوی ناکام دستان، وحشت دهباشی و تاریکی هستیم.
بیضایی با این رویکرد، نقشه کمبل را به عنوان یک «رویا» به تصویر میکشد و نشان میدهد جامعهای که او ترسیم میکند، هنوز شرایط ساختن قهرمان را ندارد. این جامعه در مرحلهای متوقف مانده که قهرمان باید ساخته شود، اما سازوکارهای قدرت و آئین، او را پیش از بلوغ نابود میکنند. «ضیافت» از یک نمایش صرفاً روایی، به بیانیهای اسطورهشناختی و اجتماعی علیه جامعهای تبدیل میشود که خواهان قهرمان است اما در ساختار قربانیسازش، نخستین قربانی خودِ قهرمان است.
این ضیافت برای کیست؟
در پایان «ضیافت»، این پرسش مطرح میشود: این ضیافت برای کیست؟ برای خدا؟ مردم؟ قدرت؟ یا گرگ؟
- از منظر الیاده: برای بازسازی نظم اسطورهای.
- از منظر کمبل: برای تداوم چرخه سفر ناتمام قهرمان.
- از منظر بیضایی: برای نقد نظمی که خود را با آئین مشروع میکند.
در هر سه سطح، یک نکته مشترک است: نقشها بزرگتر از آدمها هستند. بدنها میآیند و میروند، اما الگوی قربانیساز باقی میماند. شبان میمیرد، دهباشی فرو میپاشد، نوکر میترسد، گرگ غایب یا حاضر است و صحنه در تاریکی فرو میرود. آئین اما پایان نمییابد. به قول الیاده، اسطوره و آئین تا وقتی که روایت و اجرا میشوند، زندهاند. «ضیافت» بیضایی، دقیقاً یکی از همین اجراهاست: اجرای دوباره نخستین قتل در قالبی که هم «تئاتر» است، هم «آئین»، و هم، آینهای رو به ما.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.