خبر کامل
نقد فیلم «بلندیهای بادگیر»: هویت بصری خیرهکننده، داستان ضعیف
نقد فیلم «بلندیهای بادگیر»: زیبایی بصری در برابر ضعف روایی
فیلم «بلندیهای بادگیر» با حضور درخشان مارگو رابی و کارگردانی امرالد فنل، اثری است که تماشاگر را با هویت بصری خیرهکننده خود مجذوب میکند، اما در عمق داستان و پرداخت شخصیتها دچار ضعفهای اساسی است. این اثر که اقتباسی از رمان کلاسیک امیلی برونته است، نتوانسته انتظارات را برآورده سازد و به جای روایت وفادارانه، برداشتی شخصی و ناقص از احساسات شخصیتها ارائه میدهد.
کارگردانی امرالد فنل و چالش اقتباس
امرالد فنل، کارگردان اسکاری فیلم «زن جوان آتیهدار» (Promising Young Woman) که در سال ۲۰۲۰ جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را کسب کرد، این بار با چالش اقتباس از یکی از مهمترین رمانهای عاشقانه تاریخ ادبیات مواجه شده است. «بلندیهای بادگیر» فنل، آنطور که باید و شاید موفق عمل نکرده و بسیاری را شگفتزده کرده که چگونه کارگردان اثری چون «زن جوان آتیهدار» توانسته چنین فیلمی را بسازد. فنل خود اذعان دارد که فیلمش اقتباسی وفادارانه نیست، بلکه تلاشی برای بازآفرینی احساسات اولیه و غریزی مواجهه با داستان در دوران جوانیاش بوده است. این رویکرد، به جای عمق بخشیدن به داستان، آن را به برداشتی سطحی از روابط پیچیده شخصیتها تبدیل کرده است.
هویت بصری و فضاسازی؛ نقطه قوت فیلم
یکی از نقاط قوت بیچونوچرای «بلندیهای بادگیر»، هویت بصری فوقالعاده و سبک کارگردانی آن است. فیلم با یک سکانس اعدام ماهرانه آغاز میشود که فضایی از مرگ و شهوت را به مخاطب القا میکند. لحن سرد و ناامیدکننده فیلم، کاملاً با سبک روایی آن همخوانی دارد و از همان ابتدا، پایان تلخ عشق کتی و هیثکلیف را پیشگویی میکند. این لحن، حتی برخی از ضعفهای فیلمنامه در پرداخت شخصیتها را نیز میپوشاند.
عناصر گوتیک و طبیعت در روایت
فنل به طرز ماهرانهای از عناصر معماری عمارت و طبیعت برای پیشبرد داستان استفاده میکند. برف، سرما، فضای بارانی و بادهای ممتد، به عنوان فرمی قدرتمند، روایت را به جلو میبرند. فضای متشنج طبیعت، آیینهای از جهان روایی فیلم است و به مخاطب میفهماند که قهرمانان قصه قرار نیست به سرانجامی مشترک برسند. در سنت گوتیک، فضا شخصیت پیدا میکند و خانه وادرینگ هایتز تنها یک لوکیشن نیست، بلکه نیرویی دراماتیک محسوب میشود. سکانسهایی مانند سلاخی حیوانات و اعدام انسانها، با افکتهای صوتی و رنگی (مانند خون)، تشویش و ناراحتی شخصیتها را عمیقتر میکنند و بخشی مهم از سیستم معنایی فیلم را تشکیل میدهند.
ضعف در پرداخت شخصیتها و روابط
با وجود زیباییهای بصری، «بلندیهای بادگیر» در پرداخت شخصیتها و روابطشان ناکام میماند. فیلم فضایی مالیخولیایی را به تصویر میکشد که در آن هیچ فضای سالمی وجود ندارد؛ مه، بافتهای زبر، خون، گل، قمار، مرگ، تنهایی و عشق بیمارگونه، همگی به سمت روایتی مالیخولیایی سوق پیدا میکنند. شخصیتها نیز همگی بیمارگونه به تصویر کشیده شدهاند و گرفتار عشقهای دیوانهوار میشوند که بیشتر از عقدههای روانی نشأت میگیرد تا عشقی عمیق.
«حالا چیزی که امرالد فنل نشان میدهد نه عشق بلکه خواهشهای ناخودآگاه زخمی شخصیتهایش است. چیزی که قهرمانها بهدنبالش هستند نه عشق بلکه درمان گرههای روانیشان است.»
رابطه کتی و هیثکلیف، به جای نمایش عشقی آتشین، به خواهشهای ناخودآگاه و زخمی شخصیتها تقلیل مییابد. هیثکلیف به دلیل احساس بیارزشی و طردشدگی، و کتی به دلیل گذشته دردناکش، یکدیگر را مرهم عقدههایشان میبینند. فنل ایدهی ساخت یک فیلم روانشناسانه را دارد، اما در پرداخت آن موفق نمیشود. او به جای رشد روانی شخصیتها و نمایش کشمکشهای عمیق، به نمایش تصاویر اروتیک عاشقانه بسنده میکند که برای بیان پیچیدگیهای روانی کافی نیست.
موسیقی؛ عنصری نامتجانس
یکی دیگر از نقاط ضعف فیلم، انتخاب موسیقی است. فنل با انتخاب موسیقی مدرن در کنار معماری کلاسیک، به دنبال ایجاد فضایی پارادوکسیکال است. اما این تضاد، به جای تقویت روایت، به حواسپرتی مخاطب میانجامد. موسیقی در «بلندیهای بادگیر» هدر رفته و حتی اگر حذف شود، هیچ مشکلی برای روایت پیش نمیآید. این عدم هماهنگی، باعث میشود که موسیقی به عنصری اضافی و نامتجانس تبدیل شود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
