خبر کامل
نقش چین در منازعه ایران و آمریکا؛ ظرفیتها و چالشها

در پی سفرهای اخیر مقامات عالیرتبه ایران و آمریکا به پکن، نقش بالقوه و بالفعل چین در منازعه دیرینه میان تهران و واشنگتن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که روابط دو کشور همچنان در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قرار دارد و شکاف عمیق و رویکردهای متفاوت، مذاکرات را بینتیجه گذاشته است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا قدرتهای بزرگتری مانند چین میتوانند گره این منازعه پیچیده را بگشایند؟ بسیاری این تقابل را در چارچوب رقابت گستردهتر آمریکا و چین تحلیل میکنند.
چین و جایگاه فزاینده در غرب آسیا
حامد وفایی، کارشناس ارشد حوزه چین و استاد دانشگاه تهران، تأکید میکند که حضور چین در منازعات بینالمللی، بهویژه در غرب آسیا، طی یک دهه اخیر ابعاد تازهای یافته است. چین غرب آسیا را از اولویتهای اصلی سیاست خارجی خود تعریف کرده و نقشآفرینی مستمری در آن داشته است. موفقیت در میانجیگری میان ایران و عربستان سعودی نمونه بارز این نقش است. همچنین در موضوع فلسطین و اسرائیل، چین طرح «دو کشور» را ارائه داده و با هر دو طرف گفتوگو کرده است.
در مسئله هستهای ایران، چین به عنوان عضو دائم شورای امنیت، نقش فعال و مؤثری ایفا کرده است. در جریان جنگ اخیر و تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چین در میدان دیپلماسی فعال بود. وزیر خارجه چین بیش از ۳۰ تماس تلفنی با طرفهای درگیر، اروپا و کشورهای عربی برقرار کرد. پس از آن، نماینده ویژه چین به منطقه اعزام شد و رایزنیهای فشردهای برای برقراری آتشبس انجام داد. چین قطعنامه شورای امنیت را وتو کرد، طرح پنجمادهای مشترکی با پاکستان صادر کرد و در نهایت رئیسجمهور چین طرحی چهار مادهای برای ثبات و صلح در غرب آسیا ارائه داد.
وفایی اشاره میکند که در ماههای اخیر، بسیاری از رهبران جهان از جمله رؤسای جمهور آمریکا و روسیه و وزیر امور خارجه ایران به پکن سفر کردهاند و مسئله ایران یکی از موضوعات مهم در دستور کار این دیدارها بوده است. چین به دلیل جایگاه منطقهای و روابط گسترده با همه طرفها، ظرفیت ویژهای دارد. یکی از ویژگیهای سیاست خارجی چین، امکان جمع میان اضداد است؛ این کشور همزمان روابط راهبردی با فلسطین و اسرائیل، ایران و عربستان، و کره شمالی و کره جنوبی دارد، در عین رقابت، مناسبات عمیقی با آمریکا نیز حفظ کرده است. این ویژگی به چین مرجعیتی برای ایفای نقش در چنین پروندههایی بخشیده است.
وی نتیجه میگیرد که هرچند رئیسجمهور آمریکا مستقیماً از چین درخواست میانجیگری نکرده، اما مسئله ایران در گفتوگوهای دو کشور مهم بوده و کشورهای منطقه و دستگاه سیاست خارجی ایران نیز از نقشآفرینی چین استقبال کردهاند. با این حال، ماهیت این نقش از میانجیگری دیپلماتیک تا مداخله سیاسی و امنیتی میتواند متغیر باشد.
رویکرد استراتژیک چین و موانع میانجیگری
محسن بهاروند، کارشناس ارشد حوزه اروپا و آمریکا و معاون پیشین وزارت خارجه، توضیح میدهد که چین همواره بر نظام بینالملل مبتنی بر قواعد و منشور ملل متحد تأکید داشته است. این رویکرد طبیعی است زیرا بنیان جایگاه چین بر تجارت استوار است و تجارت نیازمند ثبات و پیشبینیپذیری است.
چین تلاش میکند رقابت استراتژیک خود با آمریکا به تقابل مستقیم و پرهزینه تبدیل نشود. این ملاحظه در چارچوب راهبرد کلان اقتصادی و توسعهمحور چین قابل تحلیل است. منطقه غرب آسیا نیز برای چین اهمیت ویژهای دارد زیرا بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز این کشور از این منطقه تأمین میشود و چین میتواند سیاست خارجی فعالتری در آن پیاده کند. بنابراین، ثبات این منطقه در راستای منافع چین است.
چرا ظرفیت چین تاکنون بالفعل نشده است؟
بهاروند معتقد است که چین از نظر ظرفیت، توان ایفای نقش را دارد و اقداماتی نیز انجام داده است. اما میانجیگری مؤثر، فراتر از صرف رایزنی و اظهار موضع است و نیازمند چند شرط است:
- تمایل واقعی طرفین: هر دو طرف باید چین را به عنوان میانجی بپذیرند.
- نزدیکی مواضع: مواضع طرفین باید آنقدر به یکدیگر نزدیک باشد که میانجی چشمانداز معقولی برای موفقیت ببیند.
وی نسبت به بالفعل شدن این ظرفیت در منازعه ایران و آمریکا تردید دارد، زیرا آمریکا احتمالاً تمایل ندارد حل چنین پروندهای به نام چین ثبت شود و امتیاز ژئوپلیتیکی برای پکن ایجاد کند. همچنین، فاصله دیدگاههای ایران و آمریکا همچنان زیاد است.
بهاروند سناریوهایی را برای ورود جدیتر چین متصور است، از جمله ورود به یک چارچوب همکاری هستهای صلحآمیز با ایران و ارائه تضمینهایی که هم برای ایران قابل قبول باشد و هم نگرانیهای طرف مقابل را کاهش دهد. با این حال، تا تحقق چنین سناریوهایی فاصله زیادی وجود دارد و در شرایط فعلی، بعید میداند چین بتواند این پرونده را به سرانجام برساند.
نقش دیپلماسی سران و چارچوبهای بینالمللی
وفایی در پاسخ به این پرسش که چرا میانجیگری چین تاکنون به نتیجه نرسیده، به عدم تعامل لازم ایران با چینیها در حوزه دیپلماسی سران اشاره میکند. او میگوید که آخرین سفر رئیسجمهور ایران به چین دوجانبه نبوده و ایران به دیپلماسی سران بین دو کشور نیاز دارد. وی تأکید میکند که طرح آتشبسی که پاکستان ارائه کرد، از پکن اعلام شد و چینیها از دستاندرکاران مهم این طرح بودند. این طرح در بند اول خود به آتشبس اشاره داشت و اکنون آتشبس با حضور پاکستان، تأیید آمریکا و جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است.
وی هشدار میدهد که طولانی شدن ماجرای تنگه هرمز میتواند چین را به سمت اعراب متمایل کند و این نیاز به مراقبت جدی دارد. وفایی تأکید میکند که چارچوبهای بینالمللی باید محترم شمرده شوند و خروج از NPT به معنی از دست رفتن حمایت چین خواهد بود. او به دوره احمدینژاد اشاره میکند که با وجود روابط اقتصادی قوی، چین به دلیل مواضع ایران علیه این کشور در شورای امنیت رأی مثبت داد.
ابهام در اهداف ایران و آمریکا
بهاروند معتقد است که میانجی نمیتواند چیزی را اختراع یا تحمیل کند. او میگوید: «نه ایران، نه آمریکا، هنوز دقیقاً نمیدانند خودشان میخواهند چکار بکنند.» برای میانجیگری، طرفین باید به این نتیجه رسیده باشند که به توافق نیاز دارند و اهدافشان روشن باشد. آیا هدف رسیدن به توافق با آمریکاست یا فقط رفع سایه جنگ؟ وی میگوید که توافق نیازمند پذیرش عقبنشینیها و قواعدی است که روابط اقتصادی نیز آن را پایدار کند و آمادگی ایران برای این کار را نمیبیند.
او ترامپ را «رئیسجمهور بیافتخاری» میخواند که به قواعد پایبند نیست و میخواهد با قلدری برای خود افتخار بسازد. این وضعیت گره کوری است که هر دو طرف باید تکلیف خود را روشن کنند. بهاروند تأکید میکند که چین در رفتارش بسیار با طمأنینه عمل میکند و تا از چیزی مطمئن نباشد، قدم برنمیدارد. برای همین، باید رفتوآمد و گفتوگوهای کافی صورت گیرد تا چین از نتیجه کار مطمئن شود.
چشمانداز همکاریهای منطقهای و تنگه هرمز
وفایی در ادامه بحث، به تلاش جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد نظم جدید منطقهای اشاره میکند. او میگوید که جایگاه چین در این نظم جدید هنوز مشخص نشده و ایران باید با چینیها در سطح سران رایزنی کند و مختصات نظم مورد نظر خود را توضیح دهد. وی تأکید میکند که در طرح چینیها برای نظم منطقه، کشورهای عربی نیز حضور دارند و پروپوزال ایران برای آینده منطقه نیز باید شامل آنها باشد.
او از ایران میپرسد که برای ۱۰ سال آینده در منطقه، بهویژه برای عبور امن از تنگه هرمز، چه برنامههایی دارد؟ آیا به دنبال توسعه بنادر جنوبی ایران با کمک چین برای خدماترسانی به کشتیها هستیم، یا صرفاً به دنبال دریافت عوارض برای عبور کشتیها؟ وفایی معتقد است که چین به عنوان یک قدرت جهانی، انتظاراتی در سطح برنامههای راهبردی دارد و روابط ایران و چین بر اساس «مشارکت جامع راهبردی» و برنامه ۲۵ ساله تنظیم شده است. او تأکید میکند که ایران باید طرح جامع و کاملی برای میانجیگری ارائه دهد، نه اینکه صرفاً از طرحهای دیگران حمایت کند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۰:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۹