خبر کامل
«پس از عاشقی»؛ روایتی مستقل از گفتوگوی نسلها و طبیعت جاده چالوس

فیلم سینمایی «پس از عاشقی» در نشستی با حضور سازندگان، منتقدان و مخاطبان بررسی شد؛ اثری مستقل که گفتوگوی میان دو نسل، عشق و ازدواج و ثبت چشماندازهای جاده چالوس را در مرکز توجه خود قرار داده است.
روایت کارگردان از ساخت فیلم
محمدعلی صفورا، کارگردان «پس از عاشقی»، گفت فعالیت خود را از فیلم کوتاه آغاز کرده و حدود ۲۵ سال در حوزه سینما و پویانمایی به تدریس دانشگاهی پرداخته است. او فیلمسازی را در کنار پژوهش و آموزش، علاقه همیشگی خود دانست.
صفورا توضیح داد که ساخت یک فیلم سینمایی کاملاً مستقل، با بودجه شخصی کارگردان، در شرایط اقتصادی موجود دشوار است. او پیشتر سه یا چهار طرح را برای نهادهای متولی تولید فیلمهای اول ارسال کرده بود، اما تغییر دستگاهها، دولتها و مدیران باعث شد روند بررسی طرحها بارها از ابتدا آغاز شود. در نهایت، او تصمیم گرفت پسانداز خود را برای ساخت این فیلم هزینه کند.
اکران در گروه هنر و تجربه
کارگردان فیلم، فراهمشدن امکان اکران «پس از عاشقی» در گروه سینمایی هنر و تجربه را مهم دانست و گفت شرایط نمایش فیلمهای فرهنگی و هنری دشوار شده است. به گفته او، این اکران فرصتی فراهم کرده تا فیلم دیده شود و با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند.
پخش «هنر و تجربه» فرصتی بود تا فیلم دیده شود و با مخاطب خودش ارتباط برقرار کند.
جاده چالوس و گفتوگوی نسلها
صفورا ثبت زیباییهای جاده چالوس را نخستین انگیزه شکلگیری فیلمنامه عنوان کرد. او معتقد است با ادامه تغییرات محیطزیستی، ثبت تصویری وضعیت امروز این جغرافیا ممکن است در ۱۰ یا ۲۰ سال آینده ارزش بیشتری پیدا کند.
به گفته او، انگیزه دوم ساخت فیلم، ایجاد گفتوگو میان نسلهای مختلف بوده است؛ گفتوگویی که شاید به شکلگیری نوعی صلح میان دو نسل منجر شود. او عشق و ازدواج را محور اصلی فیلم دانست و ابراز امیدواری کرد اثر بتواند زمینه گفتوگوهای سازنده درباره این موضوعات را فراهم کند.
سفر بیرونی و کشف درونی
صفورا در توضیح الگوی سفر در فیلم، به نمونههایی از ادبیات شرق اشاره کرد؛ از جمله الگوهای عطار، سیمرغ، سهروردی و فردوسی. از نگاه او، در این الگوها سفر فیزیکی با سفری درونی ترکیب میشود و شخصیت به شناخت، شهود یا اشراقی تازه دست مییابد.
او همچنین بر اهمیت ساختار روایت تأکید کرد و گفت میخواسته فیلمی بسازد که پیشفرضهای مخاطب را در پایان تغییر دهد. صفورا عباس کیارستمی، بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی را از گوهرهای ماندگار سینمای ایران دانست و گفت توجه به آثار این فیلمسازان میتواند به بازتاب دوباره ارزشهای سینمای ایران در جهان کمک کند.
دیدگاه منتقد درباره فیلم
رامتین شهبازی، منتقد سینما، گفت در «پس از عاشقی» برای دو شخصیت متعلق به دو نسل متفاوت، نوعی کشف و شهود درباره معنای زندگی شکل میگیرد. به گفته او، پدر از مرور خاطرات خود به این دریافت میرسد و پسر نیز با مواجهه با خاطرات پدر، به تجربهای مستقل و غیرمستقیم دست پیدا میکند.
شهبازی سینما را امکانی برای دستیابی به تجربههای غیرمستقیم دانست و افزود انسان فرصت تجربه همه چیز را ندارد و بخش مهمی از شناخت خود را از تجربه دیگران به دست میآورد.
خوانش زیستمحیطی و تأثیر کیارستمی
این منتقد، فیلم را از نظر نوع نگاه، وامدار سینمای عباس کیارستمی دانست و آن را در چارچوب «سینمای زیستمحیطی» نیز قابل بررسی عنوان کرد. به باور او، توجه فیلم به طبیعت و نگاه مؤلف، نشان میدهد که دغدغه محیطزیست در شکلگیری اثر نقش داشته است.
شهبازی همچنین به نقش محسن قصابیان اشاره کرد که در فیلم شخصیتی عکاس را ایفا میکند. او عکاسی این شخصیت را شکلی از مشاهده، نزدیکشدن و جستوجو دانست؛ فرایندی که در قابهای تصویری فیلم نمود پیدا میکند.
تفاوت الگوهای شرقی و غربی
شهبازی با اشاره به فیلم «خانه دوست کجاست؟» گفت سفر قهرمان در آثار کیارستمی الزاماً با الگوی جوزف کمبل و اسطورههای غربی منطبق نیست و میان سفر بیرونی و درونی حرکت میکند. او این رویکرد را نزدیک به نوعی کشف و شهود شرقی دانست.
به گفته شهبازی، در بسیاری از روایتهای شرقی، تجربه و دریافت درونی شخصیت اهمیت ویژهای دارد؛ در حالی که در الگوهای غربی، روند دگردیسی مرحلهبهمرحله بیشتر مورد تأکید قرار میگیرد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
