آیکون خبر

خبر کامل

تنگه هرمز: گلوگاه انرژی جهان و تلاش کشورهای عربی برای یافتن جایگزین

تنگه هرمز: گلوگاه انرژی جهان و تلاش کشورهای عربی برای یافتن جایگزین

با ادامه تنش‌ها و جنگ ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به طور جدی در حال بازنگری در ساختارهای امنیتی و انرژی خود هستند. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های این کشورها، احتمال بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران است؛ گذرگاهی که همچنان مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان محسوب می‌شود و بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند.

بحران تنگه هرمز و وابستگی جهانی

کارشناسان استراتژیک سال‌هاست هشدار داده‌اند که ایران ممکن است در شرایط بحرانی، تنگه هرمز را مسدود کند. بسیاری از دولت‌های عربی تصور می‌کردند چنین اقدامی تنها در آخرین مرحله یک درگیری رخ خواهد داد، نه در همان آغاز بحران. اما آنچه در جنگ اخیر باعث شگفتی شد، بسته شدن سریع این آبراه و ادامه طولانی‌مدت اختلال در عبور نفتکش‌ها بود؛ وضعیتی که پایان مشخصی برای آن دیده نمی‌شود.

تنگه هرمز معمولاً بین یک‌پنجم تا یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان را جابه‌جا می‌کند. اهمیت این مسیر برای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) حتی بیشتر است، زیرا صادرات LNG قطر و دیگر تولیدکنندگان خلیج فارس تقریباً به‌طور کامل به مسیرهای دریایی وابسته است و جایگزین‌های خط لوله‌ای برای آن بسیار محدود و ناکارآمد هستند.

تلاش کشورهای منطقه برای یافتن جایگزین

در نتیجه این بحران، کشورهای بحرین، کویت، عراق، عمان، قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی بررسی‌های فوری درباره امکان ساخت خطوط لوله جدید را آغاز کرده‌اند تا نفت و گاز خود را بدون عبور از هرمز به بازارهای جهانی برسانند. با این حال، کارشناسان معتقدند که هرچند کاهش وابستگی به تنگه هرمز از نظر فنی امکان‌پذیر است، اما حذف کامل این وابستگی تقریباً غیرممکن خواهد بود. خطوط لوله جدید در بهترین حالت می‌توانند بخشی از صادرات را منتقل کنند، اما توانایی جایگزینی کامل حجم عظیم انتقال انرژی از طریق دریا را ندارند.

زیرساخت‌های موجود و محدودیت‌ها

برخی کشورهای منطقه پیش‌تر برای چنین شرایطی آماده‌سازی‌هایی انجام داده بودند:

  • عربستان سعودی: دارای خط لوله شرق – غرب است که نفت را از میادین شرقی این کشور به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. ظرفیت این خط لوله حدود هفت میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود.
  • امارات متحده عربی: از خط لوله حبشان – فجیره استفاده می‌کند که می‌تواند روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت را به سواحل دریای عمان منتقل کند.

اما این زیرساخت‌ها نیز محدودیت‌های جدی دارند. کمبود ظرفیت پایانه‌های صادراتی در دریای سرخ باعث شده عربستان تنها بتواند حدود چهار تا پنج میلیون بشکه در روز از این مسیر صادر کند؛ رقمی که حدود ۷۰ درصد ظرفیت بالقوه صادراتی این کشور را پوشش می‌دهد. در امارات نیز خط لوله موجود تنها قادر است نیمی از ظرفیت صادرات روزانه کشور را جابه‌جا کند.

پروژه‌های جدید و چالش‌ها

همین محدودیت‌ها موجب شده رقابت تازه‌ای برای توسعه پروژه‌های جدید انتقال انرژی آغاز شود:

  • پروژه عراق: ساخت خط لوله‌ای از بصره به بندر عقبه اردن در دریای سرخ.
  • عربستان سعودی: توسعه خطوط لوله بیشتر و افزایش ظرفیت انتقال نفت به سواحل غربی.

اما انتقال صادرات به دریای سرخ نیز بدون خطر نیست. نفتکش‌هایی که از این مسیر حرکت می‌کنند، همچنان ممکن است در معرض تهدید نیروهای حوثی متحد ایران در یمن قرار بگیرند؛ گروهی که پیش‌تر تنگه باب‌المندب، مسیر اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند، را مختل کرده بود.

به همین دلیل، برخی طرح‌های جدید بر ایجاد کریدورهای زیرساختی ترکیبی شامل خطوط لوله، جاده‌ها و خطوط ریلی تمرکز دارند تا محصولات انرژی از سواحل خلیج فارس به بنادر امارات در دریای عمان، مانند خورفکان، منتقل شوند؛ بنادری که امکان دسترسی مستقیم به بازارهای جهانی را فراهم می‌کنند.

طرح‌های بلندپروازانه و موانع

در کنار این طرح‌ها، ایده احیای خط لوله تاریخی ترانس عربی یا «تاپ‌لاین» نیز مطرح شده است. این خط لوله در دهه ۱۹۴۰ برای انتقال نفت عربستان از طریق اردن و سوریه به سواحل مدیترانه و لبنان ساخته شد اما در دهه ۱۹۸۰ متوقف شد. شرکت آرامکو مدعی است این خط لوله همچنان در وضعیت مناسبی قرار دارد.

برخی پیشنهادها حتی ابعاد بزرگ‌تری دارند؛ از جمله طرح ایجاد کانالی مصنوعی از خلیج فارس به دریای عمان از طریق خاک امارات متحده عربی تا نفتکش‌ها بتوانند به‌طور کامل از تنگه هرمز عبور نکنند. با این حال، هزینه اجرای چنین پروژه‌ای بسیار سنگین برآورد می‌شود. ساخت کانالی مشابه کانال سوئز که توان عبور ابرنفتکش‌های مدرن را داشته باشد، به صدها میلیارد دلار سرمایه نیاز خواهد داشت؛ حتی اگر ملاحظات زیست‌محیطی نادیده گرفته شود.

موانع اقتصادی و سیاسی

افزون بر هزینه، مسائل اقتصادی و سیاسی نیز مانع جدی اجرای این طرح‌ها هستند:

  • اقتصادی: بازار اصلی نفت خلیج فارس اکنون در آسیا، به‌ویژه چین و هند، قرار دارد و انتقال نفت به مسیرهای غربی و مدیترانه‌ای از نظر اقتصادی جذابیت گذشته را ندارد.
  • سیاسی: اختلافات و بی‌اعتمادی منطقه‌ای همچنان پابرجاست. خط لوله تاپ‌لاین در ابتدا برای انتقال نفت به بندر حیفا (اکنون در اسرائیل) طراحی شده بود. عربستان همچنان نسبت به انتقال نفت از طریق سوریه یا لبنان تردید دارد. روابط نه‌چندان مطلوب میان عربستان و امارات نیز انگیزه سیاسی لازم برای اجرای برخی پروژه‌های مشترک را کاهش داده است.

نتیجه‌گیری: قدرت راهبردی ایران پابرجا

با وجود تمام این تلاش‌ها، بزرگ‌ترین نگرانی همچنان پابرجاست: خطوط لوله جدید نیز در برابر حملات احتمالی ایران آسیب‌پذیر خواهند بود. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند حداقل در چند سال آینده، ایران همچنان توانایی اعمال فشار راهبردی بر همسایگان خود را حفظ خواهد کرد، زیرا هیچ‌یک از گزینه‌های موجود قادر نیستند حجم عظیم صادرات نفت و LNG عبوری از تنگه هرمز را به‌طور کامل جایگزین کنند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗