آیکون خبر

خبر کامل

دوازده بازی آفلاین PC که به شما آزادی کامل می‌دهند: از Skyrim تا Outer Wilds

دوازده بازی آفلاین PC که به شما آزادی کامل می‌دهند: از Skyrim تا Outer Wilds

آیا از مسیرهای مستقیم و داستان‌های از پیش تعیین شده در بازی‌ها خسته شده‌اید؟ دنیای بازی‌های ویدیویی تنها به روایت‌های خطی و مأموریت‌های اجباری محدود نمی‌شود. برای آن دسته از بازیکنانی که به دنبال آزادی بی‌حد و حصر، کاوش در مسیرهای فرعی و ساختن داستان‌های شخصی خود هستند، بازی‌های جهان باز غیرخطی یک بهشت واقعی محسوب می‌شوند.

در ادامه، دوازده بازی آفلاین برتر برای کامپیوترهای شخصی معرفی شده‌اند که به شما امکان می‌دهند هر کاری که دلتان می‌خواهد انجام دهید، هر جایی که دوست دارید بروید و هر کسی که می‌خواهید باشید. اگر از راهروهای تنگ و مأموریت‌های تکراری بیزارید، این فهرست برای شماست.

پادشاهان آزادی: بازی‌های جهان باز بی‌نظیر

The Elder Scrolls V: Skyrim

Skyrim

Skyrim نه تنها به خاطر وسعت، بلکه به دلیل آزادی بی‌پایان خود، پادشاه بازی‌های جهان باز است. پس از فرار از اعدام، بازی شما را به سمت یک شهر راهنمایی می‌کند، اما هیچ اجباری برای دنبال کردن آن نیست. می‌توانید در جهت مخالف حرکت کنید، وارد غارها شوید، با گروه‌های دزد بجنگید و طلسم‌های جدید بیاموزید، بدون اینکه به داستان اصلی نزدیک شوید. صدها کوئست فرعی، هزاران کتاب قابل خواندن و کوهستان‌هایی برای کاوش، شما را ساعت‌ها سرگرم خواهند کرد.

لحظه‌ای که بعد از پنجاه ساعت بازی، تازه یادتان می‌آید که یک مأموریت اصلی هم داشتید، دقیقاً همان جایی است که متوجه می‌شوید Skyrim برای شما ساخته شده.

هر بازیکن در Skyrim داستان منحصربه‌فرد خود را می‌سازد؛ یکی رئیس اصناف دزدان می‌شود، دیگری خانه‌ساز یا شکارچی اژدها. در این بازی، مسیر اصلی تنها یک پیشنهاد است، نه یک قانون.

The Witcher 3: Wild Hunt

The Witcher 3

The Witcher 3 با وجود یک داستان اصلی قدرتمند درباره یافتن یری، فرمول آزادی متفاوتی دارد. کوئست‌های فرعی آنقدر عمیق و وسیع هستند که می‌توانید صدها ساعت بدون پیشرفت در داستان اصلی، غرق در ماجراجویی شوید. هر تابلو اعلانات در دهکده‌ها، سه یا چهار ماجراجویی جدید را پیشنهاد می‌کند که نه مأموریت‌های تکراری، بلکه داستان‌هایی عاشقانه، تراژیک و خنده‌دار هستند.

می‌توانید کل مسیرهای کوهستانی اسکللیگ را با قایق بگردید، تمام کارت‌های گوئنت را جمع‌آوری کنید یا غارهای مخفی ویلهن را با چراغ قوه کاوش کنید. نقطه قوت این بازی در این است که هر جای نقشه که قدم بگذارید، یک ماجراجویی جدید با دیالوگ‌های شاخص و شخصیت‌های ماندگار در انتظارتان است. برای کسانی که از خطی بودن متنفرند، The Witcher 3 یک بهشت واقعی است.

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2

Red Dead Redemption 2 سمفونی برای عاشقان آزادی است. با وجود یک داستان اصلی طولانی، بازی هرگز به شما نمی‌گوید که چه کاری انجام دهید. می‌توانید روزها را به اسب‌سواری، ماهیگیری، شکار یا پوکر در سالن‌های محلی بگذرانید. بازی یک اکوسیستم زنده دارد که هر اقدام شما پاسخی از محیط دریافت می‌کند؛ از کمک به یک مسافر تا برداشتن کلاه از سر یک مرده.

پس از چند جلسه بازی، عجله برای پیشبرد داستان از بین می‌رود و ترجیح می‌دهید با اسبتان از کوه‌ها بالا بروید، چادر بزنید و غروب آفتاب داکوتا را تماشا کنید. Red Dead Redemption 2 به قضاوت بازیکن احترام می‌گذارد و فرض می‌کند که شما می‌دانید چگونه از بیش از پنجاه ساعت محتوای آن لذت ببرید.

Grand Theft Auto V

Grand Theft Auto V

Grand Theft Auto V شهر لوس سانتوس را به یک جعبه شنی مطلق تبدیل کرده است. با وجود یک داستان سه‌شخصیتی جذاب، «زندگی دوم» در این بازی است که شما را مجذوب می‌کند. می‌توانید ساعت‌ها رانندگی کنید، مغازه بزنید، والیبال بازی کنید، در مسابقات تری‌اتلون شرکت کنید یا صاحب یک کلوپ شبانه شوید. مأموریت‌های فرعی آنقدر متنوع و زیادند که داستان اصلی به راحتی فراموش می‌شود.

لحظه‌ای که ناگهان متوجه می‌شوید آخرین باری که با مایکل به یک مأموریت اصلی رفته بودید، یک ماه پیش بوده را فراموش نمی‌کنید.

GTA V نشان می‌دهد که جهان‌های باز نیازی به اژدها و جادو ندارند؛ خیابان‌های آسفالت و پمپ بنزین‌ها نیز برای گم شدن به اندازه کافی جذابند. این بازی پنجره‌ای به بی‌پایانی برای ضدخطی‌هاست.

Elden Ring

Elden Ring

Elden Ring شاید سخت‌ترین بازی این لیست باشد، اما در مورد آزادی بی‌نظیر است. بازی شما را در سرزمین‌های میانی رها می‌کند، بدون راهنما، بدون علامت روی نقشه و بدون اینکه بگوید کجا بروید. فقط یک کلیسای خرابه، یک زن سفیدپوش و دنیایی وسیع که هر غاری در آن یک رئیس جدید دارد. هیچ راهنمایی برای مسیر درست وجود ندارد؛ فقط مرگ و تلاش دوباره.

برای کسانی که از بازی‌های خطی متنفرند، Elden Ring یک نفس عمیق است. شما خودتان تصمیم می‌گیرید به کدام قلعه بروید، از کدام ارباب بترسید و کدام سلاح را ارتقا دهید. هیچ مأموریت اجباری در کار نیست؛ اگر از منطقه‌ای خسته شدید، فقط جهت خود را عوض کنید. این احترام به قضاوت بازیکن، Elden Ring را در این لیست ویژه می‌کند.

Cyberpunk 2077

Cyberpunk 2077

Cyberpunk 2077 پس از آپدیت‌هایش، دیگر آن بازی پرحاشیه سابق نیست؛ بلکه یک جهان باز نئون‌زده و پر از مأموریت‌های گسترده است. شما در نقش V، یک مزدور در نایت سیتی هستید. سه منطقه بزرگ و هر منطقه محیطی متفاوت دارد. می‌توانید با پلیس بجنگید، ماشین دزدی کنید یا فقط با موتور در بلوارها شب‌گردی کنید. خبری از خطوط اجباری تنگ و باریک نیست.

این بازی به شما اجازه می‌دهد پشت بام یک ساختمان بلند بایستید و غروب نارنجی آسمان مصنوعی نایت سیتی را تماشا کنید. در آن لحظه، نه تقویم و نه ساعت، بلکه خودتان تصمیم می‌گیرید که وقتش است یک مأموریت جانبی را شروع کنید یا همین‌طور خیره بمانید. برای کسانی که از راهروهای خطی فراری‌اند، Cyberpunk 2077 یک پناهگاه شهری است.

Fallout: New Vegas

Fallout: New Vegas

Fallout: New Vegas رولت روسی جهان‌های باز است. بازی شما را در صحرای بی‌کران رها می‌کند، با یک گلوله در سر و یک سگ دوست‌داشتنی به نام رکس. نه تنها داستان اصلی چندین راه موازی برای پیشرفت دارد، بلکه جناح‌های مختلف با ایدئولوژی‌های متفاوت، هر کدام یک خط روایت کامل هستند. خبری از «کار خوب» یا «کار بد» نیست؛ فقط شخصیت‌هایی با انگیزه‌های خاص خود.

برای هر انتخابی که می‌کنید، جهان واکنش نشان می‌دهد. در نیو وگاس، خطی وجود ندارد جز خطی که خودتان می‌کشید. می‌توانید در ساعات اولیه همه را بکشید و داستان اصلی را از طریق یک کلاغ بگذرانید یا قمار کنید و هیچ مأموریتی انجام ندهید. این بازی قراردادهای نقش‌آفرینی را می‌شکند و برای هر مینیمالیست خطی، یک گنج واقعی است.

Minecraft

Minecraft

Minecraft مطلقاً هیچ داستانی ندارد. هیچ اجباری، هیچ مأموریتی و هیچ فلش قرمزی روی نقشه وجود ندارد. شما در دنیایی مکعبی قدم می‌زنید و خودتان تصمیم می‌گیرید چه کار کنید؛ یک خانه بزرگ بسازید، تا ته دنیا بروید، اژدهای اندر را بکشید یا فقط با گوسفندها حرف بزنید و درخت بکارید. Minecraft پادشاه ضدخطی‌هاست.

کسی که از بازی‌های خطی متنفر است، Minecraft را مثل حلقه‌ای در جیبش حمل می‌کند. هر جلسه بازی با یک قلمرو تازه شروع می‌شود، بدون هیچ دفترچه راهنمایی. می‌توانید ماه‌ها در یک جهان بازی کنید و هیچ هدف از پیش تعیین شده‌ای را تکمیل نکنید. Minecraft یک جعبه ابزار خام است و شما معمار سرنوشت خودتان.

Mount & Blade II: Bannerlord

Mount & Blade II: Bannerlord

Mount & Blade II: Bannerlord شما را در نقش یک انسان عادی در جنگی تمام‌عیار قرار می‌دهد. داستان خطی مشخصی در کار نیست. شما می‌توانید تاجر باشید، شورشی، نجیب‌زاده یا رئیس یک باند جنایتکار. در این جهان، هر تصمیم شما وزن ژئوپلیتیک دارد. می‌توانید به پادشاه خدمت کنید و فئودال شوید، یا خودتان شورش کنید و امپراتوری بسازید. خبری از هدایت نویسنده نیست؛ فقط شمشیر، اسب و دیپلماسی.

برای کسی که از ریل گذاشته شدن متنفر است، Bannerlord یک رویاست. هیچ داستانی شما را از قطار به بیرون پرت نمی‌کند. خودتان باید مسیرتان را بسازید. سقوط و ظهور، جنگ و صلح، همه در اختیار شماست. صدها ساعت بازی بدون حتی یک بار لمس داستان اصلی، به شرطی که دلتان بخواهد.

Divinity: Original Sin 2

Divinity: Original Sin 2

Divinity: Original Sin 2 یک نقش‌آفرینی نوبتی است، اما فرمول آزادی عمل آن حیرت‌آور است. می‌توانید هر شخصیتی را بکشید، هر دری را قفل بزنید و هر دیالوگی را با واکنش فیزیکی تمام کنید. اگر یک NPC به شما دروغ گفت، می‌توانید حرفش را قطع کرده و او را اعدام کنید. داستان به این انتخاب‌ها واکنش نشان می‌دهد. راه‌حل‌های غیرمنتظره زیادی برای یک معما وجود دارد و خبری از «این راه حل درست است» نیست.

برای کسانی که از بازی‌های خطی متنفرند، این بازی یک کلاس درس است. هر مشکل را می‌توان به هزار روش حل کرد. قوانین سفت و سخت نیستند و بازی به هوش شما احترام می‌گذارد. محیط تعاملی است و هر ایده احمقانه‌ای ممکن است دقیقاً همان راه‌حل درست باشد. Divinity: Original Sin 2 یک ضدخطی تمام‌عیار است.

Hitman 3

Hitman 3

Hitman 3 در نگاه اول یک بازی مخفی‌کاری و مأموریت‌محور است، اما ساختار آن کاملاً ضدخطی است. هر مأموریت یک سندباکس بزرگ است با یک هدف مشخص: یک نفر را بکشید. اما چگونگی انجام آن، با چه ابزاری و از کدام راه، کاملاً به خودتان بستگی دارد. می‌توانید با لباس مبدل از در اصلی وارد شوید، از پشت بام با طناب پایین بروید، یک سقف را با آتش منفجر کنید یا قربانی را با یک بطری شراب مسموم کنید. بازی همه راه‌حل‌ها را می‌پذیرد.

برای کسی که از بازی‌های خطی خسته شده، Hitman 3 به اندازه ده‌ها بازی ارزش تکرار دارد، زیرا هر مأموریت را می‌توان ده بار با ده راه‌حل متفاوت انجام داد. هدف مشخص است، اما راه‌ها هزاران. این تعریف ساده از آزادی است و Hitman 3 در آن استاد بی‌رقیب است.

Outer Wilds

Outer Wilds

Outer Wilds شاید ضدخطی‌ترین بازی این لیست باشد. شما در یک سیستم خورشیدی مینیاتوری بیدار می‌شوید و تنها بیست دقیقه وقت دارید تا کاوش کنید، قبل از اینکه خورشید منفجر شود. پس از هر انفجار، دوباره در نقطه شروع بیدار می‌شوید و تمام دانسته‌هایتان حفظ می‌شود. هیچ داستان خطی وجود ندارد؛ شما هر بار تصمیم می‌گیرید کجا بروید و کدام راز قدیمی را کشف کنید.

در Outer Wilds، خط داستانی یک توهم است. شما خودتان با کنار هم چیدن تکه‌های روایت از دل پنج یا شش سیاره، داستان را می‌سازید. بازی هرگز نمی‌گوید «اول برو به این سیاره بعد به آن سیاره». همه چیز باز است و هر بار که یک راز تازه کشف می‌شود، نوع نگاهتان به کل جهان تغییر می‌کند. این بازی یک شاهکار برای کسانی است که از خطی بودن متنفرند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗