آیکون خبر

خبر کامل

آقاجری: مشروطیت پس از ۱۲۰ سال همچنان پروژه‌ای ناتمام است

هاشم آقاجری در نشستی درباره نسبت مشروطیت با ایران امروز گفت پروژه مشروطه هنوز پایان نیافته و جامعه ایران پس از ۱۲۰ سال از ایده شهروندی به تحقق کامل آن نرسیده است.

مشروطیت؛ پروژه‌ای همچنان ناتمام

آقاجری، پژوهشگر تاریخ، در نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» اظهار کرد که با وجود دشواری سخن گفتن از مشروطیت در شرایط پرمخاطره کنونی، این بحث از منظر تاریخی ضروری است.

«مشروطیت، پروژه‌ای ناتمام است.»

او دلیل این ناتمامی را تداوم مسئله‌ای دانست که نسل‌های پیشین نیز با آن روبه‌رو بودند؛ به گفته او، تا زمانی که مسئله تاریخی مشروطیت از میان نرود و موضوعیت خود را از دست ندهد، پرداختن به آن همچنان حیاتی است.

فاصله میان ایده و واقعیت شهروندی

آقاجری گفت ایران هنوز پس از ۱۲۰ سال از ایده شهروند به واقعیت شهروند گذر نکرده و از نظر تاریخی در تعلیق میان رعیت‌بودگی و شهروندی قرار دارد.

او در توضیح چارچوب روش‌شناختی خود، فرایندهای تاریخی را حاصل تعامل دو دسته عامل دانست:

  • زیربناها: عوامل مادی، اجتماعی و طبقاتی؛
  • روبناها: عوامل فرهنگی، ایدئولوژیک، حقوقی و سیاسی.

به گفته او، در مقاطع کوتاه‌مدت ممکن است میان ذهن و عین یا میان زیربنا و روبنا گسست ایجاد شود؛ هرچند در تحلیل بلندمدت تاریخی، گسست کامل میان این حوزه‌ها ممکن نیست.

بحران‌هایی که به شکل‌گیری مشروطه انجامیدند

آقاجری مشروطیت را پاسخ نخبگان ایران به مجموعه‌ای از بحران‌های سده نوزدهم دانست. این بحران‌ها عبارت بودند از:

حوزهبحران
روابط خارجیوابستگی دوگانه به روسیه و انگلیس
توسعهتوسعه‌نیافتگی
حکمرانیضعف دولت
اجتماعی و اقتصادیفقر و بی‌عدالتی

او انقلاب مشروطه را حرکتی نخبه‌محور با مشارکت توده مردم توصیف کرد و گفت در آن دوره، نیروهای مادی، اجتماعی و طبقاتی از تحولات فرهنگی، ایدئولوژیک، حقوقی و سیاسی عقب‌تر بودند. به گفته او، نخبگان ایران در آغاز قرن بیستم فرهنگ سیاسی لازم برای نظام مشروطه را در اختیار نداشتند.

از مشروطه تا کودتا؛ غلبه دغدغه نظم

آقاجری تحولات فاصله میان مشروطه و کودتا را در شکل‌گیری ذهنیت‌های سیاسی مؤثر دانست. او ترور، افراط‌گرایی، جنگ جهانی اول و قحطی را از عواملی برشمرد که به‌تدریج بخشی از روشنفکران را به این نتیجه رساند که نظم و امنیت، حتی با هزینه سرکوب، اولویت دارد.

او سه مقطع مشروطیت، نهضت ملی و انقلاب ۵۷ را لحظه‌های مهم و سرنوشت‌ساز تاریخ ایران در قرن بیستم دانست.

مدرنیزاسیون بدون مدرنیته

به گفته آقاجری، مشروطیت به دنبال مدرنیزاسیون مبتنی بر مدرنیته بود، نه صرفاً نوسازی نهادی. او معتقد است در دوره رضاشاه، بخش‌هایی از مدرنیزاسیون، از جمله در ارتش، بروکراسی و ساخت‌وسازهای دانشگاهی، پیش رفت؛ اما مؤلفه‌های سیاسی و اجتماعی مدرنیته کنار گذاشته شد.

او این مؤلفه‌ها را تبدیل رعیت به شهروند، حکومت قانون، نظام نمایندگی و پاسخ‌گویی، آزادی، برابری و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود برشمرد.

آقاجری دوره محمد مصدق و نهضت ملی را تلاشی برای تجدید عهد با مشروطیت توصیف کرد و گفت کودتای ۲۸ مرداد این فرصت تاریخی را از مردم ایران گرفت. او انقلاب ۵۷ را محصول منطقی کودتای ۲۸ مرداد دانست.

ائتلاف نیروهای مدرن و سنتی در انقلاب ۵۷

این پژوهشگر تاریخ گفت نیروهای حاضر در انقلاب ۵۷ از دو بخش مدرن و سنتی، از جمله نیروهای بنیادگرا، تشکیل شده بودند. به گفته او، قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی بازتاب ائتلاف ناپایدار این دو بخش بود و در ادامه، بر اثر تغییرات اجتماعی و گفتمانی، بخش سنتی و بنیادگرا بر بخش مدرن غلبه یافت.

او افزود که جمهوری اسلامی از سال ۵۸ به بعد در درون خود از نظر گفتمانی حاوی پارادوکس بوده است؛ پارادوکسی که در قانون اساسی دوم در سال ۶۸ و سپس در روندهای عملی نظام سیاسی تشدید شد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗