خبر کامل
«معشوق» رودریگو سوروگوین؛ کالبدشکافی قدرت و خشونت پنهان در کن ۲۰۲۶

فیلم سینمایی «معشوق»، جدیدترین ساخته «رودریگو سوروگوین» که اخیراً در جشنواره کن سال ۲۰۲۶ به نمایش درآمد، اثری عمیق و تأملبرانگیز درباره سینما و مناسبات قدرت است. این فیلم با ارائه تصویری متفاوت از بازیگر برجسته، «خاویر باردم»، لایههای پنهان خشونت و سلطه در روابط انسانی را با ظرافت خاصی کالبدشکافی میکند.
تحلیل روانشناختی قدرت
«معشوق» را میتوان یکی از تلخترین آثار سوروگوین در زمینه تحلیل قدرت دانست. اگرچه در ظاهر به فرآیند تولید یک فیلم تاریخی میپردازد، اما در عمق خود، سازوکار کنترل و خشونت پنهان در روابط انسانی را واکاوی میکند. سوروگوین در این اثر نیز، مانند بسیاری از کارهای قبلیاش، بحران را نه از طریق حوادث بیرونی، بلکه از دل فرسایش روانی شخصیتها بیرون میکشد.
داستان فیلم حول محور «استبان»، کارگردان مشهور و جنجالی سینمای اسپانیا میچرخد. او پس از سالها به کشورش بازمیگردد تا فیلمی درباره تاریخ معاصر اسپانیا بسازد. انتخاب دخترش، «امیلیا»، برای نقش اصلی، که سالهاست از او فاصله گرفته و گذشته پرتنش رابطهشان را فراموش نکرده، پروژه سینمایی را به بستری برای بازگشت خشمی سرکوبشده تبدیل میکند؛ خشم و تنشی که به تدریج مرز میان زندگی شخصی و فرآیند فیلمسازی را محو میسازد.
بازی درخشان خاویر باردم
نقطه قوت اصلی «معشوق» در نحوه بازنمایی قدرت نهفته است. کارگردان، قدرت را نه در شکل آشکار و فیزیکی، بلکه در رفتارهای روزمره و ظاهراً آرام به تصویر میکشد. استبان شخصیتی نیست که با فریاد یا خشونت مستقیم بر دیگران سلطه یابد، بلکه کنترل خود را از طریق سکوت، تحقیرهای نرم، نگاههای طولانی و نوعی اقتدار پدرسالارانه اعمال میکند. فیلم به تدریج نشان میدهد چگونه کاریزما و اعتبار هنری میتوانند به ابزاری برای سرکوب عاطفی تبدیل شوند.
در این میان، بازی «خاویر باردم» اهمیت ویژهای پیدا میکند. او «استبان» را صرفاً به عنوان مردی خشمگین یا خودخواه بازی نمیکند، بلکه او را انسانی فرسوده و متناقض تصویر میکند؛ فیلمسازی که همزمان نیازمند تحسین دیگران و ناتوان از برقراری رابطه انسانی سالم است. مهمترین ویژگی بازی او، کنترلشدگی است. باردم اجازه نمیدهد شخصیتش به یک هیولای اغراقشده تبدیل شود و همین خویشتنداری، خشونت پنهان او را باورپذیرتر میکند. هرچه فیلم پیش میرود، شکاف میان تصویر روشنفکرانه این کارگردان و شخصیت واقعیاش آشکارتر میشود.
روایتی تلخ از شهرت و قدرت
در مقابل، شخصیت دختر نیز صرفاً نقش «قربانی» را ندارد. فیلم تلاش میکند او را نیز شخصیتی پیچیده نشان دهد؛ زنی که میان نفرت، وابستگی و میل به تأیید شدن گرفتار شده است. رابطه این دو، هسته اصلی فیلم را شکل میدهد؛ رابطهای که در آن گذشته مدام به زمان حال هجوم میآورد و امکان آشتی را ناممکن میکند.
سوروگوین برای تشدید این تنش روانی، از زبان بصری کنترلشدهای استفاده میکند.
- دوربین روی دست و نماهای نزدیک، حس بیثباتی و ناامنی را به فضای فیلم تزریق میکنند.
- در بسیاری از صحنهها، قاببندیها شخصیتها را در فضاهای بسته و خفه قرار میدهند، گویی آنها حتی در سکوت نیز زیر فشار نوعی خشونت نامرئی قرار دارند.
- لوکیشنهای خشک و بیروح نیز امتداد همین وضعیت روانیاند و فضای عاطفی سرد فیلم را تقویت میکنند.
با این حال، «معشوق» در نیمه دوم دچار افت ریتم میشود. سوروگوین گاهی بیش از حد در بحرانهای روانی شخصیتها باقی میماند و برخی صحنهها کارکرد دراماتیک خود را از دست میدهند. فیلم در این لحظات به تکرار تنشهای قبلی نزدیک میشود و میتوانست با حذف چند سکانس، انسجام بیشتری پیدا کند.
با وجود این ضعف، «معشوق» همچنان اثری قابل توجه درباره رابطه هنر و قدرت است؛ فیلمی که نشان میدهد چگونه شهرت و قدرت میتوانند به پوششی برای خشونت عاطفی تبدیل شوند. سوروگوین در این فیلم، بیش از آنکه درباره سینما حرف بزند، درباره انسانهایی سخن میگوید که سالها دیگران را زیر سایه کاریزما و قدرت خود فرسوده کردهاند. نتیجه، درامی سرد و تلخ است که اضطرابش تا مدتها پس از پایان فیلم باقی میماند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
