آیکون خبر

خبر کامل

نقد و بررسی «دختری که ماه را نوشید»: گسست نسلی و قدرت تفکر جادویی

دوازدهمین نشست از سلسله نشست‌های «ابک‌تاب»، با محوریت نقد و نظریه ادبیات جادویی کودک و نوجوان و بررسی رمان «دختری که ماه را نوشید»، نوشته کلی بارن‌هیل، با حضور مهدی فردوسی مشهدی، پژوهشگر برجسته این حوزه و مبتکر برنامه آموزشی الهیات برای کودکان (ابک)، برگزار شد. این نشست که در قالب باشگاه دانش‌افزایی و بهره‌وری ادبیات دینی کودک و نوجوان (بادبادک) و با مشارکت مؤسسه پردیس هنر و رسانه برگزار گردید، به تحلیل عمیق ابعاد روان‌شناختی و نمادین جادو در ادبیات معاصر پرداخت.

تحلیل «امر جادویی» در ادبیات کودک و نوجوان

مهدی فردوسی مشهدی، پژوهشگر و منتقد ادبیات کودک و نوجوان، در ابتدای سخنان خود تأکید کرد که بررسی کتاب «دختری که ماه را نوشید» بر پایه نظریات موجود درباره «امر جادویی» استوار است. وی به فهرستی از آثار مرتبط با نسبت کودک و نوجوان با پدیده جادو اشاره کرد و کتاب «جادو و ذهن» اثر اوژن سابوتسکی، روان‌شناس برجسته انگلیسی، را به عنوان یکی از منابع کلیدی در حوزه روان‌شناسی رشد معرفی کرد. این کتاب با مقدمه مصطفی ملکیان، به موضوعات گسترده‌ای چون «کودک و جادو» می‌پردازد و سازوکارها، کارکردها و رشد تفکر و رفتار جادویی را تحلیل می‌کند.

مفاهیم چهارگانه جادو

فردوسی مشهدی به تفکیک چهار مفهوم اساسی در بحث جادو پرداخت:

  • باور جادویی: باوری که علیت فیزیکی و انتظارات شهودی را نقض می‌کند.
  • واقعیت جادویی: واقعیتی مبتنی بر علیت جادویی (مانند اثر مستقیم آگاهی بر ماده یا نقض قوانین فیزیک).
  • تفکر جادویی: محدود کردن ویژگی‌ها و رویدادهای جادویی به قلمرو تخیل.
  • رفتار جادویی: هر نوع رفتاری که از تفکر یا باور جادویی نشأت می‌گیرد.

وی توضیح داد که پدیده‌های فراهنجار یا واقعیت جادویی، اصول جهان‌بینی علمی را نقض می‌کنند. از دید معرفت‌شناختی، باورهای جادویی نادرست هستند، اما از منظر روان‌شناختی ممکن است سودمند باشند.

«آیا باورهای جادویی به‌رغم کاذب بودن نظری آن‌ها، از دید روانی سودمندَند؟ پاسخ سابوتسکی به این پرسش مثبت است؛ یعنی می‌گوید از دید روانی به رشد کودک، پیشرفت فرهنگی، تقویت تخیل و دفاع‌های روانی کمک می‌کند و آن را «تفکر جادویی» (نه باور جادویی) می‌خواند.»

بدین ترتیب، تفکر جادویی با جهان فیزیکی متناقض نیست و در قلمرو خیال، رؤیا، هنر و بازی جای می‌گیرد، اما باور جادویی که مدعی وجود واقعی پدیده‌ها در دنیای خارج است، با علم و جهان‌بینی علمی در تعارض است.

بررسی پی‌رنگ داستان «دختری که ماه را نوشید»

پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان در ادامه به تحلیل پی‌رنگ رمان «دختری که ماه را نوشید» پرداخت. داستان در شهری روایت می‌شود که حاکمان آن، هر سال نوزادی را به عنوان «قربانی» در جنگل رها می‌کنند تا مردم از خشم جادوگر در امان بمانند. اما واقعیت این است که جادوگر پیرزنی مهربان است که نوزادان را به «خانه مادران» در شهر مجاور می‌برد و با نوشاندن نور ستاره، از آن‌ها محافظت می‌کند.

«انجمن خواهران» و «شورای اعظم» با سوء استفاده از ترس مردم، جادوگر را هیولایی وحشتناک معرفی می‌کنند تا قدرت خود را حفظ کرده و سنت قربانی کردن را ادامه دهند. در یکی از شب‌های ماه کامل، جادوگر ناخواسته به یک نوزاد (لونا) نور ماه می‌نوشاند. نور ماه، جادویی خالص و قدرتمند است که می‌تواند در نوجوانی منجر به فوران قدرت در فرد شود. به همین دلیل، جادوگر لونا را نزد خود نگه می‌دارد و او در جنگل بزرگ می‌شود و به تدریج متوجه قدرت‌های خاص خود می‌شود.

مادر لونا که فرزندش را از دست داده، دچار «دیوانگی» می‌شود که نوعی جادوی خاص در او فعال می‌کند. او در انزوا، شعرهایی برای ماه می‌سراید و نقاشی‌هایی از ماه و ستاره می‌کشد. قدرت او، عشق مادرانه است که در فضایی از ترس و جهل، به شکلی متفاوت بروز می‌کند.

با رسیدن لونا به سن نوجوانی، جادوی نور ماه در او فوران می‌کند. در مواجهه با نگهبانان شهر، لونا ناخواسته از قدرتش استفاده می‌کند و جادوگر او را به جنگل بازمی‌گرداند. در این میان، جادوی انباشته شده مادر لونا اثر می‌کند؛ پرده‌ها رنگی می‌شوند، خاطرات فراموش‌شده بازمی‌گردند و مردم حقیقت را درمی‌یابند و دیگر دروغ‌ها را نمی‌پذیرند.

هنگامی که لونا و جادوگر به شهر بازمی‌گردند، مردم بیدار شده‌اند و دیگر از حاکمان نمی‌ترسند. حاکمان تلاش می‌کنند با دروغ و ترس، لونا و جادوگر را نابود کنند، اما لونا با قدرت نور ماه، حقیقت را آشکار کرده و قدرت ترس و دروغ را با نور عشق و حقیقت در هم می‌شکند. او درمی‌یابد که نور ماه، جادوی تغییر و بیداری است که به پاک‌سازی و رشد کمک می‌کند. مردم جامعه‌ای بر پایه حقیقت و همدلی می‌سازند و لونا با مادرش متحد می‌شود و پیوند عشق مادرانه و جادوی نور ماه، دوباره برقرار می‌گردد.

تحلیل نمادین رمان و گسست نسلی

فردوسی مشهدی با اشاره به مصاحبه‌های نویسنده، کلی بارن‌هیل، بیان کرد که «ترس مادرانه»، «جدایی ناگزیر» و «از دست رفتن مدیریت بر رشد دخترش» الهام‌بخش او در نگارش این رمان بوده است.

وی افزود که این رمان، به صورت نمادین، به موضوع گسست نسلی می‌پردازد. جدایی فیزیکی و نمادین لونا از مادرش، از دست دادن فرزند بدون رضایت مادر، ناآگاهی لونا از ریشه‌هایش، و «دیوانگی» مادر به جای فراموشی، همگی دلالت بر «جدایی ناخواسته» نسل بعد از نسل قبل دارند.

شورای شهر نماد ساختارهای مدیریتی

شورای شهر در داستان، نماد ساختارهای کلان مدیریتی است که گسست نسلی را از طریق سبک زندگی به خانواده‌ها تحمیل می‌کنند و منجر به شکاف میان نوجوانان و خانواده‌ها می‌شوند. این ساختارها، فریاد مادرانه را خاموش، او را منزوی و «ناهنجار» یا «دیوانه» نشان می‌دهند، در نتیجه فرزند بدون پیوستگی عاطفی با مادرش بزرگ می‌شود. لونا با وجود برخورداری از جادوی نور ماه، بلوغی بدون راهنما و ناظر خیرخواه را تجربه می‌کند.

فردوسی مشهدی اشاره کرد که ساختارهای جدید و فناوری‌ها، نسل جدید را به نیروهایی جادویی تجهیز کرده‌اند که می‌تواند رشته پیوند آن‌ها را با نسل قدیم پاره کند. «بانوی دیوانه» با حافظه پاره‌پاره‌اش، نماد مادری از نسل قدیم است که نقاشی‌ها و شعرهایش، تکه‌های بازمانده از «دانش مادری» یا «دانش نسل قدیم» هستند.

«دختری که ماه را نوشید»؛ نمونه‌ای از تفکر جادویی

پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان تأکید کرد که این کتاب خود مصداقی از «تفکر جادویی» است، نه «باور جادویی». در دنیای داستان، واقعیت بر پایه امر جادویی استوار است، اما این واقعیت به خارج از دنیای تخیلی داستان سرایت نمی‌کند. از این رو، این رمان نمونه‌ای از تفکر جادویی است که به گفته وی، «کیمیایی است که مس سرد و سیاه خبرها و گزارش‌ها و اطلاعات و دانش‌ها را به زر سرخ و درخشنده «هنر مکتوب» بدل می‌کند.»

اتحاد دوباره نسل‌ها

در پایان، فردوسی مشهدی به بازگشت لونا به سوی مادرش و آگاهی از حقیقت اشاره کرد. اتحاد دوباره لونا و مادرش، بخش تأثیرگذاری از نمادپردازی کتاب است که نشان می‌دهد حقیقت سرانجام آشکار می‌شود و گسست نسلی از میان می‌رود. روایت‌های گم‌شده مادران پیدا، حافظه آنان احیاء و تجربه‌های قدیم و جدید با یکدیگر آشتی می‌کنند و «من» جزئی دختر و «من» جزئی مادر به «ما» (کُل) تبدیل می‌شود.

او توضیح داد که ساختارها و سبک زندگی صنعتی، نسل جدید را از قدیم جدا کرده و آن‌ها را به «تفکر علمی» فرا می‌خوانند که در برابر تفکر جادویی قرار می‌گیرد. اما حقیقت این است که تفکر جادویی که به تخیل راه می‌دهد، موجب همدلی و پیوند دو نسل می‌شود. همدلی بر پایه تخیل استوار است و تفکر جادویی (نه باور جادویی)، سرمایه همدلی است. نسل قدیم و جدید با بهره‌گیری از تخیل می‌توانند از دیدگاه یکدیگر بنگرند و به هم نزدیک شوند. آنچه پیوند نسل جدید را با قدیم می‌گسلد، «باور جادویی» نسل قدیم است، نه «تفکر جادویی» آن.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗